. .

شما اینجا هستید

مطالب تصادفی در سایت علمی نخبگان جوان | com.نخبگان

آیا فرقه ی وهابیت دین است ؟

PDF version
کل آرا: 418
دسته بندی: 
اين فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » ازمردم «نجد» مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تيميه » گرايش داشت . نام اين فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عينيه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت .

فرقه وهابيه

اين فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » ازمردم «نجد» مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تيميه » گرايش داشت . نام اين فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عينيه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت .

چگونگي شکل گيري فرقه وهابيت

عوامل شکل گيري فرقه وهابيت مانند برخي از فرقه‌هاي ديگر، ريشه در مباني و عملکرد رهبران و بنيانگذاران آن دارد بر اين اساس لازم است مباني و عملکرد بنيانگذار اين فرقه بررسي شود.اين فرقه منسوب به "محمد بن عبدالوهاب" از مردم "نجد" است که در سال 1115 هجري قمري در شهر عُيينه متولد شد که پدرش در آن شهر قاضي بود. وي از کودکي به مطالعه کتاب‌هاي تفسير و عقايد و حديث سخت علاقه داشت و فقه حنبلي را نزد پدر خود که از علماي حنبلي بود آموخت. محمد بن عبدالوهاب از آغاز جواني، بسياري از اعمال مذهبي مردم "نجد" را زشت مي شمرد. او در سفري که به زيارت خانه خدا رفته بود، بعد از انجام مناسک حج به "مدينه" رفت و در آن جا توسل مردم به پيامبر را که نزد قبر حضرت انجام مي دادند، انکار کرد سپس به "نجد" مراجعت کرد و از آن جا به بصره رفت و مدتي در آن شهر ماند و با بسياري از اعمال مردم آن شهر نيز مخالفت کرد.

مردم بصره وي را از شهر خود بيرون کردند. در اين هنگام که 1139 هجري بود، پدرش عبدالوهاب از "عيينه" به "حريمله" انتقال يافت. وي با پدرش همراه شد و کتاب‌هايي را نزد پدر فرا گرفت و به انکار عقايد مردم "نجد" پرداخت به اين مناسبت ميان او و پدرش نزاع و جدال در گرفت همچنين بين او و مردم "نجد" منازعات سختي رخ داد و اين امر چند سال دوام يافت تا اينکه پدرش "عبدالوهاب" در سال 1153 از دنيا رفت. وي پس از مرگ پدر به اظهار عقايد خود پرداخت و قسمتي از اعمال مذهبي مردم را انکار کرد. جمعي از مردم حريمله از وي پيروي کردند و کار وي شهرت يافت. وي از شهر حريمله به شهر عينيه رفت. رييس شهر عيينه در آن وقت عثمان بن حمد بود. عثمان عقايد شيخ را پذيرفت و او را گراميداشت و قول داد که وي را ياري کند. شيخ محمد نيز اظهار اميدواري کرد که همه اهل نجد از عثمان بن حمد حمايت کنند.

خبر دعوت شيخ محمد و کارهای او به امیر احسا رسید. وی نامه ای برای عثمان نوشت که سرانجام عثمان عذر شیخ را خواست و او را از شهر بیرون کرد. شیخ در سال 1160 پس از آن که از عیینه بیرون رانده شد، رهسپار درعیه از شهر‌های معروف نجد شد. در آن وقت امیر درعیه، محمد بن مسعود جدّ آل سعود بود. وی به دیدن شیخ محمد رفت و به وی عزت و نیکی را بشارت داد. شیخ محمد نیز غلبه و قدرت محمد بن سعود را بر همه بلاد نجد بشارت داد بدین ترتیب ارتباط میان آن دو شکل گرفت. حمایت محمد بن سعود از شیخ محمد موجب شد که وی بر عقاید و افکار خود پافشاری کند. هر کدام از مسلمانان که از عقاید وی پیروی نمی کردند، کافر محسوب می شدند و برای جان و مال و ناموس آنان ارزشی قایل نبود.

جنگ‌هایی که وهابیان در نجد و خارج از آن از قبیل یمن و حجاز و اطراف سوریه و عراق می کردند بر همین پایه قرار داشت. هر شهری که با جنگ و غلبه بر آن دست می یافتند برای آن‌ها حلال بود. کسانی که با عقاید او موافقت می کردند باید با وی بیعت کنند و اگر کسانی به مقابله بر می خاستند باید کشته شوند و اموالشان تقسیم می شد. طبق این رویه مثلاً از اهالی یک قریه به نام فصول در شهر احسا سیصد مرد را به قتل رساندند و اموالشان را به غارت بردند!

سرانجام شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت و پس از وی پیروان او به همین روش ادامه دادند مثلاً در سال 1216 امیر سعود سپاهی مرکّب از بیست هزار را مجهز کرد و به کربلا حمله ور شدند. سپاه وهابی جنایات بسیاری در شهر کربلا انجام دادند، از جمله پنج هزار تن و یا بیشتر را به قتل رساندند
آیین وهابیت بر اساس عملکرد، عقاید و باورهای شیخ محمد بن عبدالوهاب شکل گرفت. امروزه نیز این فرقه بر عقاید شیخ محمد و دیگر رهبران آن پافشاری می کردند.

عقاید وهابیت
فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است که به بعضی اشاره می شود، وهابی‌ها معتقدند که هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که اموری را ترک کند به هیچ یک از رسولان و اولیا توسّل نجوید. هر کس اقدام به این کار کند، مشرک می باشد* از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند و معتقدند هر کس از پیامبرطلب شفاعت کند، مانند این است که از بت‌ها شفاعت خواسته است.

از مسایل دیگری که وهابیان دربارة آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را "ابن تیمیه" و شاگرد معروف او "ابی القیم" عنوان کرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند بر همین اساس سعودی‌ها هنگامی که در سال 1344 هجری بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکی به دست آورند و اقدام کنند.

وهابیان بر این باورند که مسلمانان در طی قرون از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت‌هایی نهاده اند که با شرع اسلام مخالف است بر این اساس باید از اصولی که پیامبر(ص) تعیین کرده است، پیروی کرد بنابر عقاید وهابیان، هیچ کس حق ندارد به رسول خدا سوگند یاد کند و از الفاظی مانند: به حق محمد استفاده کند* زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: "فلا تدعوا مع الله احداً".*

وهابیون به جنگ با دیگر فرقه‌ها و مذاهب اسلامی معتقد هستند و مدعی اند باید به آیین وهابیت در آیند یا جزیه دهند از این رو همیشه مسلمانان دیگر را به کفر متهم نموده، اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان می گویند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است.*

وهابیان در ادامه راه اهل سنت به مخالفت با تشیع پرداختند که این مخالفت شدیدتر بود. آنها گذشته از اختلاف با احکام و مسایل فرعی حتی از نظر اصولی و فکری نیز با تشیع مخالف بودند. آنها ازدوستی با اهل بیت (ع) دم میزدند ولی مدعی بودند که در این راه غلو نمی کنند . گرچه آرامگاه امامان شیعه در مدینه اولین جائی بود که توسط آنها ویران شد. آنها شیعیان را از هم تفکیک نمی کردند و همه فرق شیعه را یکی می دانستند این در حالی است که خود شیعه امامیه افراط و تفریط های نظری و عملی برخی دیگر از فرق شیعه و جریان های منحط و منفی تصوف و عرفان را قبول ندارد و حتی شیعیان غلوکننده در این مسیرها را خارج از تشیع می داند. روش وهابیان در برخورد با تشیع بیشتر بر پایه جعل٬ دروغ و تهمت است و در این مخالفت ها مواضع فکری و اصولی مهمی که قابل مقایسه با مکتب و اصول شیعی باشد را نداشته اند.

 

رهبران فرقه وهابيه :

وارث مقتدر و مسلط آئين وهابيت ، اندكى پس از پيدايش آن ، خاندان آل سعود شد.

اين خاندان كه از دير باز بر جزيره العرب دست داشته ، توانست با تكيه بر اين آئين و حمايت وگسترش واحيا آن تنها وارث بى چون وچراى وهابيت گردد.

1 -محمد بن سعود، نخستين فرد از خاندان سعود است كه مذهب وهابيه را قبول كرد (م 1279 ق )

2 - عبدالعزيز بن سعود. وى بر «احساء» و«قطيف » دست يافت وسواحل خليج فارس را نيز در اختيار گرفت . در سال 1216 ق كربلا را غارت كرد. اندكى بعد مكه وطائف را زير نفوذ گرفت وبر عمان دستيافت . در سال 1218 قمرى توسط يكى از شيعيان كشته شد.

3 - سعود بن عبدالعزيز. در دوره رهبرى وى وهابيان به بغداد وعمان مكه و مدينه و حوران يورش بردند. نام سلطان وقت را از خطبه ها برداشتند .نيروهاى عثمانى وهابيان بردند. نام سلطان وقت را از خطبه ها بر داشتند. نيروهاى عثمانى وهابيان را شكست دادند و شهرها را پس گرفتند. وى در سال 1229 قمرى درگذشت .

4 - عبدالله بن سعود. وى توسط طولون پاشا شكست خورد ودستگير گرديد. او وفرزندان او در سال 1233 قمرى در قسطنطنيه به دار آويخته شدند.

5 - مشارى بن سعود (برادر عبدالله ). اونيز توسط محمد على پاشا دستگير گشت و در سال 1234 قمرى در راه مصر در گذشت .

6 -تركى بن عبدالله بن محمد بن سعود. وى قدرت را در رياض بدست گرفت . اندكى بعد مصريان وى را از شهر بيرون راندند. ولى او دوباره قدرت را بدست آورد وبه رياض بازگشت . تركى بر احسا وبحرين دست يافت ودرسال 1249 قمرى توسط مشارى بن عبدالرحمن كشته شد.
7 - مشارى بن عبدالرحمن بن مشارى بن حسن بن مشارى بن سعود 8 - خالد بن سعود (1257 - 1255 ق )
9- عبدالله بن شبيان بن ابراهيم بن شبيان (1259 - 1257)

10 - فصيل بن تركى (دوبار قدرت را بدست گرفت : بار اول 1255 قمرى ، وبار دوم 1282 - 1259 قمرى )

11 -عبدالله بن فصيل بن تركى (سه بار قدرت را بدست گرفت : 1291 - 1287 ق و 1301 - 1300 و 1304 - 1301 قمرى )

12 - سعود بن تركى .
13 - محمد بن سعود
14 - عبدالرحمنبن فصيل
15 - محمد بن فصيل
16 - عبدالعزيز بن عبدالرحمن فصيل
خاندان آل سعود

همچنان سيادت وقدرت خود را بر سراسر جزيره العرب حفظ كرده اند و اينك بر سرزمين وحى حكومت ميكنند. «ملك فهد» پادشاه عربستان سعودى وارث اجداد واسلاف خويش است كه با اقتدار كامل بر تخت سلطنت نشسته وخود را «خادم حرمين شريفين » معرفى مى كند.

تهاجم وتخريب :

وهابيان به انجام عقايد وشعائر خويش پرداختند وبراى محو به اصطلاح آلودگيها از ساحت اسلام به تهاجم وتخريب روى آوردند:

1 - حمله به مدينه منوره : وهابيان از بيابهانهاى نجد تا صحراهاى حجاز تاختند و به مدينه يورش د بردند وحرم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را غارت كردند و مزار شريف نبوى را مورد بى احترامى قرار دادند.

2 - حمله به كربلاى معلى : وهابيان چند مرتبه به كربلا حمله برده اند در سال 1216 ق ، امير سعود به اتفاق سپاه نيرومندى از مردم نجد و عشاير جمو و حجاز و تهامه و...به عراق يورش بردند. در ماه ذوالقعده همان سال به شهر كربلا رسيده آن شهر را محاصره كردند.

سپاهيان وهابى برج و باروى شهر را خراب كرده ، وارد شهر شدند و گروه بسيارى از اهالى كربلا را در كوچه وبازار و منازل كشتند واموال مردم را غارت كردند.

گنبد روى آرامگاه امام حسين بن على عليه السلام را خراب كردند و صندوق روى بارگاه را كه از زمرد و ياقوت و جواهرات تزئين شده بود، گرفتند و بردند. در حدود دو هزار نفر ازمردم كربلا كشته شدند.

برخى مورخان ايرانى تاريخ حمله به كربلا را در ذوالحجه سال 1216 ق در روز عيد غدير نوشته اند. و هابيان به حرم مطهر امام حسين بن على عليه السلام اهانت روا داشتند.

3 - حمله به نجف اشرف : امير سعود از كربلا به نجف رفت (1216 ق ) و آن شهر را محاصره نمود. اهالى نجف به مقاومت پرداختند. وهابيان نتوانستند به داخل شهر راه يابند. مردم قبلا خزانه حرم امام على عليه السلام را به بغداد منتقل كرده بودند تا از غارت در امان بماند. در اين حمله ناموفق پنج تن از اهالى نجف كشته شدند.

در سال 1220 يا 1221 قمرى گروهى از وهابيان به رهبرى امير سعود به نجف يورش بردند. در اين حمله نيز با مقاومت مردم روبرو شدند.

در اين مقاومت مردم ، علما و طلاب شركت داشتند. نيروهاى امير سعود پانزده هزار نفر بودند كه هر چه كوشيدند، نتوانستند به شهر راه يابند. در اين درگيرى هفتصد نفر از وهابيان كشته شدند.

4 - حمله به شرق اردن : در سال 1343 قمرى گروهى از وهابيان به شرق اردن يورش بردند و بسيارى از مردم آن سامان را كشتند واموالشان را غارت كردند. دولت وقت اردن به كمك مردم شتافت و وهابيان عقب نشينى كرده ، شكست خوردند. در اين نبرد 300 نفر از وهابيان كشته شدند و تعدادى به اسارت در آمدند.

وهابيان براى گسترش قلمرو و نفوذ خود دست به هرگونه حركاتى ميزدند .اين حملات و حركات با قتل و غارت همراه بود. امير ان نيرومند حاكم بر صحراى نجد با وهابيان مخالفت مى كردند ولى نتوانستند از نفوذ و سيطره آنان جلوگيرى كنند.

اشراف مكه و حكام حجاز، وهابيان را خارج از دين معرفى ميكردندو از ورود آنان به حرم جلوگيرى مى نمودند. اين وضعيت در دوره رهبرى محمد بن سعود برقرار بود.

پس از وى عبدالعزيز بن سعود زمام امور در دست گرفت . او در سى سال اول امارت خود هميشه با قبائل مجاور در حال جنگ بود. در سال 1208 ناحيه احساء را فتح كرد و بر قطيف نيز دست يافت تصرف اين دو ناحيه ، وهابيان را بر خليج فارس راه داد.

وهابيان همچنان از ورود به حرم و انجام مراسم حج ممنوع بودند. سرانجام وهابيان اجازه مشروط يافتند. آنان بايد جزيه ميدادند تا امير مكه به آنان راه دهد.

در سال 1212 قمرى وهابيان بر امير مكه پيروز شدند و به قرار داد صلح راضى گرديدند.

در سال 1214 قمرى وهابيان توانستند در مراسم حج شركت كنند.

ديرى نپائيد كه قرار داد صلح نقض شد واختلاف بين دو طرف آغاز گرديد .جنگ خونين بين وهابيان و امير مكه سالها به طول انجاميد. در اين نبرد طولانى بار ديگر وهابيان پيروز شدند و شهر طائف را به تصرف خود در آوردند گويند: وهابيان مردم طائف را قتل عام كردند، كودكان را سر بريدند، قاريان قرآن را در حال تلاوت كشتند وقرآنها و كتب حديث را سوختند اين واقعه در سال 1217 قمرى روى داد. وهابيان پس از تصرف طائف قصد داشتند بهمكه روند، اما حضور حاجيان در مراسم حج ، آنان را ترساند. پس از پايان مراسم وعزيمت حجاج به او طانشان وهابيان رهسپار مكه شدند .در مكه چهارده روز اقامت گزيدند و مردم را به توبه وا مى داشتند. وهابيان به تخريب آرامگاهها و قبور و ديگر اماكن مقدس پيرامون حرم و مكه پرداختند. كليه ساختمانهائى را كه بلندتر از كعبه بود، ويران كردند آنان به هنگام اين شرك زدائى از ساحت اسلام ! شعار مى دادند و طبل مى زدند.اين پاكسازى سه روز ادامه يافت .

وهابيان مقرر داشتند كه كعبه حق انحصارى مذهب خاصى نيست : بايد كه نماز صبح را شافعيان بخوانند و نماز ظهر را مالكيان ، ونماز عصر را حنبليان و نماز مغرب را حنفيان بخوانند و بايد نماز عشا براى همه آزاد است . نماز جمعه را بايد «مفتى مكه » بخواند و بايد كهكتاب «كشف الشبهات » تاءليف : مجحمد بن عبدالوهاب در «مسجد الحرام » تدريس شود و همه مردم شركت كنند.

«سعود» 24 روز ديگر در مكه ماند، آنگاه براى دستگيرى شريف غالب به طرف جده رهسپار گرديد و آنجا را در محاصره انداخت و چون شهر داراى قدرت دفاعى نيرومندى بود، امير سعود نتوانست آنجا را فتح كند، ناگزير به نجد بازگشت و شريف غالب دوباره مكه را تصرف كرد.

همان طور كه قبلا اشاره شد، وهابيان به مدينه منوره نيز يورش بردند و بى احتراميها كردند، اشيا قيمتى را بردند ومساجد و قبور را ويران كردن ، حرم نبوى را غارت كردن وقبرستان بقيع را منهدم ساختند. قاضى و حاكم شرع مدينه را كه از طرف عثمانى منصوب بود، بيرون كردن و حاكمى به نام شيخ عبدالحفيظ از خود قرار دادند. مردم را از زيارت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله بازداشتند و شيعيان را از زيارت قبور ائمه عليه السلام در بقيع منع كردند.

يكى از مورخان عرب درباره حوادث مدينه نوشته است كه وهابيان قبه ائمه شيعه در بقيه را ويران كردند ولى به حرم نبوى صلى الله عليه و آله كارى نداشتند. امير سعود از مردم مدينه پرسيد: با قبه هاى بقيع چه بايد كرد؟ مردم از ترس گفتند:

بايد خراب كرد. وهابيان با كمك مردم قبه هاى را ويران ساختند و تمام جواهرات اهدائى اين مقابر را بردند.

وهابيان در سال 1222 قمرى مراسم حج را تعطيل كردند و مردم را از انجام مناسك باز داشتند.

در سال 1220 قمرى مردم عراق را از حج بازداشتند ودر سال 1222 قمرى مردم و شام را به مكه راه ندادند. اين ممنوعيت براى مردم عراق چهار سال و براى مردم مصر و شام سه سال برقرار بود. اقدامات وهابيان در اماكن شيعه واكنشهائى را به دنبال داشت فردى شيعه از اهالى عماريه موصل عراق به قصد كشتن عبدالعزيز پدر امير سعود راهى نجد شد. گويا قرار بود كه امير سعود عامل حمله به كربلا و نجف را بكشد، ولى چون دسترسى به او ممكن نبود، پدرش را از پاى در آورد.

اين مرد شيعى در لباس دراويش ، خود را فردى عابد وزاهد و گوشه گير نشان داد ومريد آل سعود معرفى كرد. او نتوانست با رفتار حساب شده خود، مورد توجه واحترام عبدالعزيز قرار بگيرد. سرانجام به هنگام نماز عصر، وقتى عبدالعزيز به سجده رفته بود، با دشنه شكم او را دريد و كارش را ساخت . ضارب توسط عبدالله بن محمد بن سعود (برادر عبدالعزيز) از پاى در آمد. در تواريخ آمده است كه ضارب افغانى الاصل بوده است ونام وى را از ملا عثمان نوشته اند. برخى منابع بر شيعه بودن ضارب تاكيد كرده اند كه از اهالى عماريه بوده است.

 

شاخه های وهابیت:

امروز وهّابيون به دو شاخه تقسيم شده اند:

1ـ سلفى هاى متعصّب و تندرو كه همه مسلمين جهان، جز خود را تكفير كرده و مشرك مى شمارند و خون و اموال آنان را مباح مى دانند; جمود در انديشه و خشونت در سخن و عمل از بارزترين ويژگى هاى آنهاست. از بحث هاى منطقى و عقلى گريزانند، در افغانستان، عراق، پاكستان و حتّى در زادگاه خود (عربستان) آن قدر خشونت آفريدند كه تمام دنيا از آن ها بيزار شدند و ترسيم بسيار زشتى از اسلام در جهان ارائه كردند كه براى زدودن آثار آن بايد سال ها تلاش كرد.
آن ها به پايان عمر خود نزديك شده اند، و به زودى صحنه ها را ترك مى گويند.

2ـ وهّابى هاى معتدل و روشنفكر كه اهل منطق و گفتمان و «حوار» هستند، به افكار ساير انديشمندان احترام مى گذارند و با ديگر مسلمانان به گفتگوى دوستانه مى نشينند.
نه فرمان قتل كسى را صادر مى كنند، نه مسلمانى را مشرك و كافر مى شمرند، و نه حكم به اباحه اموال و اَعراض مى دهند و روز به روز طرفداران بيش ترى پيدا مى كنند.
واين طليعه مباركى است براى جهان اسلام كه آثارش در كتابهايى كه اخيراً در حجاز منتشر شده و در جرايد و مناظره هاى تلويزيونى آنجا مشاهده مى شود.

بررسي مقايسه اي فرقه هاي خوارج و وهابيت:
خوارج:

در واقع، خوارج به معناي خروج کننده و شورش است. خوراج، جمع خارجي است. خارجي در دو معنا عام و خاص استفاده مي شود:
معناي عام آن به کسي گفته مي شود که عليه امام بر حق و مورد قبول مسلمان ها شورش نمايد. اما آن چه بر معناي خاص آن اطلاق مي گردد، همان است که در جنگ صفين در اعتراض به حکميت، در مقابل امام علي(ع) شورش کردند و با وي جنگ نمودند و سپس کار خودر ا با آرايي مانند کافر بودن گناهکار و وجوب جنگ با کافر، توجيه کردند.

به اين فرقه، مارقين نيز گفته شده است که به معناي خوارج است. خوارج و مارقين القابي است که مخالفان به آنها اطلاق کرده اند. البته، خوارج، لقب مارقين را نمي پذيرند، زيرا آنها خود را خارج از دين نمي دانند، بلکه مخالفان خود را اين چنين مي پندارند.

آنها معتقد بودند که جان خود را براي خدا و آخرت مي فروشند و حتي به آياتي نظير (و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله) استناد نموده اند. آنها خود را شراه که جمع شاري به معناي فروشنده است، مي خواندند. لازم به ذکر است که علت نام گذاري اين فرقه به مارقين، حديث پيامبر درباره شخصي است که به نحوه تقسيم غنايم از سوي پيامبر اعتراض کرد و عمل پيامبر را غير عادلانه قلمداد نمود. پيامبر در اين باره فرمودند: از نژاد اين مرد، گروهي پديد مي آيد که «يمرقون من الدين کما يمرق السهم من الرميه؛» يعني از دين، خارج مي شوند، همان گونه که تير از کمان خارج مي گردد.

الف) پيشينه تاريخي:
پيدايش خوارج با ظهور شيعه هم زمان بود، زيرا اين دو مانند يک فرقه در زمان علي(ع) ظاهر گشته، همگي از ياران حضرت بودند، اگر چه انديشه شيعه بر افکارخوارج، مقدم بود.

پيدايش خوارج در سپاه علي(ع) به زمان جنگ ميان علي(ع) و معاويه در صفين بر مي گردد که ماجراي حکميت پيش آمد و معاويه براي فرار از معرکه جنگ، قرآن ها را بر سر نيزه کرده تا قرآن را حکم و قاضي خود و سپاه مقابل قرار دهند، ولي علي(ع) بر ادامه جنگ اصرار مي ورزيدند. در اين هنگام گروهي از سپاه حضرت بر ضد او شورش کرده، از وي خواستند به حکميت تن در دهد. جالب اين جاست که خوارجي که علي(ع) را به حکميت واداشتند و بر گزينش حکمي معين (ابوموسي اشعري) واداشتند و مجبور ساختند، به دنبال اين ماجرا نزد حضرت آمده، پذيرش حکميت را گناهي بزرگ شمردند و از وي خواستند تا توبه کند؛ زيرا او کافر گشته است. شعار آنها «لاحکم الالله» بود که گروهي از عرب هاي صحرا نشين نيز پيرو او گشتند.

اين فرقه در مقايسه با ديگر مذاهب اسلامي، سر سخت ترين فرقه در دفاع از مذهب خويش بوده اند و براي عقايد و انديشه هاي خود بيشترين از خود گذشتگي را نشان داده اند.

خوارج از لحاظ اين که واژه هاي جذاب بر عقل آنها غالب بوده، مانند ژاکوبيان هستند. (ژاکوبيان: افرادي که در جنگ با مردم در جريان انقلاب فرانسه با شعارهاي دلفريبي چون، آزادي، برادري و مساوات، انسان هايي زيادي را کشته و جنايات بي رحمانه اي مرتکب شدند.)

خوارج نيز تحت تاثير واژه هايي چون، ايمان، لاحکم الالله و برائت جويي از ستمگران، خون مسلمانان را مباح دانسته و آنها را مورد تهاجم قرار دادند.

البته خوارج به جز جنگاوري يا تمسک به ظواهر الفاظ، عشق به جان فشاني، علاقه به مرگ و استقبال از خطرها داشتند و اين ويژگي ها ناشي از جاه طلبي و اختلال روحي و عصبي آنها بود، است.

بعضي از خوارج نيز کلام علي(ع) را هنگام ايراد خطبه قطع کردند. نشانه بسياري از خوارج، صفت اخلاص آنها بود، ولي اخلاصي توام با گرايش و تعلق خاطر به جهت و گروهي خاص که بر فهم و درک آنان چيره گشته بود. با اين حال، تعصب و عدم بي طرفي برايشان غلبه داشت. اين که صفات نا هم گوني در خوارج جمع شده بود نظير: تقوا و اخلاص از يک طرف و انحراف، سبک مغزي، تعقيب، خشونت، ناسازگاري و بي باکي هنگام فراخوان مردم به آن چه خود اعتقاد داشتند، از سوي ديگر، و هم چنين يک سو نگرانه و متعصبانه افکار و انديشه هاي منحرف خود را بازور و سنگدلي و بدون مدارا به مردم تحميل مي کردند. شايد دليل اين اجتماع صفات ناهمگون و متضاد در آنها اين است که بيشتر خوارج از عرب هاي صحرا نشين بود، و فقط عده کمي از آنها از اعراب ساکن روستاها بوده اند و با ظهور اسلام نيز وضع مادي آنان بهتر نشد. در واقع مجموعه اي از عوامل دست به دست هم داد انها به خشونت، بي رحمي و تندي روي آورند.

بيشتر خوارج از ميان قبايل عربي بودند و از موالي (غير غرب) در ميان آنان وجود نداشت، و يا اگر بودند، قليل بودند. آنها از موالي گريزان بودند و بر ضد آنان تعقيب مي ورزيدند. و شايد اين با حسادت آنها نزديک باشد؛ چرا که خوارج حتي به قريش هم به دليل سلطه بر خلاف و اختصاص آن بر قريش و نه ديگران حسادت مي کردند.

در اين جا به عقايد مشترک فرقه هاي خوارج مي پردازيم:

ب)عقايد مشترک خوارج
قبل از پرداختن به اين بحث بايد به فرقه هاي متعدد خوارج اشاره کنيم که درباره تعيين فرقه هاي اصلي آنها اختلاف نظر وجود دارد. البته پنج فرقه مهم تر از ديگر فرقه ها بوده و ديگر فرقه ها از آن مشعب شده اند.
فرقه هاي اصلي خوارج:

1. محکمه الاولي: همان گروه اوليه اي که در جنگ صفين در مقابل علي(ع) قرار گرفتند.
2. ازارقه: آنها در تبديل شدن خوارج به يک گروه مذهبي و کلامي و نه صرفا سياسي نقش داستند. آنها مخالف خود را مشرک و کافر مي دانستند.
3. نجدات با نجديه: اين گروه در مجموع عقايد متعادلي داشتند.
4. صفريه: اين گروه کشتن اطفال و زنان مخالفان خود را جايز نمي دانند.
5 .ابا فيه: معتدل ترين فرقه خوارج هستند. آنها، مرتکبين کبيره را کافر مي دانند نه مومن

 

روش هاي نوين تبليغ وهابيت و نحوه فعالیت آنها در ایران:

با توجه به تبلیغات گسترده ی فرقه ی وهابیت و تخصیص دادن هزینه های بسیار زیاد در جهت تبلیغات این فرقه در اکثر کشورها و بخصوص ایران اسلامی توجه شما را به برخی گزارشهای موجود در این زمینه از منابع مختلف خبری جلب می کنیم ...

گزارش اول:
گروه هاي سلفي با روش هاي نوين در ميادين اصلي شهر اصفهان به ترويج افكار خود مي پردازند.

به گزارش آريا، اخيرا گروه هاي سلفي در سطح شهر اصفهان به صورت گسترده اي براي ترويج خود ميان جوانان فعاليت مي كنند كه اين تبليغات بطور علني به ميادين اصلي شهر نيز رسيده است.

يكي از فعاليت هاي تبليغي كه اخيراً در اصفهان صورت مي گيرد، حضور جوانان آراسته و بسيار شيك پوش در ميادين اصلي شهر است كه قرآن هاي كوچكي را به همراه شماره تماس هاي محل هايي كه بشتر آنان محل آموزش قرآن و در محل هاي بالاي شهر اصفهان است به دختران هديه مي كنند.

بر اساس اين گزارش، اين قرآن هاي كوچك كه محل چاپ آنان در خارج ايران بوده است، تنها به دختراني كه پوشش مناسبي ندارند داده مي شود.

گفتني است، گروه ها و فرق متعددي در اصفهان در حال فعاليت هستند كه فعال ترين آنها گروه¬هاي سلفي هستند كه بابرگزاري مراسم هاي آموزش قرآن، تفاسير ضد شيعي خود را به جوانان ارائه مي كنند .

گزارش دوم:
فعاليت هاي فرقه وهابيت درکشورمان در دامنه اي از مناطق مرزي اعم از جنوب،غرب و شرق کشورتشديد شده و در دو قالب فرهنگي و اجتماعي در حال پي گيري است.
توزيع کتاب هاي ترويج کننده عقايد انحرافي فرقه وهابيت به زبان فارسي و نيز برخي کتب در اهانت به عقايد شيعه و اختلاف افکني ميان برادران شيعه و سني در قالب اعزام برخي مبليغن به کشور از جمله اقدامات در قالب فرهنگي است.
همچنين اين فرقه با حمايت مالي از يکي از کشورهاي عربي هزينه هاي هنگفتي را براي راه انداي فعاليت هاي اقتصادي ،تشويق گروه هاي هدف به ازدياد زاد و ولد براي تغيير ترکيب جمعتي ، تسهيلات به جوانان براي فعاليت هاي اقتصادي ،مونوپل کردن واردات برخي اقلام به گروه هاي هدف خود ،کمک براي براي نام گذاري فرزندان خانواده ها براي نام هاي مورد علاقه اين فرقه و... در چارچوب قالب اقتصادي خود انجام مي دهند.
گفته مي شود اين اقدامات تنها منحصر به ايران نبوده و د رديگر کشورهاي عربي نيز سالانه بيش از 30 تا 40 ميليون دلار جهت تبليغ فرقه وهابيت هزينه مي شود.

گزارش سوم:
وهابیت تلاش دارد با روش صهیونیستی جنوب ایران را به تسخیر خود درآورد.

به گزارش«شیعه نیوز» به نقل از البرز، برخی چهره های فعال وهابی با لباس اهل سنت فعالیت تازه ای را شیعیان در مناطق جنوبی کشور اغاز کرده اند.
این گزارش حاکیست براساس اعتقادات صهیونیستها بخشی اعظمی از خاک ایران درجنوب کشورمان درگذشته مرکز فعالیت یهودیان بوده است .

آنها براین باورند که شیراز مرکز این فعالیتها در گذشته به شمار میرفته است.
ازهمین رو و باتوجه به امکان معامله آسان با وهابیون وهمچنین بدلیل عدم امکان حضور صهیونیستها در کشور وهابیون به پیاده نظام ارتش صهیونیستها در جبهه آرام تسخیر جنوب تبدیل شده اند.
خرید اماکن و منازل متعلق به شیعیان دربرخی مناطق استان فارس و بوشهر از مهمترین راهکارهای حضور وهابیون در این مناطق بشمار میرود.
اخیرا تعدادی از سران اهل سنت با گرایش وهابی قصد دارند مرکزی را برای انجام فعالیتهای خود در شیراز دایر نمایند.
بهمین منظور این افراد برای خرید منازل متعلق به شیعیان جهت احداث مرکز خود با مالکان آنها وارد معامله شده اند.
خبرنگار البرز از بوشهر خبر داد جزایر کوچک این استان در خط مقدم تسخیر و آنچه عملیات پاک سازی منطقه از شیعیان نامیده میشود قرار دارد.
ایجاد مساجد ومراکز اهل سنت به منظورقرار دادن دراختیار وهابیون ازجمله مواردی است که با فشار سیاسی بعنوان اولین حربه درمنطقه درحال شکل گیری است.
خالی کردن برخی شهرکهای شمالی بوشهر از سکنه شیعه از چند سال پیش تحت عنوان خرید و مهاجرت برای اشتغال در دستور کار سران وهابیون حاشیه خلیج فارس قرار دارد.

 

نحوه مقابله با وهابیت در ایران:

روش مقابله با افزايش جمعيت وهابيت در ايران:
با توجه به گزارشهایی ،‌ بررسي‌هاي انجام شده و برخي آمار موجود حاكي از رشد و افزايش تعجب برانگيز تعداد پيروان فرقه ضاله وهابيت در شهرهاي مختلف جمهوري اسلامي ايران دارد. در همين راستا دكتر «علوي» استاد دانشگاه مشهد نيز در تماس با پايگاه حفا آماري تأسف انگيز از افزايش بي‌سابقه جمعيت فرقه ضاله شيعه ستيز خبر داد.

پس از درج شدن اخباري مبني بر انتقاد برخي مسئولان از افزايش جمعيت كشور، اين استاد دانشگاه مشهد در اين تماس با ارائه آماري از رشد جمعيت وهابي و مقايسه آن با شيعيان گفت: پس از تبليغ كاهش جمعيت توسط دولت وقت، عالمان سني تبليغ افزايش جمعيت براي رسيدن به اكثريت را شعار خود قرار دادند و تا امروز نتايج زيادي به دست آورده اند:

۱- امروزه به صورت رسمي و غيررسمي تبليغ مي‌كنند كه حداقل دو زن و بيست بچه داشته باشيد. خودشان در سخنراني‌ها تصريح مي‌كنند كه با اين كار مي‌خواهند به مرحله‌اي برسند كه ايران به كشوري سني مذهب تبديل شود. اگر فقط يك بار به سيستان و بلوچستان مراجعه فرماييد خواهيد ديد كه تبليغ چهار زن گرفتن و تكثير نسل چقدر بين اهل تسنن مشهور و مورد عمل است.

۲- نرخ رشد جمعيت در برخي مناطق سني كه اطلاع دارم 7% است اما در مناطق شيعي بين 1% تا 3/1% است. در برخي روستاهاي مختلط نشين (شيعه و سني نشين) وضع فاجعه بارتر است. مثلا روستايي را سراغ داريم كه در گذشته 65% آن را شيعيان و 35% را سني‌ها تشكيل مي‌دادند اما امروزه 86% را سني‌ها تشكيل مي‌دهند.

۳- مهاجرت اهل سنت سرريز شده از شهرهاي خود به شهرهاي شيعه نشين براي تغيير بافت جمعيتي نيز انكار ناپذير است. در شهرهاي فراواني، مناطق بلوچ نشين تشكيل شده است در حتي در گرگان - رشت و مشهد، چه رسد به شهرهايي مانند بيرجند، كرمان و غيره.

۴- ممكن است سوال شود: اهل سنت هميشه حاكمان مسلمان را «ولي الامر» دانسته و اطاعت از آنان را واجب مي‌دانستند، چگونه بر عليه سياست‌هاي دولت مقابله كردند؟ جواب كاملا روشن است زيرا سني‌ها به مرور زمان از سني به وهابي تبديل شدند و وهابي‌ها اطاعت از حاكم شيعه را حرام، كشتن شيعه را واجب و استتفاده از هر ابزاري براي مقابله با شيعيان را مباح و باعث ثواب مي‌دانند.

ناگفته نماند در اين زمينه حدودا ۶۰ فتوا از علماي وهابي در كتاب مجموع فتاوي دارللجنه علماي مكه و مدينه در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده است. نكته ديگري نيز مي‌تواند مسئله را تبيين كند. تا سال ۱۳۸۲ عمده حملات عليه شيعيان در سيستان و بلوچستان با بمب‌هاي صوتي صورت گرفتند اما از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ همه حملات انفجاري بودند و اين از پيامدهاي تبليغات وهابيت بين سني‌ها بود. از سال ۱۳۸۸ به بعد نيز حملات انتحاري شده‌اند يعني وهابي به خود بمب مي‌بندد و به اميد رسيدن به ثواب با كشتن شيعيان خود را بين شيعيان منفجر مي‌كند.

همچنان یکی از روشهای مقابله با وهابیت در ایران اسلامی نیز ، روشنگری در مورد این فرقه توسط تمامی ارگانهای خصوصی و دولتی در جهت رفع ابهامات ایجاد شده توسط این فرقه در دین ناب اسلام و همچنین ارسال مطالب و مقالات متعدد و اطلاع رسانی عمومی در این زمینه می باشد که سایت علمی نخبگان جوان نیز وظیفه خود دانسته که در این زمینه مقاله ای این چنینی تهیه و جهت اطلاع رسانی عمومی در اختیار تمامی دوستداران علم قرار دهد.

 

جنایات وهابیان:

با توجه به تصاویر نامناسب و جنایات ظالمانه و وحشیانه ی فرقه ی وهابیت ، سایت علمی نخبگان جوان از قرار دادن تصاویر و فیلم های موجود در این فضا خودداری کرده و علاقه مندان در صورت علاقه مند بودن به دیدن تصاویر می توانند از موتورهای جستجوگر مختلف تصاویر و فیلم ها را جستجو کنند و در این بخش تنها به تشریح جنایات در قالب متن می پردازیم.

در سالروز عید غدیر در هیجدهم ذیحجه سال ۱۲۱۶ هجری قمری امیر سعود بن عبد العزیز وهابی با سپاهی متشکل از بیست هزار مرد جنگی به شهر کربلا حمله ور شد.

کربلا در این ایام در نهایت شهرت و عظمت بود و زائرین ایرانی و ترک و عرب بدان روی می آوردند.

«سعود» پس از محاصره شهر سرانجام وارد آن گردید و کشتار سختی از مدافعین و ساکنین و زنان و کودکان آن نمود و برخی عدد کشته شدگان را یکصد و پنجاه هزار تن!

نوشته اند و می گویند جوی خون در کوچه های کربلا به راه افتاد و جالی این که اسم این کار را «جهاد فی سبیل الله» و مبارزه بار نشر توحید می گذارند!

• پس وهابی ها حرم مطهر حسین بن علی علیه السلام فرزند حضرت زهرا دختر پیامبر را ویران نموده و ضریح مبارک آن حضرت را از جای خود کندند و … حبیب بن مظاهر را سوزاندند و تمام ذخائر و نفائس حرم حسینی را چپاول کرده و اسبانشان را در صحن حرم مطهر بستند و در حرم شریف قهوه دم کردند و آن چنان در حرم مطهر،فساد و ویرانی بار آوردند که فاجعه کربلا و حادثه روز حره و کردارهای بنی امیه و متوکل عباسی تکرار شد.

کربلا پس از این حادثه به وضعی درآمد که شعرا برای آن مرثیه می گفتند.وهابیها در مدت متجاوز از دوازده سال،گاه و ناگاه به شهر کربلا و اطراف و همین طور به شهر نجف حمله می کردند و غارت و کشتار می نمودند.

وقایع کربلا را بسیاری از مورخان شرق و غرب و حتی مورخان سعودی نوشته اند.می توانید به کتابهای تاریخ المملکه العربیه السعودیه،عنوان المجد فی تاریخ نجد،تاریخ العربیه السعودیه نوشته دانشمند مشرق«ناسی لیف»و مفتاح الکرامه سید جواد عاملی و کتب دیگری مراجع فرمایید.

- در نهم ماه صفر در سال ۱۲۲۱ شبانگاه قبل از صبح،وهابیان به نجف حمله کردند و اهالی نجف را غافلگیر نمودند حتی برخی از وهابیان از دیوار سور نجف بالا آمدند و نزدیک بود شهر نجف را متصرف شوند و حرم شریف امیرالمؤمنین علی علیه السلام را تخریب نمایند که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام کرامات آشکار شد و معجزات روشن ظاهر گشت و از سپاهیان وهابی بسیاری کشته شدند و ناامید برگشتد.

در جمادی الثانی سال ۱۲۲۲ وهابیان به بیست هزار جنگجو – بلکه بیشتر- شبانه به نجف حمله کردند ولی با مقاومت مردم روبرو شدند و به شهر حله حمله کردند و سپس به کربلا حمله نمودند و این شهر را در روز روشن محاصره کردند.اهالی کربلا پشت دروازه شهر مقاومت کردند کشته ها دادند و از دشمن نیز بکشتند و سرانجام وهابیان بازگشتند و در عراق فساد و تباهی راه انداختند.

• در شعبان و رمضان ۱۲۲۵ وهابیان غزه،که توانایی حمله به شهرهای نجف و کربلا را نداشتند،اطراف نجف اشرف و کربلا را احاطه کرده و راه ها را بستند و در امتداد دو فرسنگ یا بیشتر از کوفه تا کربلا زائرین را محاصره کرده بودند و زائرین امام حسین و امیرالمومنین علی علیه السلام را که از زیارت نمیه شعبان به وطن های خود باز می گشتند اموالشان را غارت نموده و به قتل می رساندند.

• در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶ نیز بارها وهابیان به نواحی مختلف عراق حمله برده و قتل و غارت می کردندو گوسفندان و احشامشان را می گرفت و خودشان را هم کشتار می کردند.سرانجام کار به جایی کشید که عراقی ها به دولت انگلیس شکایت کرده و گفتند یا شما جلوی وهابیها را بگیرید و یا ما خود شخصا از خویشتن دفاع کنیم که در پایان هواپیمای لشکر عراق وهابیان را عقب راند.

• در روز عاشورای ۱۴۲۵ هجری قمری وهابیان با نام گروه القاعده با انفجارهای متعدد در کربلای معلی ما بین صفوف عزاداران حسینی فاجعه کربلا را تکرار نمودند که باعث به شهادت رسیدن تعداد زیادی از عزاداران اعم از مرد و زن و بچه شد.

• در روز ۲۵ رجب ۱۴۲۶ هجری قمری مصادف با شهادت امام موسی کاظم علیه السلام وهابیان با نام گروه القاعده با پخش غداهای مسمون و ایجاد ترس و رعب و انفجارات متعدد در کاظمین ما بین صفوف عزاداران امام موسی کاظم جنایت دیگری را مرتکب شدند که باعث به شهادت رسیدن حدود ۱۵۰۰ نفر اعم ا ز مرد و زن و بچه شد.

• پس از اشغال عراق توسط امریکا و متحدانش،وهابیان از این فرصت ایجاد شده توسط اربابانشان استفاده کردند و برای اقامه اعتقادات شومشان و ضربه زدن به اسلام و ایجاد تفرقه بین مسلیمن بارها و بارها مردم مظلوم عراق اعم از شیعه و سنی ما عرب و کرد،زن و مرد،بزرگ و کوچک،پیر و جوان را هدف اقدامات تروریستی خود قرار داده اند و آنها را به خاک و خون کشیده اند به حدی که قلم از ذکر آنها ناتوان و شرمسار است.

جنایات وهابیت در طائف

در ذیعقده سال ۱۲۱۷ هجری قمری پس از جنگهای متعددی که بین اهالی طائف و سپاه وهابیان جنایتکار رخ داد سرانجام اهالی طائف تسلیم شده و درخواست عفو و امان نمودند ولی وهابیان خیانتکار پس از ورود به قلعه طائف با هر کسی که مصادف می شدند به قتل می رساندند و زمین قلعه را با خون مردان،زنان و کودکان رنگین کردند.

وهابیان حتی به کودکانی که در گهواره آرمیده بودند و اطفال شیرخواری که در آغوش مادرانشان بودند رحم نکردند و همه را سر بریدند و به خاک و خون کشیدند و گروهی ا زمردم را که از شهر خارج شده و فرار کرده بودند دنبال کردند و کشتند.پیکر چاک چاک آن بینوایان را طعمه جانوران نموده، آنچه مال و ثروت یافتند به یغما بردند و مجددا سه روز بعد وهابیها برای افرادی که در داخل خانه ها مخفی شده بودند امان نامه فرستادند و این بار نیز وهابیها خیانت کرده و این افراد بیجاره را که اکثریت آنها را زنان و کودکان تشکیل می دادند لخت کرده و به مدت ۱۲ روز بدون آب و نان بر فراز تپه ای محاصره نمودند،گاهی با چوب و چماق آنها را می زدند و گاهی سنگ جاف به سوی آنها پرتاب می کردند و سرانجام پس از ۱۲ روز سلحشوران دلاور اهل طائف که تا آخرین نفس سنگر خود را ترک نکرده بودند، و دیگر اندوخته غذایی و رزمی نداشتند به وعده های مزدورانه وهابیهای بی ایمان اعتماد کرده و با دست خالی از سنگرهای خود بیرون آمدند و هابیها اینها را نیز بر فراز تپه قرار دادند و همگی را از دم شمشیر گذراندند و مدت ۱۶ روز پیکرهایشان بر فراز تپه طعمه درندگان و پرندگان بود.

پس از این قتل عام ها، وهابی ها در جستجوی خانه به خانه آنچه از مال و منال یافتند غارت و سرقت نمودند و به دنبال به دست آوری اموال تمام خانه های شهر و حتی توالت ها را کندند و کتابهای خطی نفیس و دیگر از قبیل قرآن کریم،کتب تفسیر،حدیث و دیگر علوم قرآنی و اسلامی همگی در زیر پای چکمه پوشان وهابی لگدمال شد،جلدهای چرمی گران قیمت که توسط هنرمندان اسلامی برای مصاحف شریفه تهیه شده بود در طول قرون و اعصار همانند مردمک دیدگانشان از آنها محافظت می کردند تبدیل به کفش و چاروق گردید.

وهابیها چون ا ز قتل عام مردم طائف و تقسیم غنائم جنگی فارغ شدند،براساس عقاید پوچ و باطلشان تمامی گنبد و بارگاهها و قبور متبرکه و مراقد مطهره و مساجد و مدارس دینی را ویران نموده و با خاک یکسان نمودند و حتی قبر شریف بسیاری از صحابه و علما را نبش نموده و بی حرمتی نمودند.

مجددا وهابیان در سال ۱۳۴۳ هجری قمری طائف را محاصره کردند و به زور وارد طائف شدند و مردم را اعم از مرد و زن و اطفال از دم تیغ گذراندند و رقم کشته شدگان که در میان آنها علما و صلحا کم نبودند نزدیک دو هزار نفر بود.آنها اموال مردم را غارت کردند و چنان کارهای زشت مرتکب شدند که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست و دل هر انسانی کباب می شود.چنانکه شافعی ها و برخی پرده داران و خدمتگزاران کعبه مکرمه که برای ییلاق به طائف آمده بودند دیده می شدند.طبق متون به دست آمده وهابیان آن چنان جنایاتی مرتکب شدند که زبان از بیان و قلم از جریان شرم دارد.

جنایات وهابیون در سوریه
در سال ۱۲۲۵ هجری قمری وهابیان به شام (سوریه فعلی) یورش بردند و دارائی همه مردم را تاراج کردند و غلات را سوزاندند و مردمان بی گناه را کشتند و زنان را اسیر کردند و کودکان را به قتل رساندند و خانه ها را ویران ساختند و فساد و آشوب به راه انداختند.

جنایات وهابیان در اردن
در سال ۱۳۴۳ جمعی از وابیها ناگهان به اردن حمله بردند و به مردم بی اطلاع و بی خبر«ام العمد» و همسایه آن هجوم آوردند و مردان و زنان بی گناه را کشتند و غارت کردند ولی طولی نکشید که با رانده شدن برخی و اسارت برخی دیگر عقب نشستند پس اسیران وهابی به فرمان انگلیس آزاد شدند و به پناهگاههایشان رسانده شدند.

مجددا در سال ۱۳۴۶ وهابیان با سپاهی متشکل از سی هزار نفر به اردن حمله کرده و قتل و غارت و خونریزی به راه انداختند.

جنایات وهابیان در یمن:
در سال ۱۳۴۱ وهابیان با حجاج یمنی که خلع سلاح بودند و هیچ گونه وسیله دفاعی با خود نداشتند رو برو شدند.آنان ابتدا با حجاج همراه شدند و به ایشان امان دادند ولی بعدا نیرنگ به کار بردند و وقتی که به دامنه کوه رسیدند وهابیان در قسمت بالا و پهنای کوه قرار گرفتند و حجاج یمنی در پایین کوه قرار گرفتند سپس وهابیان دهانه توپ ها را به سوی حجاج یمنی گرفته و همه را به گلوله بستند و تمامی حجاج یمنی را که هزار نفر بودند کشتند به جز دو مرد که فرار کردند و جریان کشتار وحشیانه حجاج یمنی را به دست وهابیان به اطلاع مردم رساندند.

جنایت وهابیان در حج و تعطیلی حج
در سال ۱۲۱۹ به سبب فتنه و آشوبهایی که وهابیان در مسیر حجاج و عرفات ایجاد کرده بودند و محاصره مکه توسط وهابیان حتی یک تن از حجاج نتوانستند به زیارت کعبه بیایند.

در سال ۱۲۲۰ هجرق قمری که وهابیها بر مکه تسلط پیدا کرده بودند عراقی ها از حج و زیارت خانه خدا ممنوع شد.

در سال ۱۲۲۱ نماینده وهابی ها نزد سرپرست حجاج شامی آمده و گفت: به شرط عدم همراه داشتن محمل اجازه ورود به مکه و انجام حج را خواهید داشت و در نتیجه حاجیان شامی از همان محل به شام برگشتند و آن سال حج را برگزار نکردند.

در سال ۱۲۲۱ محمل مصری ها به دست سعود حاکم وهابی ها آتش زده شد و پس از پایان برنامه حج کسی از طرف سعود ندا در داد که سال دیگر کسی که ریش بتراشد نباید به حج بیاید و ضمنا این آیه قرآن را خواند «یا أیها الذین آمنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا السمجد الحرام بعد عامهم هذا» ترجمه: ای مؤمنان بدانید که مشرکان پلیدند پس از این سال دیگر به مسجد الحرام نزدیک نشوند.و از همین سال کاروان حج شامی ها و مصری ها و به طور کلی غیر از وهابیان به اتهام شرک از اقامه حج و زیارت خانه خدا ممنوع شدند.

بنابراین کاروان حجاج عراقی از سال ۱۲۲۰ و کاروان حجاج شامی از سال ۱۲۲۱ و کاروان مصر از سال ۱۲۲۲ قطع گردید.بدین ترتیب برنامه حج از عراق چهار سال ، از شام سه سال و از مصر دو سال قطع شد تا اینکه در سال ۱۲۲۴ هجری قمری نخستین دولت سعودی و وهابی سرنگون شد و مدینه منوره و مکه معظمه از آلودگیهای وهابیان پاک شد و حج آزاد گشت.

به واسطه حمایت های انگلیس مجددا با تشکیل دومین دولت سعودی و تسلط مجدد وهابی ها بر مدینه منوره و مکه معظمه در سال ۱۹۲۴.م محدودیت هایی برای حجاج ایجاد شد.

در سال ۱۳۴۱ وهابیان با حجاج یمنی که خلع سلاح بودند روبرو شدند و به آنان امان دادند ولی بعدا خیانت کرده و وقتی که به کوه رسیدند از کوه بالا رفته و دهانه توپ ها را به سوی حجاج یمنی گرفته و تمامی حجاج را که هزار نفر بودند کشتند.

در سال ۱۳۴۳ هجری قمری به دلیل جنگ میان وهابیان و اهالی مکه و جده در این سال نیر برنامه حج کاملا تعطیل گشت.

۶ ذی الحجه – در سال ۱۳۴۴وهابیان به دلیل حرام دانستن برخی اعمال حجاج مصری در منی،مصریان را به سنگ بسته و عده ای از حجاج مصری را کشتند.

در سال ۱۴۰۷ وهابیان به حجاج ایرانی و سوریه ای و لبنانی،در ایام حج و در مکه – حرم امن الهی- به جرم سر دادن فریاد برائت از مشرکین و کفار حمله کردند و کشتار فجیعی از حاجیان در حال احرام و در حرم امن الهی کردند و مکهاین حرم امن الهی را بر شور اربابان انگلیسی و امریکایی خود ناامن نمودند و ایرانیان را عزادار و قلب مسلمانان آزاده جهان را جریحه دار نمودند و ایرانیان را به مدت ۳ سال از به جا آوردن اعمال حج محروم نمودند.

وهابیان را در تعطیلی حج و کشتار حجاج نباید سرزنش کرد چرا که آنان فقط به قولی که محمد بن عبد الوهاب به … و انگلیسی ها در مانع شدن مردم از حج داده است عمل می کنند!!!

جنایات وهابیان در افغانستان:
در اواخر سال ۱۳۷۲ شمسی شخص وهابی به نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد گردید و با گوویج از سوی کشور پاکستان و عربستان سعودی و آمریکای ام الفساد تقویت شد ودر شهریور ۱۳۷۵ شمسی کابل پایتخت افغانستان را تصرف کرد و سپس به کشتار مسلمانان مجاهد و مجاهدان شیعی مذهب روی آورد. و صدها هزار مسلمان را به خاک و خون کشید و باعث عقب ماندگی افغانستان شد.جهت اطلاع خوانندگان چند نمونه از کشتار بیرحمانه و جنایات ضد اسلامی و انسانی طالبان ذکر می گردد.

در جهاد سال ۱۳۷۷ شمسی اجلاسیهای در پیشاور تشکیل دادند و ۱۶۰ نفر از مفتی های درباری مزدور اهل سنت و وهابی جمع شده و به رایزنی پرداخته و سرانجام فتوائی را صادر کردند که همه مردان شیعه و پسر بچه های شیعه بالای هفت سال به قتل برسند و زنان و دختران و پسران کمتر از هفت سال شیعه به عنوان برده و کنیز به اسارت درآیند، پس از صدور فتوای ملاهای مزدور و از خدا بی خبر کشتار و قتل و غارت شیعیان توسط حکومت طالبان آغاز گردید.

در روز شنبه ۱۷/۵/۱۳۷۷ شمسی زنان و مردان و کودکان شهر مزار شریف از روی بامها به رگبار بسته شدند و اهالی شهر را قتل عام کردند و پس از آن به بیمارستانها رفته و بیمارهای شیعه مذهب را روی تخت خواب بیمارستان به شهادت رساندند و در روز دوشنبه ۱۹/۵/۱۳۷۷ شمسی اجساد هزاران شیعه روی زمین انباشته شده و طعمه درندگان شده بود.

در شهر میمنه هم طالبان به محله شیعیان رفته و تعداد زیادی از زنان و مردان و کودکان آنان را در تکیه خان جمع کرده و بر سر آنها نفت ریخته و طعمه حریق نمودند.

ملا منان نیازی در سخنرانی خود رسما اعلام کرد که هر کس یکی از اهالی هزاره یا یک شیعه را در خانه خود پنهان کند ما آن خانه را با اهلش به آتش می کشم.سپس گفت:امیرالمؤمنین ما(یعنی ملا عمر)برای مردم مزار شریف عفو عمومی داده اما این عفو شامل شیعه ها و هزاره ای ها نمی شود.

در سنگچارک و بلخاب و بامیان و یروان و کاپیسا و … شکم بانوان حامله شیعه را پاره می کردند و جنین آنان را بیرون آورده و سرش را می بریدند.زبان مردان و پستان زنان شیعه را نیز می بردند و چشمهای آنان را از حدقه بیرون می آوردند.(این مطالب در ابتدای عنوان «جنایات افغانستان» بیاید:

در روز جمعه عاشورای سال ۱۲۶۷ هجری قمری شیعیان قندهار در حسینیه ها جمع و سرگرم عزاداری برای عترت طاهره و ذراری پاک پیغمبر و سبط رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بودند که ناگهان وهابیان جنایتکار و سنی های متعصب با انواع اسلحه به حسینه ها وارد شدند و جمع کثیری از شیعیان بی دفاع حتی اطفان آنان را به فجیع ترین وضعی به قتل رسانیدند و اموالشان را به تاراج بردند و سالها شیعیان آزادی عمل نداشتند و حتی در روزهای عاشورا دو،سه نفری در سردابهای خانه ماجرای ریحانه رسول الله و مقتولین و مظلومین کربلا عزاداری می نمودند(۱)

(۱) نقل از شبهای پیشاور- چشمدیدها تألیف عبد القیوم فدوی – عزاداری سنتی شیعیان.

جنایات وهابیان در پاکستان:
در سال ۱۹۷۹ میلادی با تأسیس سپاه صحابه – این ارتش نظامی و تروریستی- در کشور پاکستان تا به امروز هزاران نفر از شیعیان مظلوم و بی گناه پاکستان اعم از مزد و زن و پیر و جوان به جرم داشتن مذهب حقه تشیع و دفاع و حمایت از ولایت اهل بیت رسالت علیهم السلام به دست «سپاه صحابه» و «لشکر جنگ لی»که از عمال وهابیت می باشند در نقاط مختلف پاکستان ترور شده و به شهادت رسیده اند.

مزدوران کوردل وهابی سپاه صحابه،هر روز تنی جند از شیعیان شیفته و عاشقان دلسوخته حسینی را به شهادت می رسانند و غالبا مغزهای متفکر را نشانه می روند.تعداد جوانان و فرهیختگان شیعه،که با ترور ناجوانمردانه سپاه صحابه،شربت شهادت نوشیده و به پیشوای محبوب خود حضرت اباعبدالله الحسین پیوسته اند از شعار بیرون است.

بر اساس گزارش «هرالد» گروه وهابی سپاه صحابه در شهر «هری پور»یک حسینیه،شش خانه و دو مغازه شیعیان را به آتش کشیدند،در شهر «مالو والی»به حسینیه شهر حمله کرده و گروهی را مجروح و شهید نمودند،و در «کوهات»نیز با نارنجک به حسینیه شهر حمله کردند و شعیان را به شهادت رساندند و در«حیدر آباد» به دسته عزاداران حمله ور شده،۲۴ نفر را مجروح و شهید نمودند و در ۴ جمادی الاول ۱۴۲۴ هجری قمری به مسجد جامع کویته حمله نموده و بیش از پنجاه نفر از نمازگزاران را به جرم ارادت به خاندان عصمت و طهارت به خاک و خون کشیدند.و در میان شهدا تعداد بسیاری زن و بچه به چشم می خورد.(۱)
(۱) نقل از کتاب عزاداری سنتی شیعیان.

جنایات وهابیان در مکه
در هشتم ماه محرم سال ۱۲۱۸ وهابیان سرانجام با تهدیدات و ادعات فراوان وارد مکه معظم شدند و تمامی مسلمانان و اهالی مکه را کافر خواندند مادامی که به فرقه ضاله وهابیت نپیوندند و عصر همان روز سعود حاکم وهابی ها گفت:فردا این قبه و بارگاه ها و این بت هایی را که درست کرده اید بدست خود ویران کنید تا برای شما جز خدا معبودی نماند. صبح فردا وهابیان متحجر و خرافی به همراه مردم مکه که از ترس وهابیان را همراهی می کردند،بیل و کلنگ به دست راه افتادند و گنبدهای زیادی را که در گورستان مقلی بود با خاک یکسان کردند آن گاه گنبد زادگاه حضرت رسول و فاطمه زهرا و گنبد و بارگاه حضرت خدیجه ام المؤمنین و عبد المطلب و حضرت ابوطالب را خراب کردند.در تاریخ حیرتی آمده:«وهابیان گنبد روی زمزم و نیز گنبدهایی را که در اطراف کعبه قرار داشت ویران کردند.»

وهابیان تمام مکانهایی را که مزار صالحان در آنها قرار داشت جستجو کردند و آنها را خراب نمودند.آنان موقع خراب کردن سرود می خواندند و طبل می زدند و آواز می خواندند و در دشنام به صاحبان قبرها ره افراط می سپردند و می گفتند:«ان هی الا اسماء سمیتموها» یعنی این ها نام هایی است که شما از پیش خود در آوردید. حتی گفته شده آنها روی قبر سید محبوب بول کردند! سه روز نگذشت که تمام آثار و اماکن تاریخی اسلام که بیانگر فرهنگ و تمدن درخشان اسلامی بود ویران شد و از برگزاری نمازهای متعدد در مسجد الحرام جلوگیری به عمل آمد و ذکر صلوات بر پیامبر و ذکر یا ارحم الراحمین پس از اذان جلوگیری نمودند و به علمای مکه دستور دادند که عقاید و کتابهای محمد بن عبدالوهاب را بر مردم تشریع نموده و کتاب «کشف الشبهات»او را تدریس نموده و مخالفت نمودند و بر مردم مکه جور و ستم فراوان روا داشتند و بر اثر همین اذیت و آزارها سرانجام مردم مکه با کمک شریف غالب (والی جده) توانستند وهابیها را از مکه بیرون برانند ولی مجددا وهابیان در سال ۱۲۱۹ ق با چند گروه از نواحی مختلف به سوی مکه معظمه حمله ور شده،شهر مکه را به محاصره خود درآوردند.

در این محاصره که ماه به طول انجامید، اهالی مکه فشارهای طاقت فرسایی را متحمل شدند به صورتی که در اوایل محاصره،گوشت پرندگان چون کبوتر،در اواسط گوشت حیواناتی چون گربه و سگ و در اواخر گیاهان و برگ درختان به عنوان رفع گرسنگی مورد استفاده قرار می گرفت تا بدانجایی رسید که مردم از ترس اینکه مبادا وهابیان بر آنها تسلط پیدا کنند از شدت گرسنگی می مردند،برخی همین طور کهراه می رفتند می افتادند و می مردند و مرده بچه ها کوچه ها را پر کرده و حتی صف اول نماز جماعت در مسجد الحرام به دشواری پر می شد و سرانجام اهالی مکه ناچار به امضای مصالحه با وهابیان در سال ۱۲۲۰ هجری قمری شدند و وهابیان تا سال ۱۲۲۴ هجری قرمی بود مکه تسلط داشتند و در این مدت اذیت های فراوانی را بر مردم مکه روا داشتند.از دانشمندان اهل سنت توسط وهابیان بی دلیل به شهادت رسیدند و بسیاری از اعیان و اشراف بدون هیچ اتهامی به دار آویخته شدند و هر که در اعتقادات مذهبی ثابت قدم بود به انواع شکنجه ها تهدید می شد و در مدت این چهار سال حج تعطیل شد تا اینکه دولت عثمانی به کمک اهالی مکه آمده و در سال ۱۲۲۴ هجری قمری سرزمین مقدس مکه را از لوث وهابیان جنایتکار پاک نمود.

مجددا با حمایتهای سخاوتمندانه نیروهای انگلیسی وهابیان در سال ۱۳۴۳ وارد شهر مکه شدند و جنایات خود را از سر گرفتند و در همان سال برنامه حج تعطیل گشت و در سال ۱۳۴۴ وهابیان برخی از اعمال حجاج مصری را در منی حرام دانسته و آنها را به سنگ، بستند و عده ای از حجاج مصری را در منی کشتند.
۶ ذی الحجه در سال ۱۴۰۷ وهابیان حجاج ایرانی و حجاج آزاده دیگر کشورها را به جرم سر دادن فریاد برائت از مشرکین در مکه به خاک و خون کشیدند و حرم امن الهی را به دستور اربابان خود(آمریکا و انگلیس و اسرائیل)با خون حجاج رنگین نمودند.

جنایات وهابیان در مدینه:
در سال ۱۲۲۰ سعود حاکم وهابی ها پس از تصرف مکه دو گردان وهابی به قصود مدینه به سوی دار الهجره رسول اکرم گسیل داشت و نامه ای برای اهالی مدینه فرستاد که آنان را به اطاعت از خود ترغیب نماید ولی اهالی مدینه بر اثر جنایات وهابیان در طائف دچار وخشت شدند و به نامه سعود بن عبد العزیز جواب ندادند و در نتیجه سپاهیان وهابی مدینه را محاصره نمودند و راههای ورودی مواد غذایی و بشر چشمه «زرقا» را و یران نمودند و بدین ترتیب اهالی مدینه را دچار قحطی، گرانی و بی آبی نمودند و پس از ماهها اهالی مدینه مجبور به تسلیم و قبول شرایط وهابیان شدند ولی هرگز از ظلم و تعدی وهابیان رهایی نیافتند.

در سال ۱۲۲۱ وهابیان کلیه جواهرات و اشیای گرانبهای حرم مطهر پیامبر و حرم مطهر ائمه بقیع علیهم السلام را به غارت بردند آنان سه عدد قرآن نفیس چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها به غارت بردند و از جمله اشیای غارت شده عبارت بود از چهار عدد شمعدان زمردین،که به جای شمع در آنها یک قطعه الماس شب ها و درخشنده بود سیصد دانه مروارید بزرگ،یک پارچه سنگ زمرد بزرگ،یک ظرف طلا و حدود صد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و مرصع به الماس و یاقوت با دسته هایی از زمرد و پشم و با آهنی از «موصوف»که نام خلفا و شاهان گذشته روی آنها کنده کاری شده بود که ابدا نمی شد آنها را قیمت گذاری کرد.

وهابیان پس از این عمل قبیح مردم را از زیارت قبر پیامبر منع و جلوگیری نمودند و بسیاری از گنبد و بارگاههایی را که در شهر مدینه و بقیع بود ویران کردند و در سال ۱۲۲۱ زوار شامی و در سال ۱۲۲۲ زوار مصری از زیارت مدینه منوره و حرم پیامبر اکرم ممنوع شدند.

سرانجام وهابیان پس از چهار سال قتل و غارت جور و ستم بر اهالی مدینه با حمله عثمانیها از بین رفتند.
ولی متأسفانه مجددا در سال ۱۳۴۳ هجری قمری وهابیها با حمایتهای بی دریغ و سخاوتمندانه انگلیسی ها به مدینه منوره وارد شدند و با گرفتن فتوای زور از علمای مدینه بر جواز ویران کردن قبور و زیارتگاهها در هشتم شوال ۱۳۴۳ هجری قمری تمامی گنبدها و بارگاه ها و ضریح هایی که در مدینه و اطراف آن بود ویران کردند از جمله ویرانی ها وهابی ها در مدینه عبارتند از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت عبدالله پدر رسول الله و حضرت آمنه مادر رسول الله و مزار همسران پیامبر و مزار اسماعیل بن جعفر الصادق و دیگر بزرگان و حتی گنبد مرقد مطهر نبوی را هم به توپ بستند و از همه این موارد دردناکتر تخریب گنبد و بارگاه مضاجع مطهره ائمه بقیع علیهم السلام و اهل بیت رسول الله بود وهابیان حتی دیوارها و صندوق و ضریحی را که روی قبرهای شریف قرار داشت و برای آن هزار ریال مجیدی صرف شده بود.

کاملا از بین بردند و از این زیارتگاه جز تلی از سنگ و خاک باقی نگذاشتند. و ۸ شوال ۱۳۴۳ هجری قمری به خاطره ای تلخ و دردناک برای جهان تشیع تبدیل گشت.

تخریب آثار تاریخی و باستانی اسلام:

اینک جهت رعایت اختصار توجه خوانندگان ارجمند را به فهرست برخی از آثار و اماکن تاریخی اسلام که بیانگر فرهنگ و تمدن اسلامی بود و به واسطه تحجر و کوته فکری فرقه ضاله وهابیت ویران شده جلب می کنیم :

• بارگاه و مسجد حضرت حمزه سیدالشهداء در احد
• بارگاه ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری بنت خولید علیها السلام.
• بارگاه آمنه بنت وهب مادر پیامبر گرامی اسلام
• بارگاه حضرت ابوطالب پدر گرامی امیرالمؤمنین
• بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پیامبر گرامی اسلام و امیرالمؤمنین
• بارگاه حضرت حوا در جده
• بارگاه حضرت عبد الله پدر پیامبر در مدینه
• بیت الاحزان،خانه ای که حضرت زهرا علیها السلام در آنجا در سوگ پدرش می گریست.
• مسجد سلمان در مدینه منوره
• خانه حضرت زهرا علیها السلام در کوچه حجر در مکه مکرمه
• جایگاه نفس الزکیه در مدینه منوره
• خانه رسول الله در مدینه،خانه ای که حضرت هنگام هجرت به مدینه در آنجا مستقر شد.
• خندقی که مسلمانان در جنگ خندق حفر نمودند
• بارگاه پیامبر خدا،یسع علیه السلام،در روستای اوجام در قطیف
• مسجد جوانان در احساء،دومین مسجدی که پس از مسجد رسول الله در آن نماز جمعه برگزار شد.
• مسجد عباس بن علی در روستای مطیرفی در احساء
• زادگاه پیامبر اسلام،خانه ای که در آن پیامبر گرامی اسلام در شعب هواشم در مکه مکرمه متولد شد
• خانه ام المؤمنین حضرت خدیجه بنت خویلد در مکه مکرمه
• مسجد الشمس در مدینه منوره محل یکی از معجزات بزرگ رسول خدا
• خانه حمزه بن عبد المطلب عموی گرامی پیامبر
• خانه ارقم،که پیامبر و یارانش در آغاز بعثت در آن گرد می آمدند
• بارگاه شهدای بدر و جایگاهی که برای پیامبر در غروه بدر نصب نمودند
• خانه حضرت علی علیه السلام که امام حسن و امام حسین علیهم السلام در آن متولد شدند
• دیوار اطراف شهر مدینه منوره
• خانه حضرت امام جعفر صادق در مدینه منوره
• محله بنی هاشم در مدینه منوره
• مسجد تنبه الوداع
• مسجد البغله و بسیاری دیگر از بقاع متبرکه و اماکن مقدسه
• قرستان المعلی در مکه مکرمه که بارگاه و مقبره برخی از اهل بیت علهیم السلام و یاران پیامبر در آن قرار دارد.
• نشانه ورود و خروج فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین پس از تولد آن حضرت از کعبه
• بارگاه های متعدد در قبرستان بقیع
• بارگاه ملکوتی ائمه بقیع علیهم السلام

نکته قابل توجه اینکه این ویرانگری های آثار تاریخی اسلام در حالی صورت می گیرد که رژیم سعودی و وهابیان از آثار یهودیان در مدینه منوره حافظت و نگهداری می کنند؛ و با نصب تابلوهای هشدار دهنده مردم را از نزدیک شدن به آنها باز می دارند.

همین امر تصدیق حمایت علنی رژیم های غربی و اسرائیل جنایت کار را از این فرقه ثابت می کند...

 

محدوده ی فعالیت وهابیون:

محدوده ی فعالیت فرقه ی وهابیت محدود به مکان ها نمی شود و تنها با چنین مطالبی می توان ذهن جوانان ایران را آماده کرد که مراقبت های لازمه رو در جهت مقابله با این چنین فریبندگانی که در جامعه حضور پیدا می کنند بکار گیرند.

گزارشاتی در این رابطه ...

جوان‌آنلاین: برخی از مفتی های وهابی طی پوشش های برخی اصناف برای تبلیغ وارد برخی استان ها از جمله تهران شده اند.
یک منبع آگاه با اعلام این خبر گفت:اخیرا تعدادی از مفتی ها به سرپرستی فردی به نام «ج» جهت تبلیغ و در پوشش برخی اصناف وارد برخی استان ها و از جمله حاشیه های شهر تهران شده اند.
وی در ادامه با بیان اینکه این افراد اقدام به رهن و اجاره برخی خانه ها برای برپایی جلسات خود کرده اند،گفت: این افراد ضمن اجاره اتومبیل ماهانه یک میلیون تومان نیز به عنوان دستمزد دریافت کرده و به برخی از افراد کم بضاعت برای گرویدن به وهابیت مبلغ ماهیانه ۲۵۰هزارتومان وعده داده شده است

گزارش دو:
همزمان با گسترش فعالیت فرق ضاله ضدشیعی در نقاط مختلف کشور به ویژه در مناطق جنوبی و شمالی کشور فرقه ضاله «شعاری» فعالیت خودرا در تبریز و نقاط مختلف آذربایجان آغاز کرده است.
اعضای این فرقه ضاله که وابستگی عقیدتی بسیار زیادی به وهابیون دارند، ضمن تمرکز در محله «م.» تبریز، جلسات خود را در این محله تاریخی برگزار می‌کنند و با دعوت از جوانان دانشجو و غیر دانشجو به نشر افکار انحرافی می‌پردازند.
از ترفندهای این فرقه در منحرف کردن جوانان شیعی و سوق دادن آنان به افکار الحادی و ضد اسلامی منطبق با وهابیت، ایجاد انحراف عقیدتی در باورهای شیعی آنهاست.
ذکر این نکته ضروری است که تعدادی از اعضای تشکل‌های سیاسی دانشجویی دانشگاه‌های تبریز مبادرت به ارتباط با این فرقه کرده و به نشر افکار ضد شیعی در محیط‌های دانشگاهی روی آورده‌‌اند.

گزارش سه:
فروش محصولات غذایی و بهداشتی تولید عربستان در کشورمان رو به فزونی یافته و رفته رفته استفاده از این مواد غذایی و بهداشتی به یک فرهنگ در جامعه تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، بسیاری از تولیدات کارخانه‌های مواد غذایی و بهداشتی عربستان سعودی، بازارهای کشورمان به ویژه مناطق جنوبی را در برگرفته و به وفور یافت می‌شود.

فروش این تولیدات، در حالی در کشور ایران رو به فزونی گذاشته است که بيشتر صاحبان صنایع مرتبط با تولید این کالاها را وهابیون تشکیل داده که بخشی از درآمدهای خود را صرف اشاعه وهابیت در جهان اسلام و مبارزه با مبانی تشیع می‌کنند.

هم اکنون ورود گسترده محصولاتی چون، آب میوه‌های رانی، انواع چاشنی‌های غذایی، شیرینی‌جات، روغن‌های سرخ کردنی، صابون و مواد شوینده و لوازم آرایش با مارک‌های گوناگون عربی به بازارهای کشورمان، نه تنها اقتصاد و کارخانه‌های تولیدی و صنعتی کشور را هدف قرار داده که بخش‌هایی از این سود و درآمد سرشار توسط شیعیان جمهوری اسلامی ایران، به جیب وهابیون تندرو ریخته می‌شود.

بر پایه این گزارش، کارخانجات مواد غذایی عربستان سعودی و همچنین کارخانجات تولید لوازم بهداشتی و آرایشی این کشور، در حالی با به دست گرفتن بازار ایران به سودهای سرشار رسیده‌اند که سیاست‌های ضد شیعی و ایرانی عربستان تشدید شده و از سوی دیگر، این کارخانجات در کوران رکود اقتصاد جهانی، به لطف بازار گسترده ایران از وضعیتی بسیار مطلوب برخوردار شده‌اند.

این کالاها عمدتا از مناطق مرزی کشور از غرب و جنوب، با نام «ته لنجی» و تعاونی‌های مرزنشین و کالاهای پیله‌وری به درون کشور وارد شده و بخش‌هايی از آن نیز به صورت قاچاق از مسیرهای ترانزیتی مشخص عبور داده می‌شوند.

همچنین به تازگی برخی از منابع اطلاع داده‌اند که کارخانجات نوشابه‌سازی عربستان، کویت و امارات با توجه به وضعیت رکود جهانی برای سود بیشتر از اسانس‌های نامرغوب و تاریخ گذشته استفاده کرده و پس از تبدیل آن به نوشابه، آن را وارد بازار ایران می‌کنند. البته ناگفته نماند که بسیاری از این مواد غذایی بدون کنترل‌های بهداشتی وارد کشور می‌شوند و هیچ نهادی نیز حاضر نیست در این باره پیگیری کند.

همچنین یادآور می‌شود، قسمتی از این کالاهای عربی تحت لیسانس برخی از کشورهای غربی، تولید و به بازار مصرف ایران فرستاده می‌‌شود که انواع صابون و خمیر دندان از آن جمله است.

در همین حال اخبار غیر رسمی حکایت از آن دارد که برای تهیه برخی از شیرینی‌های وارد شده به کشورمان، از نوعی ژله با اسانس‌های بر گرفته از استخوان خوک استفاده می‌‌شود که با دستورهای دینی مسلمانان منافات دارد.

اینها همه در حالی است که، با توجه به سیاست‌های ضد شیعی و ایرانی عربستان، بسیاری از هموطنانمان خواستار برخورد جدی‌تر با سیاست‌های این کشور هستند؛ در صورتی که با شرایط موجود، نه تنها برخوردی صورت نمی‌گیرد، بلکه خواسته یا ناخواسته امکان دستیابی آنها به بازار بزرگ اقتصادی ایران نیز فراهم شده است.

گفتنی است با گشت و گذاری در بازارهای مناطق مرزی و به خصوص استانهای خوزستان، بوشهر، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه و کردستان این موضوع را به عنوان یک امر معمول می‌توان درک کرد.

گزارش چهار:
به گزارش شيعه آنلاين اقدامات وهابیون وابسته به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس وارد فازهای جدید ضد شیعی شده است.

این گروه افراطی که در سالهای اخیر در برخی نقاط جنوب شرقی کشور با اقداماتی چون ازدواج با دختران فقیر شیعه و حتی سنی حضور پررنگی را در منطقه ایجاد کرده بودند و با استفاده از اموال خود جولان بی سابقه ای در منطقه می دادند با هوشیاری مقامات مسئول و جلوگیری از فعالیتهایشان به ترفند های جدیدی دست زده اند.

وهابیون، اخیرا با وارد کردن پول های هنگفت به شهرهای غربی و جنوب شرقی کشور به خصوص مناطقی چون چابهار با پوشش زکات اقدام به ساخت مدارس بزرگ و پیشرفته با نام مدارس مخصوص علوم دینی کرده اند. این مدارس با توجه به ریخت و پاش های مالی بسیار سازندگان آن و نیز فقر و تنگدستی مردم منطقه به ابزاری برای جذب مردم فقیر و جوانان این مناطق مبدل شده است.

از دیگر اقدامات وهابیون در این مناطق، پخش غذاهای رنگارنگ بین مردم و حتی توزیع برنج و دیگر اقلام خوراکی میان مردم بوده است که اثر تبلیغی نامناسبی میان مردم شیعه و سنی فقیر منطقه داشته است.

همچنین این فرقه با حمایت مالی از یکی از کشورهای عربی هزینه های هنگفتی را برای راه اندازی فعالیت های اقتصادی ،تشویق گروه های هدف به ازدیاد زاد و ولد برای تغییر ترکیب جمعتی تقبل کرده است.

گفتنی است اخیرا عنوان شده که چهار هزار نفر از روحانیون وهابی تحت عنوان «طرح هجرت» وارد ایران شده اند.

 

 

 

معرفی برخی مفتی های وهابی:

تصويري از دو مفتي كور چشم و كور دل وهابيت عربستان

عكس سمت راست مفتي قبلي وهابيت عربستان بن باز است كه خدا هر دو چشمش را ازش گرفت و عكس سمت چپ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ مفتي الان وهابيت است كه از يك چشم كور است .

به فتواي اين دو مفتي خبيث وهابی هزاران نفر از شيعيان در كشورهاي مختلف به شهادت رسيده اند .

یک حکایت زیبا از تحقیر شدن بن باز در برابر استدلال زیبای مرحوم حکیم:

مرحوم آيه الله العظمى سيد محسن حكيم قدس سره كه مرجع شيعيان و زعيم حوزه علميه نجف بود، در سفرى كه به عربستان داشت ، در جلسه اى با « بن باز » مفتى آن روز آن كشور (كه نابينا بود) مواجه شد.

بن باز، ظاهرا به ديدن آقاى حكيم رفته بود ولى در واقع قصد داشت با ايشان جدال كند و افكار وهابيگرى خود را مطرح نمايد.

در اين جلسه ، بن باز، از آيه الله حكيم پرسيد: شما شيعيان چرا به ظواهر قرآن عمل نمى كنيد؟

آيه الله حكيم در جواب گفتند: اين ديدار جاى چنين صحبت هايى نيست ، بگذاريد به احوالپرسى برگزار شود. بن باز، سماجت كرده و خواستار دريافت جواب شد. آيه الله حكيم ، ناچار به بن باز گفتند: اگر قرار باشد به ظاهر قرآن تكيه كنيم و همان را معيار عمل به آن قرار دهيم ، بايد معتقد شويم كه شما به جهنم خواهيد رفت !

بن باز، با تعجب پرسيد چرا؟ آيه الله حكيم گفتند: چون قرآن مى فرمايد: و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى و اضل سبيلا(؛سوره اسراء، آيه 72 )

(كسى كه در اين جهان (از ديدن چهره حق ) نابينا باشد، در جهان آخرت هم نابينا و گمراه تر خواهد بود)). و شما كه از دو چشم نابينا هستيد، طبق ظاهر اين آيه بايد در آخرت هم نابينا باشيد و در زمره گمراهان كه اهل جهنمند، قرار بگيريد. بنابراين ظاهر بسيارى از آيات قرآن مقصود نيست !

بن باز گفته بود اگر قرار است حضرت علي چشمهايم را شفا دهد اصلا نمي خواهم اين چشم ها بينا شود . اين قدر بغض اهل بيت در دل اين مفتيان وهابيت هست و ببينيد خدا به چه روز آنها را انداخته ...

عبدالله بن جبرین از مفتیان وهابی

عبد الله بن عبد الرحمن بن عبد الله بن إبراهیم بن فهد بن حمد بن جبرین من آل رشید ملقب و مشهور به نام ابن جبرین از خانواده بنی زید (متولد ۱۳۵۳ قمری در روستای قویعیه در منطقه ریاض عربستان سعودی ) ، از علمای وهابیت و درباری در عربستان سعودی بود .

او که از اعضای اصلی وهابیون محسوب می شد به صدور فتاوی تند و عجیب بر علیه مذاهب مختلف و مسلمانان مخالف خود مشهور بوده و از جمله در جریان جنگ 33 روزه لبنان در مقابل اسرائیل با صدور فتوایی عجیب و خنده دار هرگونه دعا برای پیروزی حزب الله لبنان را به صرف شیعه بودن انها حرام دانسته بود . وی در پاسخ استفتایی دربارهٔ حزب الله لبنان گفته بود: یاری کردن این حزب جایز نیست. جایز نیست تحت فرمان آنان رفت و جایز نیست برای پیروز و قدرتمند شدن آنان دعا کرد.

نصیحت ما به اهل سنّت این است که از آنان بیزاری بجویند و کسانی را که به این حزب می‌پیوندند، رها کنند .

او با فتاوی تند خود توجیه کننده عملیاتهای تروریستی القاعده و طالبان بر ضد مسلمانان در عراق و افغانستان و پاکستان بود .

وی از معروف ترین سردمداران وهابی بود که فتوای تکفیر شیعیان را صادر نمود . او محرک بزرگی در به خاک و خون کشیده شدن مردم مسلمان عراق محسوب میشود ، همچنین فتوای تخریب حرم مطهر امامان شیعه نیز توسط این عالم نمای وهابی صادر گردید که سرانجام منجر به تخریب حرم مطهر امامین عسکریین ((علیهما السلام)) توسط افراطیون وهابی در سامرا گردید . در بخشی از این فتوا از حرم امامان شیعه به عنوان مصادیق شرك یاد کرده که باید با خاک یکسان شود.

گفتنی است بن جبرین حدود سه ماه پیش برای معالجه بیماری خود به کشور المان عزیمت نمود به دلیل دادخواست وكلای شیعیان و به اتهام تکفیر و تشویق به قتل شیعیان به سرعت از المان گریخت و به عربستان بازگشت .

در همین راستا روزنامه اشپیگل از بستری شدن بن جبرین دریکی از بیمارستان های آلمان و اقامت در این کشور با " آرامش کامل" ابراز شگفتی کرده و نوشت ، این شیخ سعودی الهام بخش تندروها و تروریست هایی است که در حوادث یازدهم سپتامبر بوده است.

تنفر بن جبرین از اقلیت های مذهبی مسلمان بحدی بوده است که فتواهایی در باره قتل آنان صادر کرده است.

در دادخواست قضایی ضد بن جبرین ، این روحانی تندرو سعودی به تشویق و ترغیب افراد به اقدامات تروریستی متهم شده بود ، مجموعه ای از مدارک و فتواهای بن جبرین اعم از صوتی و تصویری و فیلم را که این اتهامات را ثابت می کند نیز ضمیمه دادخواست قضایی شد .

براساس این مدارک ، بن جبرین از اسامه بن لادن رهبر تشکیلات القاعده تمجید کرده و وی را به مبارزه با کسانی که از مذهب وهابیت پیروی نمی کنند ، فرا خوانده است.

بعداز ارائه دادخواست قضایی علیه بن جبرین ، او ساعاتی بعداز مذاکرات رسمی بین وزیران کشور عربستان سعودی و آلمان در ریاض بطور ناگهانی از آلمان فرار كرد .

بسیاری معتقدند که فتواهای بن جبرین و بسیاری دیگر از روحانیون تندروی سعودی ، صدها نفر از جوانان این کشور را به اجرای عملیات انتحاری علیه غیرنظامیان شیعه عراقی در شهرهای عراق ترغیب کرده است.

و شیطان خطاب به خداوند گفت : به عزت و جلالت سوگند ، همه خلق را گمراه خواهم کرد ، بن جبرین نیز در پیشبرد اهداف شیطان تمام سعی و اهتمام خود را كرد و تا حدودی هم موفق بود و عاقبت نیز به او پیوست .

عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرین در جوانی( كسی كه ریش زدن را حرام می دانست در جوانی سه تیغه می كرد )

عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرین در پیری (ناگهان یادش آمد در جوانی چه کرده و تغییر ظاهر داد)

و ناگهان القاب فله ای دكتر و علامه و شیخ و مفتی بر بسترش ریخته شد و باعث شد فتوای فله ای صادر كرد و خون كفار و مرتدین و رافضی ها و مزدوران غربی ها را مباح اعلام كرد .

در تصویر زیر نیز نمونه ای از عملیاتهای انتحاری شاگردانش در عراق را مشاهده می کنید باعث شهادت و سوختن جمیع کثیری از شیعیان و این طفل کوچک گردیده است

البته شما می توانید تصاویر مشابه دیگری نیز از عملیاتهای انتحاری شاگردان این شخص (عبدالله بن جبرین) را در اینجا مشاهده نمایید.

شیخ عبدالعزیز آل شیخ

"شیخ عبدالعزیز آل شیخ"، رییس هیات عالی علمای عربستان سعودی

از جمله فتواهای این مفتی فرقه ضاله وهابیت ...

مفتی عربستان: عاملان کشتار ساکنان صعده به بهشت می روند!

به گزارش شبکه ایران به نقل از خبرگزاری اهل البیت، "شیخ عبدالعزیز آل شیخ"، رییس هیات عالی علمای عربستان سعودی در پاسخ به استفتای شماری از سربازان ارتش عربستان درباره ضرورت حمله به حوثی ها در یمن، ساکنان صعده را گمراهانی دانست که باید کشته شوند.
عبدالعزیز با دادن وعده بهشت به سربازان عربستانی، ادعا کرد که این حوثی ها بودند که به عربستان حمله کرده اند.
این مفتی سعودی با تحریک سربازان عربستانی برای کشتن مردم یمن، حوثی ها را آغازگر جنگ و حمله به عربستان معرفی کرد.
فتوای این مفتی عربستانی در حالی صادر می شود که نیروهای نظامی یمن و عربستان با حمایت هواپیماهای جنگی آمریکا مناطق مختلف استان های شیعه نشین صعده و عمران را هدف حملات شدید خود قرار داده و تاکنون صدها تن از کودکان و زنان مسلمان را به خاک و خون کشیده اند.
شیخ «عبدالعزیز آل الشیخ» مفتی اعظم عربستان سعودی پیش از این نیز با ادعای همکاری ایران با الحوثی ها گفته بود: همکاری ایرانی‏ها با گروه الحوثی همکاری در گناه و دشمنی است.
وی با بیان این مطلب از ایرانی‏ها خواسته بود از اهل‏تسنن مقیم ایران در برابر ظلم و دشمنی محافظت کنند.
عبدالعزیز آل الشیخ مفتی اعظم عربستان سعودی در ادامه درباره گروه الحوثی ادعا کرد: "ما برحقیم و آنها باطل پس مبارزه با آنها واجب است."
بنابراین گزارش، بیش از یکصدهزار تن از مردم مسلمان این دو استان برای در امان ماندن از حملات و بمباران ها خانه و کاشانه خود را رها کرده و در شرایط بدی بسر می برند.

 

فتواهای عجیب و خنده دار مفتی های وهابی:

با توجه به اینکه این فرقه ساخته ی دست غربی ها و پرورش یافته توسط انسان های کوته فکر می باشد لذا چنین فتواهایی نیز به راحتی جایگاه ویژه ای در این فرقه دارد که باعث خنده همگان می باشد و همین فتواها نشان از نوع تفکرات و مقدار رشد فکری مفتی های وهابی دارد.

هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!

مشایخ وهابی که به صدور فتواهای قتل و کشتار مسلمانان و پیروان اهل بیت (ع) مشهور هستند، فتواهای خنده داری نیز صادر می فرمایند! که خواندن آنها خالی از لطف نیست...

ـ پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می شود!!!

ـ شستن گوشت قبل از پختن بدعت است.

ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(ص) گوشت را بدون شستن می پختند و می خوردند.
عبد الله النجدی: فوتبال حرام است مگر با این شروط و ضوابط.

سوال: ...جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.

جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:

اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!

دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و ...، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای...

سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست...

چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.

پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.

ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.

هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.

هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.

نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!

دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و... وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.

یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!

دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!

سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.

چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و ... است.

اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد... من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم).

 

نکته ی آخر ...

جوان ایرانی ، مطالبی که ارسال شد جهت آگاهی شما و اثبات اینکه فرقه ی ضاله وهابیت حتی بخشی از دین اسلام نیست و کاملا ساختگیست ارائه شد.

چرا که حتی این فرقه به آیات کلام الله نیز شبهاتی وارد می کند و سعی در جذب هر چه بیشتر جوانان کشورهای مسلمان به سمت این فرقه دارد تا بدین وسیله بتواند دید وسیع جوانان تمامی کشورهای مسلمان بخصوص جوانان ایرانی را کور کرده تا این بی دینی ابزاری به دست مفتی های عربستان باشد تا به هر سمت و سوی که بخواهند جوانان معتقد را بکشانند و همین سر آغاز بد بختی مسلمانان و تفرقه بین شیعه و سنی باشد..!

تا از این آب گل آلود اجانب استفاده های خود را ببرند ...

انشاء الله که توانسته باشیم قدمی در روشنگری جوانان ایران اسلامی برداریم ...

سایت علمی نخبگان جوان

کلمات کلیدی: 

افزودن دیدگاه جدید

ویژه های سایت

دعوت به همکاری در واحد پشتیبانی تلفنی شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان

شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان از تمامی علاقه مندان به فعالیت در بخش پشتیبانی تلفنی این شرکت دعوت می...

دعوت از سرمایه گذاران بخش خصوصی

دعوت از سرمایه گذاران بخش خصوصی در راستای تامین سرمایه طرح های دانش بنیان و نوآورانه و تحقق اقتصاد...

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان از تمامی متخصصین حوزه نرم افزار که آشنایی با زبان های برنامه نویسی...

دعوت به همکاری در واحد پشتیبانی تلفنی شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان
دعوت از سرمایه گذاران بخش خصوصی
دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

نظر سنجی

  • با چه روشی می توان سریعتر اقتصاد مقاومتی را محقق نمود و کشور را از وابستگی به دیگران رهانید ؟

  • تعداد مقالات: 3,050
  • بازدید امروز : 10783
  • بازدید دیروز: 11360

افراد آنلاین:

117

اکنون ساعت   5:42 am به وقت تهران میباشد.

امروز: دوشنبه 29 آبان 1396

بارکد نخبگان جوان کانال تلگرامی
 
 

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت com.نخبگان مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
مسئولیت مطالب ارسالی کاربران بر عهده سایت علمی نخبگان جوان نمی باشد

تهیه و تنظیم مطالب: com.نخبگان