. .

شما اینجا هستید

مطالب تصادفی در سایت علمی نخبگان جوان | com.نخبگان

مدل های توسعه کشاورزی

PDF version
کل آرا: 285
دسته بندی: 
اقتصاد دانان کشاورزی در کشورهای پیشرفته که در امر توسعه کشاورزی جان سوم مطالعه می کردند ، علل عقب ماندگی این کشاورزان را ضعف اطلاعات و تصمیم گیری می دانستند . لذا برای رشد بخش کشاورزی مدل CDP را پیشنهاد کردند . پیشنهاد مدل مذکور اعزام مشاورینی از کشورهای غربی به این کشورها بوده است تا آنها را در تصمیم گیری و حل مشکلات یاری نموده و موجبات رشد کشاورزی را فراهم آوردند . طراحان این برنامه ، انتظار داشتند که مردم روستا با استفاده از کمک های فکری مشاورین می توانند بر موانع کشاورزی سنتی و همچنین مشکلات ناشی از سیستم زمینداری فائق آمده و تصمیمات مقتضی را برای رشد بخش کشاورزی اتخاذ نمایند .

مدل توسعه کشاورزی ( CDP = Community Development Program )
 

اقتصاد دانان کشاورزی در کشورهای پیشرفته که در امر توسعه کشاورزی جان سوم مطالعه می کردند ، علل عقب ماندگی این کشاورزان را ضعف اطلاعات و تصمیم گیری می دانستند . لذا برای رشد بخش کشاورزی مدل CDP را پیشنهاد کردند . پیشنهاد مدل مذکور اعزام مشاورینی از کشورهای غربی به این کشورها بوده است تا آنها را در تصمیم گیری و حل مشکلات یاری نموده و موجبات رشد کشاورزی را فراهم آوردند . طراحان این برنامه ، انتظار داشتند که مردم روستا با استفاده از کمک های فکری مشاورین می توانند بر موانع کشاورزی سنتی و همچنین مشکلات ناشی از سیستم زمینداری فائق آمده و تصمیمات مقتضی را برای رشد بخش کشاورزی اتخاذ نمایند .
 

مدل اشاعه ( Diffusion )
 

در این مدل انتقال مستقیم تکنولوژی از کشورهای غربی به کشورهای در حال توسعه به وسیله ورنون روتن پیشنهاد گردید . به عقیده روتن ، تکنولوژی متداول که توانسته بود در کشورهای پیشرفته رشد مطلوبی ایجاد کند ، می توانست با افزایش بهره وری در کشورهای در حال توسعه نیز رشد کشاورزی را تضمیم نماید . این برنامه هم مثل برنامه CDP نتوانست اهداف مورد انتظار توسعه را تأمین نماید ، و در عمل با مشکل پذیرش مواجه گردید .

در شکست برنامه های CDP و اشاعه دو عامل عمده را می توان مؤثر دانست : یکی از این عوامل موانع ساختاری و تمرکز شدید قدرت و مالکیت دارائی است . این تأثیر در آثار بسیاری از محققین بررسی شده است به گونه ای که اطلاعات ساختاری و بنیانی را پیش نیازی برای ترویج مؤثر توسعه کشاورزی عنوان می کنند .

عامل دوم مؤثر در شکست برنامه ها را می توان سودآور نبودن تکنولوژی های وارداتی ذکر کرد . بسیاری از نویسندگان عدم پذیرش تکنولوژی های وارداتی را سنت گرا بودن کشاورزان جهان سوم توجیه کردند . این دلیل نمی تواند منطقی باشد . علی الخصوص محققینی نظیر کرشینا و بهرمن به خوبی این انتقاد را رد کردند . بسیاری از محققین علت عدم پذیرش را در ناسازگار بودن و سودآور نبودن تکنولوژی های وارداتی می دانند .
 

مدل انقلاب سبز
 

شولتز در کتاب " گذار از کشاورزی سنتی " سنت گرا بودن کشاورزان را رد می کند . او عقیده دارد که کشاورزان در اثر سالیان تجربه می توانند ، محاسبات لازم را انجام داده و یا تکنیک های موجود و در دسترس ترکیب بهینه ای از عوامل تولید را به کار گیرند ، به گونه ای که هر گونه تغییری در این ترکیب عوامل تولید نمی توانند افزایش قابل توجهی در درآمد فعالیت ایجاد کند . چه بسا تغییر در ترکیب موجود عوامل باعث کاهش تولید گردد .
 

مدل انقلاب سبز

شولتز در کتاب " گذار از کشاورزی سنتی " سنت گرا بودن کشاورزان را رد می کند . او عقیده دارد که کشاورزان در اثر سالیان تجربه می توانند ، محاسبات لازم را انجام داده و یا تکنیک های موجود و در دسترس ترکیب بهینه ای از عوامل تولید را به کار گیرند ، به گونه ای که هر گونه تغییری در این ترکیب عوامل تولید نمی توانند افزایش قابل توجهی در درآمد فعالیت ایجاد کند . چه بسا تغییر در ترکیب موجود عوامل باعث کاهش تولید گردد . بر همین اساس است که فرضیه " کارآ اما فقیر " را عنوان می کند . او معتقد است کشاورز جهان سومی با تکنیک موجود ، کارایی لازم را دارد اما فقیر است ، چون که تکنیک موجود سودآور نیست ، برای بهره وری و سودآوری بیشتر نیاز به تکنولوژی جدید و مناسب ، مهارت و آموزش کاربرد چنین تکنولوژی است . در نظریه شولتز دو مورد مهم یعنی تحقیق ، ترویج و آموزش کشاورزی - جایگاه ویژه ای دارد . برای سودآور شدن کشاورزی در جهان سوم نیاز به سرمایه گذاری در تحقیق است تا تکنولوژی سودآور و مناسب تهیه شود . بعد از ابداع تکنولوژی ، باید در امر ترویج آن همت گماشت . سرمایه گذاری در امر آموزش نیروی انسانی از جمله نیازهای مبرم سودآور شدن فعالیت کشاورزی است . کمبود سرمایه گذاری در تحقیقات و آموزش کشاورزی نتیجه کم بها دادن به کشاورزی است . برای ایجاد جایگاه برتر برای کشاورزی باید این نقیصه ها برطرف شود .

نتیجه حاصل از تحقیقات و پیشنهادات شولتز به صورت تلاش بیشتر مؤسسات تحقیقاتی ملی و بین المللی ظاهر شد . از جمله ی مؤسسات تحقیقات بین المللی برنج ( IRRI )، گندم و ذرت ( CIMMYT ) به موفقیت های تازه ای در امر اصلاح بذر و تهیه بذرهای پر محصول ، و همچنین تولید کود و سموم شیمیایی دست پیدا کردند . تکنولوژی بیولوژیکی و شیمیایی ، توانست به سرعت در کشورهای در حال توسعه مورد پذیرش واقع شود و افزایش قابل توجهی در تولیدات بخش کشاورزی ایجاد نماید . مدل شولتز به مدل انقلاب سبز یا مدل نهاده های پر محصول معروف گردید . تکنولوژی بیولوژیکی و شیمیایی خاصیت تقسیم پذیری داشته و مقیاس خنثی هستند ، یعنی این که قابلیت کاربرد در مزارع کوچک و بزرگ را دارند ، از این رو با موانع ساختاری هم برخورد نخواهند داشت . این گونه تکنولوژی ها مشکل تکنولوژی مکانیکی را در جانشین شدن با نیروی کار ندارند . بسیاری عقیده دارند که تکنولوژی مکانیکی به صورت ماشین آلات جانشین نیروی کار می شوند . این امر در کشورهای در حال توسعه که با مشکل ناشی از مهاجرت روبرو هستند ، مطلوب نیست . یک امتیاز بخش کشاورزی در این گونه کشورها در اشتغال زایی آن است . بالعکس کشورهای پیشرفته که سایر بخش های اقتصادی آنها فعال و جاذب نیروی کار هستند ، نیروی کار عامل کمیاب بوده و استفاده از تکنولوژی مکانیکی به منظور جانشینی با نیروی کار پیشنهاد مناسبی است . تکنولوژی بیولوژیکی و شیمیایی می تواند در امر اشتغال زایی در کشورهای در حال توسعه نیز مفید واقع شود . این موارد دلایلی بود که موفقیت مدل انقلاب سبز را تضمین کرد و رشد قابل توجهی در تولیدات کشاورزی بسیاری از کشورها ( اعم از پیشرفته و در حال توسعه ) ایجاد کرد .

مدل نوآوری القایی ( Induced Innovation Model )

در این مدل ، مانند مدل انقلاب سبز تأکید بر تکنولوژی مناسب است و پیشرفت تکنولوژی به عنوان یک ضرورت در رشد کشاورزی است . این در حالی است که اگرچه کشورهای در حال توسعه در طول تاریخ نتوانستند موفقیت چندانی در این امر حاصل نمایند . روتن و هیامی که ارائه دهنده این مدل هستند ، انتخاب تکنولوژی مناسب را برای هر کشوری پیشنهاد می کنند . ( Hayami & Ruttan , 1989 ) آنها می گویند برای رشد کشاورزی مسیر چندگانه تکنولوژی وجود دارد و تغییر در نسبت قیمت نهاده ها می تواند هر کشور را در انتخاب تکنولوژی مناسب هدایت نماید . کمیابی نهاده ها باعث گران شدن آنها می شود و بالعکس نهاده های فراوان ، ارزان قیمت هستند . تکنولوژی مناسب در هر کشوری باید جانشین نهاده های کمیاب گردد . مثلاً در ژاپن زمین و کار کمیاب و گران اما سرمایه فراوان است . لذا با شدت افزایش و مصرف سرمایه به صورت تکنولوژی در ترکیب با کار و زمین سعی می شود که بهره وری آنها افزایش یابد . تکنولوژی مناسب در این حالت ، بیولوژیکی و شیمیایی است . بالعکس در کشاورزی امریکا ، زمین و سرمایه فراوان اما کار کمیاب است . شدت استفاده از سرمایه به شکل تکنولوژی مکانیکی مناسب این کشور است .

پس برای رشد کشاورزی از طریق توسعه تکنولوژی یک مسیر واحد برای تمام کشورها وجود ندارد . به عبارت دیگر چنانچه استفاده از تکنولوژی خاص ، در کشاورزی پیشرفته ی کشورهای اروپایی و امریکایی با موفقیت همراه باشد ، الزاماً انتقال آن به کشاورزی کشورهای دیگر موفقیت آمیز نخواهد بود . هر کشوری باید مسیر تکنولوژی خود را با مطالعه و تحقیق در اوضاع و شرایط کشور خود انتخاب نماید . برای انجام چنین کاری سرمایه گذاری در تحقیقات و سرمایه گذاری در آموزش نیروی انسانی و تربیت محققان مورد نیاز الزامی است . یقیناً در کشورهای در حال توسعه که کشاورزی عقب مانده ای دارند مهم ترین عامل ، کمیابی نیروی انسانی آموزش دیده ، خلاق ، و ماهر می باشد . لذا مناسب ترین تکنولوژی که نیاز شدید به سرمایه گذاری دارد تکنولوژی آموزش نیروی انسانی می باشد . در این کشورها اگر چه از لحاظ کمیت کمیابی احساس نمی شود ولی از لحاظ کیفیت کمیابی احساس می گردد . برطرف کردن این نقیصه می تواند بهره وری نیروی انسانی را ماهیتاً افزایش دهد . به بیان دیگر به جای اینکه افزایش بهره وری نیروی انسانی با کاربرد نهاده های نوین کشاورزی و سرمایه گذاری در تکنولوژی های مختلف چنین افزایشی را ایجاد کنند ، باید وابسته به خود انسان ، صلاحیت و خلاقیت او باشد . با داشتن انسان آموزش دیده و خلاق می توان به آسانی به تکنولوژی های مصنوعی دیگر دست یافت و هر روز تکنولوژی مناسب تر را پیدا نمود . پس به جای جستجو برای تکنولوژی مناسب باید تکنولوژی را خلق کرد . برای خلق تکنولوژی باید به عامل مهم آن که نیروی انسانی خلاق است دست پیدا کرد .

از بررسی رشد کشاورزی در کشورهای پیشرفته دو نتیجه مهم می توان گرفت : نخست آنکه هر کشور باید با توجه به منابع موجو خود توسعه آن گروه از تکنولوژی را در اولویت قرار دهد که جایگزین عوامل کمیاب گشته و یا بهره وری عوامل را افزایش دهد . دوم آنکه رمز موفقیت رشد کشاورزی در مداومت تکنولوژی است به گونه ای که بتواند سطح تولید را در انطباق با روند بلند مدت قیمت عوامل که بازتاب کمبود نسبی منابع است افزایش دهد .

مدل جامع توسعه روستایی ( Integrated Rural Development )

مدل های ارائه شده قبلی همگی بر رشد کشاورزی تأکید داشتند و بر مسائل رفاهی توجه چندانی نداشتند . رشد نامتوازن درآمد حاصل از مدل های اشاره شده ، مسئله فقر ، سوء تغذیه ، بهداشت نامناسب و ... در کشورهای در حال توسعه ، در اواخر دهه 1960 و اوائل دهه 1970 انتقاداتی را برانگیخت که استراتژی های رشد کشاورزی ارائه شده بیشتر به نفع کشورهای غربی ارائه دهنده ی این مدل هاست . زیرا در این مدل ها نفع دو جانبه ( کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه یافته ) در نظر گرفته نشده بود . لذا در دهه 1970 فشارهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی استراتژیست های توسعه در کشورهای جهان سوم را ناگزیر کرد تا به این گونه مسائل بیشتر توجه نمایند . مدل جامع توسعه روستایی به همین دلیل شکل گرفت و در آن علاوه بر برنامه های افزایش تولید دیگر برنامه های مهم توسعه مانند اشتغال ، توزیع درآمد ، بهداشت ، آموزش ، تغذیه و امثال آن مورد توجه بیشتر قرار گرفت .

این مدل اگرچه به نظر می آید دارای جامعیت یک برنامه مطلوب برای توسعه روستا است اما از پیچیدگی های خاصی برخوردار بوده است . اجرای چنین برنامه جامعی نیاز به پشتوانه های قوی در کشورهای در حال توسعه داشت . تأمین درآمدها در این کشورها عمدتاً براساس بخش کشاورزی بوده است اما به علت فقدان تکنولوژی مناسب ، اطلاعات ناکافی از امکانات تکنولوژی موجود ، کوچک بودن مزارع ، و ساختار جامعه روستایی ، رشد مورد نیاز در تولیدات بخش کشاورزی تأمین نشد . از طرف دیگر ، قسمتی از سرمایه ها برای اجرای پروژه های غیرتولیدی از برنامه رشد تولیدی این کشورها خارج شد . در چنین وضعیت مالی اجرای برنامه جامع با موفقیت انجام نگردید و مؤسسات اجرا کننده چنین برنامه ای اجساس نیاز کردند که اصلاحات و یا طراحی مجدد برنامه صورت گیرد .

مدل نیازهای اساسی ( Basic needs model )

طراحی مجدد مدل جامع توسعه روستایی منتهی به مدل نیازهای اساسی در دهه 1980 گردید . در این مدل با محدود کردن دامنه فعالیت های رفاهی - اجتماعی سعی کردند امکانات بیشتری را به رشد بخش تولیدی بدهند . از یک طرف تأکید بر نیازهای ضروری بیشتر گردید و بدین طریق مقداری از نیازها را از قلمرو برنامه حذف کردند . از طرف دیگر اولویت را به تأمین نیازهای افراد فقیر و کم درآمد دادند به طوری که افرادی که در خارج از محدوده ی درآمدی بودند حذف شدند . در نتیجه مخارج رفاهی را به مقدار قابل توجهی کاهش داده و منابع آن را برای اجرای برنامه های رشد به کار گرفتند .

اجرای مدل نیازهای ضروری که در دهه 1980 شروع و در حال حاضر هم ادامه دارد ، می تواند متضمن رشد به همراه توسعه باشد . انتخاب تکنولوژی مناسب به روش مدل تکنولوژی القایی که حاصل سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی است ، می تواند رشد مورد نظر را تأمین کند . گسترش در سرمایه گذاری به ویژه در آموزش نیروی انسانی می تواند موفقیت و استمرار برنامه ها را تضمین نماید . مدل نیازهای ضروری در عمل با پیچیدگی های خاصی همراه است که توجه و دقت بیشتر برنامه ریزان و سیاستگذاران را می طلبد .

افزودن دیدگاه جدید

ویژه های سایت

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان از تمامی متخصصین حوزه نرم افزار که آشنایی با زبان های برنامه نویسی...

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

نظر سنجی

  • با چه روشی می توان سریعتر اقتصاد مقاومتی را محقق نمود و کشور را از وابستگی به دیگران رهانید ؟

  • تعداد مقالات: 3,049
  • بازدید امروز : 4403
  • بازدید دیروز: 10423

افراد آنلاین:

94

اکنون ساعت   8:48 am به وقت تهران میباشد.

امروز: يكشنبه 2 ارديبهشت 1397

بارکد نخبگان جوان کانال تلگرامی
 
 

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت com.نخبگان مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
مسئولیت مطالب ارسالی کاربران بر عهده سایت علمی نخبگان جوان نمی باشد

تهیه و تنظیم مطالب: com.نخبگان