PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ضرب المثل بانک ضرب المثل



nourooz
8th October 2010, 06:24 PM
سلام.دیدم تو این انجمن جای یک بانک ضرب المثل خالیه
برای همین تصمیم گرفتم به کمک شما کاربران این بانک را ایجاد کنیم.حتی اگه یک ضرب المثل دارین تو این بانک بزارین
اولیش را خودم می گم


در نومیدی بسی امید است
پایان شب سیه سفید است

*FATIMA*
9th October 2010, 03:05 AM
ما که هر چه ضرب المثل بلد بودیم تو مشاعره با ضرب المثل نوشتیم[taajob]
غایت جهل بود مشت زدن سندان را
غرقه به هر چه دید دست آویزد
غم گروهی شادی قومی دگر است
غم و غصه کوه را آب میکند
غوره نشده مویز شده
غیبت آخوند عید شاگردان است
غیرت مردی نداری زن مخواه

nourooz
9th October 2010, 03:33 PM
این روزا رایانه و اینترنت تو زندگی خیلی از ماها جای خودشو باز کرده تا جایی که تو رسانه ها صحبت از اعتیاد به اینترنت و تاثیرات مخرب کارکردن مدام با کامپیوتر کم نیست . اما امان از روزی که اصطلاحات و لغات رایانه ای و دیجیتالی تو فرهنگ لغات روزانه ما جا بگیرن و خودی نشون میدن . اصطلاحاتی که حتی وارد ضرب المثلهای ایرانی هم شدن . شاید به گوش شما هم رسیده باشن :



"سرور مفت نمی بینه وگرنه بلاگر ماهریه"

این ضرب المثل در مواقعی به کارمی رود که نیروی انتظامی به یک دانشجویی، جوانی، دست به قلمی یا کسی تو این مایه ها گیرداده و می خواد یه جورایی حالشو بگیره

"سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم"

این ضرب المثل درمورد افرادی به کارمی رود که عکس بچه شان را در بلاگشان می گذارند و یک پست در میان قربان صدقه شان می روند.

"کافی نت گیرش نمیاد چت کنه، میگه بلاگم فیلترشده"

این ضرب المثل درمورد روشنفکران خالی بند تازه به دوران رسیده صدق می کند.

"با یه پینگ گرمیش می کنه با یه فیلتر سردیش"

این ضرب المثل درمورد بلاگرهای نازک نارنجی به کار می رود.

"لینک و پینگت بجا، دات کام دومِین یکی هفت صنار"

این ضرب المثل فروشندگان دومین و هوست سرویس برای جلوگیری ازتوقع بیجای دوستان به کار می برند.

"کارت اینترنت مفت گیرش بیاد لپ تاپشو می سوزونه"

این ضرب المثل بدون شرح است.

"رم لپ تاپ پیشکش را نمی شمارند"

این ضرب المثل نسخه دیجیتالی "مفت باشه ... باشه" به شمار می رود.

"کامنت و لینک هفت دست، پست و آپ هیچی"

این ضرب المثل درمورد بلاگرهاییست که سال تا سال آپ نمی کنند.

"شیپیش تو بلاگش کامنت می ذاره"

کنایه از وبلاگ های بی مخاطب

*FATIMA*
10th October 2010, 01:19 AM
عاشقی شاه و گدا نمیشناسد
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
عاقبت جوینده یابنده بود
عاقبت گرگ زاده گرگ شود ، گرچه با آدمی بزرگ شود
عاقلان را یک اشارت بس بود
عالم بی عمل چون زنبور بی عسل است
عالم بی عمل مانند درخت بی ثمر است
عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل
عدو شود سبب خیر ، گر خدا خواهد
عذر احمق بدتر از جرمش است
عروس نمیتواند برقصد میگوید زمین کج است
عروسی که مادرشوهر نداشته باشد خوشبخت است
عزت هر کس به دست آن کس است
عزیزی تا که داری زرّ و دینار
عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند
عشق و مشک پنهان نمیماند
عشق های تند زود سرد میشوند
عقد پسرعمو با دختر عمو را در آسمان بسته اند
عقل سالم در بدن سالم است
عقلش پاره سنگ میبرد
عقل که نیست جان در عذاب است
عقل مردم به چشمشان است
عقلی که به چهل سالگی نیاید هیچوقت نمی آید
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
علامه دهر است
علف باید به دهن بزی شیرین بیاید
علف زیر پات سبز شود
علف هرز زود بالا رود
علم ناقص بدتر از جهل است
عمر کم است و فصل ادب بسیار
عمر مثل باد میگذرد
عنقا را به دام نتوان گرفت
عیبش گفتی ، حُسنش هم بگوی
عیسی به دین خود ، موسی به دین خود
عیشمان را مکدر نکن
عینک خوش بینی به چشم دارد
عینک سواد نمی آورد

nourooz
10th October 2010, 04:13 PM
سلام تو ای پست چندتا ضرب المثل با معنی براتون می ذارم.
همه ضرب المثل ها با حرف میم شروع میشن.
میان دعوا حلوا خیر نمی کنند:


منتظری در حین دعوا و زد و خورد حرف خوش و خوردنی نثار هم کنند، نتیجه دعوا خسارت و زیان است.

میان دعوا اوقات تلخی نکن:

به شوخی، چون کسی خشمگین گردد و بنای بد حرفی بگذارد برای آرام کردن و خندانیدن او چنین می گویند.

میان حرف کسی دویدن:

حرف کسی را بریدن، به میان حرف کسی حرف آوردن

میان تهی تر از طبل:

شخص پرمدعا و بی هنر

میان بستن:

برای انجام کاری آماده شدن

میان دعوا نرخ معین می کند:

مقصود خود را در موقعی نامناسب و غیر منتظره بیان داشتن

میان دو سنگ آرد خواستن:

آدم طمعکاری است، در پی سودجویی و استفاده است.

میان زمین و آسمان ماندن:

سرگردان کار خود بودن ، سرگشته و حیران ماندن

میان دو نفر را بهم زدن:

ایجاد نفاق و کدروت بین دو نفر

*FATIMA*
11th October 2010, 02:31 AM
طاس اگر راست نشیند همه کس نرّاد است
طاقتم تاق شده است
طبل تو خالی است
طبل غازی بلند آواز و میان تهی
طلا خرج مطلا میکند
طلا که پاک است چه منتش به خاک است

A M S E T I S
11th October 2010, 08:33 AM
این ضرب المثل ها همش با" آ " شروع میشه





آب از دستش نميچكه !

آب از سر چشمه گله !

آب از آب تكان نميخوره !

آب از سرش گذشته !

آب پاكي روي دستش ريخت !

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !

آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره !

آب زير پوستش افتاده !

آب كه يه جا بمونه، ميگنده .

آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري !

آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني !

آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه !

آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !

آبي از او گرم نميشه !

آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد !

آخر شاه منشي، كاه كشي است !


آدم بد حساب، دوبار ميده !

آدم تنبل، عقل چهل وزير داره !

آدم خوش معامله، شريك مال مردمه !

آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه !

آدم زنده، زندگي ميخواد !

آدم گدا، اينهمه ادا ؟!

آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه !

آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !

آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم !

آرزو بر جوانان عيب نيست !

آستين نو پلو بخور !

آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !

آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه !

آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك !

آش نخورده و دهن سوخته !

آفتابه خرج لحيمه !

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي !

آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه !

آمدم ثواب كنم، كباب شدم !

آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !

آنانكه غني ترند، محتاج ترند !

آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .

آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!

آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !

آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه !

آنقدر مار خورده تا افعي شده !


آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟

آواز دهل شنيده از دور خوشه !

nourooz
11th October 2010, 07:05 PM
سلام.امروز چندتا ضرب المثل با ترجمه انگلیسی می ذارم.

Two heads are better than one
دو تا فکر بهتر از یک فکره

Do as I say, not as I do
اول خودتو اصلاح کن بعد دیگران رو نصیحت کن

If you cant stand the heat, get out of the kitchen
خر ما از کُرّه گی دم نداشت

Make hay while the sun shine
شانس یک بار در خونه آدم رو می زنه

Strike while the iron is hot
تا تنور داغه نون رو بچسبون

Harry Collis When in Rome do az the Romans do
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

All that glitters is not gold
هر گردی گردو نیست

Curiosity killed the cat
فضولی موقوف

In unity there is strength
یه دست صدا نداره

A man is known by the company he keeps
بگو دوستت کیه تا بگم کی هستی

Too many cooks spoil the broth
آشپز که دو تا شد آش یا شور میشود یا بی نمک

from the cradle to grave
ز گهواره تا گور دانش بجوی

easy come, easy go
باد آورده را باد می برد

no news is good news
بی خبری خوش خبری ست

third time lucky
تا سه نشه بازی نشه

every cloud has a silver lining
در نا امیدی بسی امید است

a liar ought to have a good memory
دروغگو کم حافظه است

outstay ones welcome
کنگر خوردن و لنگر انداختن

nothing ventured, nothing gained
نابرده رنج گنج میسر نمیشود

business is business
حساب حساب است کاکا برادر

practice makes perfect
کار نیکو کردن از پر کردن است

The cat dreams of mice
شتر در خواب بیند پنبه دانه

(tell) a cock and bull story
قصه حسین کرد شبستری گفتن

smell fishy
کاسه ای زیر نیم کاسه است

Horses for courses
هر کسی را بهر کاری ساخته اند

A big head has a big ache
هر که بامش بیش برفش بیشتر

Go with the ride
هم رنگ جماعت شدن

East, West, homes best
هیچ کجا خانه خود آدم نمیشود

Tells tales
یک کلاغ چهل کلاغ کردن

Hit the jackpot
یک شب پول دار شدن

The miles of God grind slowly
چوب خدا صدا ندارد

Cry wolf
چوپان دروغگو

Whats cooking?
چه کاسه ای زیر نیم کاسه است

Accidents can happen
حادثه خبر نمیکند

Account for
حساب پس دادن

Sweet nothing
حرف های صد من یه غاز

لینک منبع (http://www.dehlorantoday.com)

*FATIMA*
15th October 2010, 01:32 AM
ظاهراً اتفاقی اما در اصل عمدی
ظاهر و باطن همین است
ظاهر و باطن یکی باش
ظلم ظالم بر سر اولاد ظالم میرود

nourooz
15th October 2010, 06:21 AM
سلام.اینم چندتا ضرب المثل دیگه

ضامن بهشت و دوزخش نیستم:


من وظیفه خودم را به خوبی انجام میدهم وکاری به بد و خوب بعدش ندارم.

ضرب شستی به کار بردن:

برای پیشرفت امر خود تدبیری به کار بردن، با هر حیله بر حریف غالب شدن.

ضرب دستش را چشیده است:

برتری حریف خود را می داند و جرئت مقابله با او را ندارد.

ضرر را از هر کجا جلویش را بگیری منفعت است

آدم عاقل همینکه فهمید راهی را به اشتباهی رفته، برمی گردد.

طاق ابرو نمودن:

کاری مخصوص زنان، عشوه گری کردن

طاقت کسی طاق شدن:

بیقرار شدن ، آرام خود از دست دادن.

طبل زیر گلیم زدن:

پنهان داشتن موضوعی که همه می دانند، پنهانکاری کردن

طرف کسی را گرفتن :

پشتیبانی از کسی کردن، از کسی حمایت و طرفداری کردن

طشتش از بام افتاده :

راز نهان کسی آشکار شدن، رسوا شده است

طی نکرده گز کردن:

بدون مطالعه و نسنجیده دست به کاری زدن

طوق لعنت برگردن کسی افتادن:

گرفتار زحمت و دردسر شدن، دچار همسر بد رفتار و بد اخلاق شدن

طناب گدایی کسی را بریدن:

از ادامه کمک به کسی خود را رها ساختن

طمع زیاد مایه جوانمرگی است:

ادم طمع پیشه غالبا جان خود را به خطر می اندازد

*FATIMA*
16th October 2010, 01:07 AM
صبر ایوب دارد
صبر تلخ است ولیکن بر شیرین دارد
صبر دوای هر دردی است
صبر کن تا خرت از پل بگذرد بعد هلهله کن
صبر کن ببین در روی کدام پاشنه میچرخد
صدا به صدا نمیرسد
صدایش از جای گرمی درمی آید
صد بار اگر توبه شکستی بازآی
صد تا چاقو بسازد یکی اش دسته ندارد
صد تا یک غاز است
صد سال به این سالها
صد سال سیاه
صدقه دادن باعث فقر نمیشود
صدی نود و نه خواهد آمد
صعب الحصول است
صلاح مملکت خویش خسروان دانند
صم بکم بود
صورتش را با سیلی سرخ نگه میدارد
صورتش مثل گچ سفید شده بود
صید ملخ شیوه ی شهباز نیست

nourooz
16th October 2010, 02:20 PM
ضرب المثلهای چینی به زبان فارسی

مثل چینی : آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد .
مثل چینی : آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .
مثل چینی : راستی یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد .
مثل چینی : موقعیکه دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .
مثل چینی : مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی .
مثل چینی : هیچ وقت بیش از زمانیکه سر و کارمان با احمق است احتیاج به هوش زیاد نداریم .
مثل چینی : بدبختی آن نیست که می توان از آن بر حذر بود ، بلکه آن است که گریزی از آن نیست .
مثل چینی : هنگامیکه خشم حرف می زند عقل چهرۀ خود را می پوشاند .
مثل چینی : همیشه دزدی وجود دارد که دزد دیگر را غارت کند .
مثل چینی : مردیکه کوه را از میان برداشت ، کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد .
مثل چینی : آنکه دربارۀ همه چیز می اندیشد ، دربارۀ هیچ چیز تصمیم نمی گیرد .
مثل چینی : عمارت بزرگ را از سایه اش و مردان بزرگ را از سخنانشان می توان شناخت.
مثل چینی : انسان موفق لاقید نیست و انسان لاقید موفق نیست .
مثل چینی : اگر به خاموش کردن آتش می روی ، لباس غلفی بر تن مکن .
مثل چینی : با ثروت می توان بر شیاطین فرمانروایی کرد . بدون ثروت حتی نمی توان بره ای را احضار کرد .
مثل چینی : مردم به سخنان مرد پولدار همیشه گوش می کنند.
مثل چینی : «عجله» کاری را که «احتیاط» قدغن کرده انجام می دهد.
مثل چینی : یک مرد بزرگ عیوب مرد کوچک را نمی بیند.

*FATIMA*
17th October 2010, 02:16 AM
پا از گلیم خود درازتر کرده است
پاپوش برای شیطان میدوزد
پاتو تو کفش من نکن
پا جای پای کسی گذاشتن
پارسال دوست ، امسال آشنا
پایان شب سیه سپید است
پایت را به اندازه گلیمت دراز کن
پایت را تو کفش ما نکن
پایش لب گور است
پای مرغ را ببند ، خروس همسایه را بدنام نکن
پاییز خبر کن فوت کردم
پته اش را روی آب ریختم
پدر ترس بسوزد
پدر خود را درآورد
پراکنده روزی پراکنده دل
پرسان پرسان به کعبه بتوان رفتن
پرسیدن عیب نیست ، ندانستن عیب است
پز عالی جیب خالی
پس از من گو جهان را آب گیرد
پسر کو ندارد نشان از پدر
پشت سرش هم چشم دارد
پشمش ریخته است
پشیمانی سودی ندارد
پشه ای به فرمان ، به که فیلی نافرمان
پله پله باید رفت سوی بام
پنبه دزد دست به ریشش میکشد
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک
پند به نادان ، باران است در شورستان
پوزش را به خاک مالیدم
پوست از سرش میکنم
پول پول را پیدا میکند
پول در جیبش بند نمیشود
پول حرام خرج حکیم و دوا میشود
پول حرام یا خرج شراب شور میشود یا شاهد کور
پولداران را کباب ، بی پولان را دود کباب
پول را روی سنگ بگذاری آن را آب میکند
پول را روی مرده بگذارند زنده میشود
پولش از پارو بالا میرود
پولش به جانش بسته است
پول علف خرس نیست
پول که زیاد شد خانه تنگ میشود ، زن زشت
پول گرد و بازار دراز
پول واویلا خرج وامصیبتا میشود
پول هر دری را باز میکند جز در بهشت
پهلوان پنبه است
پیاده شو با هم بریم
پیا ز داغ همه چیز را زیاد میکند
پیاز غلطان بیخ نمیگیرد
پیامی است از مرگ ، موی سفید
پیری است و هزار عیب و علت
پیشگیری بهتر از درمان است
پیش لوطی و معلق بازی ؟
پیمانه از قطره آخر لبریز شود
پیمانه عمرش پر شده است
پی نخود سیاه رفتم
پیوند زن با طلا ناگسستنی است

nourooz
17th October 2010, 07:15 PM
سه ضرب المثل با حرف نادر ث
اگه دوستان دیگه با این حرف ضرب المثل بلد بودند بزارن تا تعدادشون بیشتر شه
1. ثمر علم اي پسر عمل است ورنه تحصيل علم درد سر است
2. ثبات، قدم از پيش مي برد.
3. ثروت را مي توان پنهان کرد ولي فقر را نمي توان.

*FATIMA*
18th October 2010, 01:16 AM
ادامه ضرب المثل با حرف "ث"
ثروت خود را به رخ دیگران میکشد
ثمر از درخت بید نباید جست
ثواب راه به خانه صاحب خود میبرد
ثواب کنی ، کباب میشوی

nourooz
18th October 2010, 05:42 PM
1. يا خدا يا خرما!
2. يار بد، بدتر بود از کار بد!

3. يا رومي روم، يا زنگي زنگ!

4. يارب مباد آن که گدا معتبر شود گر معتبر شود ز خدا بي خبر شود

5. يار در خانه و ما گرد جهان مي گرديم!

6. يا سخن دانسته گوي اي مرد نادان، يا خموش.

7. يار قديم، اسب زين کرده است!

8. يار، مرا ياد کند ولو با يک هل پوک!

9. يار ناپايدار را دوست مدار.

10. يا کوچه گردي يا خانه داري!

11. يا مرگ يا اشتها!

12. يا مکن با پيل بانان دوستي يا بنا کن خانه اي در خورد پيل! (سعدي)

13. يکي رو توي ده راه نمي دادند سراغ کدخدا رو مي گرفت!

14. يک ارزن از دستش نمي ريزد!

15. يک مرده بنام به که صد زنده به ننگ!

16. يک بز گـَر، گله را گر مي کند!

17. يک داغ دل بس است براي قبيله اي!

18. يک انار و صد بيمار!

19. يک ده آباد بهتر ازصد شهر خراب!

20. يک بار جستي ملخک، دوبار جستي ملخک، آخر به دستي ملخک!

21. يک بام و دو هوا!

22. يک پا چاروق يک پا گيوه؟!

23. يک پاش اين دنيا يک پاش اون دنياست!

24. يک پول جيگرک، سفره قلمکار نمي خواد!

25. يک تب يک پهلوان را مي خواباند!

26. يک تخته اش کم است!

27. يک دست به پيش و يک دست به پس!

28. يک دست صدا ندارد!

29. يک دستم سپر بود، يک دستم شمشير، با دندانم که نمي توانم بجنگم!

30. يک ديوانه سنگي به چاه مي اندازد که صد عاقل نمي توانند بيرون بياورند!

31. يک روده راست توي شکمش نيست!

32. يک روزه مهمانيم و صد ساله دعاگو!

33. يک سال بخور نون و تره، صد سال بخور گوشت بره!

34. يک سر دارد و هزار سودا.

35. يک سوزن به خودت بزن و يک جوالدوز به مردم!

36. جوالدوز: وسيله اي که با آن پارچه هاي ضخيم را مي دوزند (که از سوزن کلفت تر است)

37. يک سيب را که به هوا بيندازي تا بيايد پايين هزار تا چرخ مي خورد!

38. يک شکم سير بهتر از صد شکم نيمه سير است!

39. يک عمر گدائي کرده، هنوز شب جمعه را نمي شناسد!

40. يک کاسه چي صد تا سرناچي!

41. سرنا: سازي است بادي که از چوبي مخصوص ساخته شود، اين ساز در غالب نقاط ايران موجود است و آن را همراه دهل مي نوازند و طول آن به طور کلي از نيم متر تجاوز نمي نمايد.

42. يک کفش آهني مي خواهد و يک عصاي فولادي!

43. يک کلاغ و چهل کلاغ!

44. يک مو هم از خرس کندن غنيمت است!

45. يک مويز و چهل قلندر!

46. يکي به نعل و يکي به ميخ!

47. يکي را که در بند بيني مخند مبادا که ناگه درافتي به بند

48. يکي کم است، دوتا غم است، سه تا که شد خاطر جمع است!

49. يکي مرده و يکي مرده دار، سومي به غضب خدا گرفتار!

50. يکي مي بُره يکي مي دوزه!

51. يکي نون نداشت بخورد، پياز مي خورد که اشتهايش باز شود!

nourooz
20th October 2010, 11:23 AM
خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه !
خاشاك به گاله ارزونه، شنبه به جهود !
خاك خور و نان بخيلان مخور ! ( ... خار نه اي زخم ذليلان مخور )
خاك كوچه براي باد سودا خوبه !
خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟!
خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده !
خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز !
خاله سوسكه به بچه اش ميگه : قربون دست و پاي بلوريت !
خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست !
خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه !
خانه خرس و باديه مس ؟
خانه داماد عروسيست، خانه عروس هيچ خبري نيست !
خانه دوستان بروب و در دشمنان را مكوب !
خانه قاضي گردو بسياره شماره هم داره !
خانه كليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم !
خانه نشيني بي بي از بي چادريست !
خانه همسايه آش ميپزند بمن چه ؟!
خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي !
خدا برف را به اندازه بام ميده !
خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟
خدا خر را شناخت، شاخش نداد !
خدا داده بما مالي، يك خر مانده سه تا نالي !
خدا دير گيره، اما سخت گيره !
خدا را بنده نيست !
خدا روزي رسان است، امااِهني هم مي خواد !
خدا سرما را بقدر بالا پوش ميده !
خدا شاه ديواري خراب كنه كه اين چاله ها پر بشه !
خدا گر ببندد ز حكمت دري --- ز رحمت گشايد در ديگري !
خدا ميان دانه گندم خط گذاشته !
خدا ميخواهد بار را بمنزل برساند من نه، يك خر ديگه !
خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم ميندازه !
خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو كي هستي ؟
خدا وقتي ها ميده، ور ور جماران هم ، ها ميده !
خدا همه چيز را به يك بنده نمي ده !
خدا همونقدر كه بنده بد داره، بنده خوب هم داره !
خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي و آنكه را عقل ندادي چه دادي ؟ (خواجه عبدالله انصاري )
خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن !
خر، آخور خود را گم نميكنه !
خراب بشه باغي كه كليدش چوب مو باشه !
خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است !
خر است و يك كيله جو !
خر از لگد خر ناراحت نميشه !
خر باربر، به كه شير مردم در !
خر به بوسه و پيغام آب نمي خوره !
خربزه شيرين مال شغاله !
خربزه كه خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني !
خربزه ميخواهي يا هندوانه : هر دو دانه !
خر بيارو باقلا بار كن !
خر، پايش يك بار به چاله ميره !
خرج كه از كيسه مهمان بود --- حاتم طايي شدن آسان بود !
خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟
خر خالي يرقه ميره !
خر، خسته - صاحب خر، ناراضي !
خر خفته جو نمي خوره !
خر ديزه است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر بصاحبش بزنه !
خر را با آخورميخوره، مرده را با گور !
خر را جايي مي بندند كه صاحب خر راضي باشه !
خر را كه به عروسي ميبرند، براي خوشي نيست براي آبكشي است !
خر را گم كرده پي نعلش ميگرده !
خر، رو به طويله تند ميره !
خرس، تخم ميكنه يا بچه ؟ !
خرس در كوه، بو علي سيناست !
خرس شكار نكرده رو پوستشو نفروش !
خر سواري را حساب نميكنه !
خر، سي شاهي ، پالون دو زار !
خر كريم را نعل كردن !
خر كه جو ديد، كاه نميخوره !
خر، كه علف ديد گردن دراز ميكنه !
خر گچ كش روز جمعه از كوه سنگ مياره !
خر لخت راپالانشو بر نميدارند!
خر ما از كرگي دم نداشت !
خر ناخنكي صاحب سليقه ميشود !
خروار نمكه، مثقال هم نمكه !
خر وامانده معطل چشه !
خروسي را كه شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره !
خر، همان خره پالانش عوض شده !
خريت ارث نيست بهره خداداده س !
خري كه از خري وابمونه بايد يال و دمشو بريد !
خوشبخت آنكه خورد و كِشت، بدبخت آنكه مرد و هِشت !
خواب پاسبان، چراغ دزده !
خنده كردن دل خوش ميخواد و گريه كردن سر وچشم !
خواهر شوهر، عقرب زير فرشه !
خواست زير ابروشو برداره، چشماشو كور كرد !
خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو !
خوبي لر به آنست كه هر چه شب گويد روزنه انست !
خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده !
خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگهميداره ؟
خود گوئي و خود خندي، عجب مرد هنر مندي !
خودم كردم كه لعنت بر خودم باد !
خوردن خوبي داره ، پس دادن بدي !
خوشا بحال كساني كه مردند و آواز ترا نشنيدند !
خوشا چاهي كه آب از خود بر آرد !
خوش بود گر محك تجربه آيد بميان --- تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد .
خوش زبان باش در امان باش !
خولي بكفم به كه كلنگي بهوا !
يك ده آباد به از صد شهر خراب !
خونسار است و يك خرس !
خير در خانه صاحبش را ميشناسد !
خيك بزرگ، روغنش خوب نميشه !

*FATIMA*
21st October 2010, 02:15 AM
جا تر است و بچه نیست
جادوتنبل میکند
جار و جنجال راه می اندازد
جاسوس دوجانبه است
جام زهر است که باید نوشید
جان به عزرائیل نمیدهد
جان سگ دارد
جانش کف دستش است
جانماز آب میکشد
جانم به لبم رسید
جانا سخن از زبان ما میگویی
جای ارزن نیست
جای سوزن انداختن نبود
جای گل ، گل باش و جای خار ، خار
جایی بنشین که زندگی برنخیزاندت
جایی رفت که عرب نی انداخت
جایی که کچل است ، اسم طاس را نمیشود برد
جایی که راز گویند گوش مدارید
جایی که نمک خوردی نمکدان مشکن
جسته گریخته فایده ای ندارد
جلوتر از دماغ خود را نمیبیند
جلو ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است
جنگ اول به از صلح آخر است
جواب ابلهان خاموشی است
جواب دندان شکنی به او دادم
جواب سربالا داد
جوجه پاییزه میخواهد سر جوجه بهاره کلاه بگذارد
جوجه را آخر پاییز میشمارند
جور استاد به ز مهر پدر
جوش نزن شیرت خشک میشود
جو فروش گندم نماست
جوینده یابنده است
جهاندیده بسیار گوید دروغ

nourooz
21st October 2010, 06:57 AM
ضرب المثل پ

پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد !
پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !
پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست !
پز عالي، جيب خالي !
پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه !
پس از قرني شنبه به نوروز ميافته !
پستان مادرش را گاز گرفته !
پسر خاله دسته ديزي !
پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان !
پدر كو ندارد نشان از پدر --- تو بيگانه خوانش نخوانش پسر !
پشت تاپو بزرگ شده !
پنج انگشت برادرند، برابر نيستند !
پوست خرس نزده ميفروشه !
پول است نه جان است كه آسان بتوان داد !
پول پيدا كردن آسونه، اما نگهداريش مشكله !
پول حرام، يا خرج شراب شور ميشه يا شاهد كور !
پولدارها به كباب، بي پولها به بوي كباب ،
پول ما سكه عُمَر داره !
پياده شو با هم راه بريم !
پياز هم خودشو داخل ميوه ها كرده !
پي خر مرده ميگرده كه نعلش را بكنه !
پيراهن بعد از عروسي براي گل منار خوبه !
پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه !
پيش از آخوند منبر نرو !
پيش رو خاله، پشت سر چاله !
پيش قاضي و معلق بازي !


ممنونم فاکا از شرکت کردنت تو این بحث

*FATIMA*
22nd October 2010, 01:31 AM
قاپ او را دزدید
قالب تهی کردم
قالش را بکن قبر که مفت باشد آدم تویش میخوابد
قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید
قدر نعمت بعد زوال معلوم میشود
قرابت ، حرمت را از بین میبرد
قربان برم خدا را یک بام و دو هوا را
قرض که رسید به صد تومان هر شب بخور مرغ و پلو
قرض نداری ، غم نداری
قسمت هرچه باشد همان میشود
قضیه دارد بیخ پیدا میکند
قضیه مرغ و تخم مرغ است
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
قلبش رو زبانش است
قلم برابر تیغ است بلکه فاضلتر
قمار اگر برنده داشت " قمارباز " نمیگقتند
قمپز در میکند
قناعت توانگر کند مرد را
قور بالا قوز شد

nourooz
22nd October 2010, 07:01 AM
قاتل با پاي خود پاي طناب دار مي رود.
2. قاچ زين را بگير، اسبدواني پيشکشت!

3. قباي بعد از عيد براي گـَـل ِ منار خوبه!

4. قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري.

5. قرآن کنند حرز و امام مبين کشند ياسين کنند ورد و به طاها کشند تيغ

6. قربون برم خدا رو، يک بام و دو هوا رو، اينور بام گرما، رو اون ور بام سرمارو!

7. قربون بند کيفتم، تا پول داري رفيقتم!

*FATIMA*
23rd October 2010, 01:59 AM
فتنه در خواب است بیدارش مکن
فحش فحش می آورد
فرار را بر قرار ترجیح داد
فردا کار شیطان است
فردا هم روز خداست
فرزند اگرچه عیب ناک است ، در پیش پدر ز عیب پاک است
فرزند زمان خویشتن باش
فرزند عزیز دردانه ، یا دنگ است یا دیوانه
فرشش زمین است و لحافش آسمان
فرصت را باید غنیمت شمرد
فرصت سر خاراندن ندارم
فرصت فقط یک بار پیش می آید
فرصت ، منتظر کسی نمیماند
فروشنده دو چشم دارد ولی خریدار هزار چشم
فریب ظاهر را نباید خورد
فضول رو بردند جهنم گفت هیزمش تر است
فغان کز هر چه ترسیدم ، رسیدم
فقر او را از پای درآورد
فقیری عار نیست اما درد بدی است
فکر باطل ز تمنا خیزد
فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه
فواره چون بلند شود سرنگون شود
فوت و فن کار رو بلد است
فیس و افاده دارد
فیلش یاد هندوستان کرده

nourooz
23rd October 2010, 02:30 PM
1. جا تر است و بچه نيست!
2. جاده ي دزد زده، تا چهل روز امن است!

3. جايي نمي خوابد که آب زيرش برود!

4. جايي که ميوه نيست، چغندر سلطان مرکبات است!

5. جلوي ضرر را ازهر جا بگيري منفعت است.

6. جلو مي خندد پشت سر خنجر مي زند.

7. جواب ابلهان خاموشيست!

8. جواب هاي، هوي است!

9. جواني کجايي که يادت بخير!

10. جود از ابر و لاف از رعد است.

11. جور استاد به ز مهر پدر.

12. جوجه را آخر پاييز مي شمرند!

13. جوجه هميشه زير سبد نمي ماند!

14. جان به عزرائيل نمي دهد!

15. جهان بگردد وليکن نگرددش احوال.

16. جهانديده بسيار گويد دروغ.

17. جيبش تار عنکبوت بسته!

nourooz
26th October 2010, 04:30 PM
ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !
زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . ( سعدي )
زبان خر را خلج ميدونه !
زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .
زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !
زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
زدي ضربتي ضربتي نوش كن !
زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !
زرنگي زياد فقر ميآره !
زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !
ز عشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! ( دلي كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ ) ( سعدي )
زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! ( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... ) ( آصفي هروي )
زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !
زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !
زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !
زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !
زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !
زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !
زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !
زن سليطه سگ بي قلاده است !
زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !
زنگوله پاي تابوت !
زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !
زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند !
زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !
زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !
زور داري، حرفت پيشه !
زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !
زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !
زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !
زير دمش سست است !
زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !
زير سرش بلنده !
زير شالش قرصه !
زير كاسه نيم كاسه ايست .
زيره به كرمان ميبره !

*FATIMA*
29th October 2010, 02:26 AM
گاوان و خران بار بردار ، به ز آدمیان مردم آزار
گاو تا شیر میدهد برای مردم عزیز است
گدا به گدا رحمت به خدا
گدا در خانه خود پادشاه است
گدا را چو حاصل شود نان شام ، چنان شاد بخسبد که سلطان شام
گدا را چه به چانه زدن
گدا گر معتبر شود ، از خدا بی خبر شود
گدا گر همه عالم بدو دهند گداست
گدا و اینهمه ادا ؟
گذر پوست به دباغخانه می افتد
گربه دستش به گوشت نمیرسد میگوید بو میدهد
گربه را از هر سو بالا بیندازی چهار دست و پا پایین می آید
گربه را دم حجله باید کشت
گر تو بهتر میزنی بستان بزن
گر سخن نقره است سکوت طلاست
گرگ باران دیده است
گر ریش بود نشان اسلام ، بزغاله بود حجة الاسلام
گر زورت بیش است ، حرفت پیش است
گر سر آزار داری بهانه بسیار داری
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
گر مذهب عاشقان عاقل داری ، یک دوست بسنده کن که یک دل داری
گره ای که با دست باز میشود ، با دندان باز نمیکنند
گره نباش ، گره گشا باش
گریه زن ، مکر زن است
گز نکرده پاره نکن
گفت چشم تنگ دنیا دوست را ، یا قناعت پر کند یا خاک گور
گفتم گفتم مهم نیست کردم کردم مهم است
گفتن همان وانجام شدن همان
گفتی باور کردم ، قسم خوردی شک کردم
گل از گلش شکفت
گل بدون خار نیست
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد
گل بی خار میسر نمیشود در بستان
گل بی عیب خداست
گلیم خودت را از آب بیرون بکش
گمنامی بهتر از بدنامی است
گناه از کوچکتر ، بخشش از بزرگتر
گناهش در پیشانی اش نوشته شده است
گنج بی مار و گل بی خار نیست
گندم از گندم بروید جو ز جو
گنه کرد در بلخ آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری
گوشت از ناخن جدا نمیشود
گوشت را به دست گربه سپردن
گوشت تنم را آب کردی
گوشش تو دست من است
گوش عزیز است گوشواره هم عزیز است
گول ظاهر را نباید خورد
گوهر به گردن خر بستن
گهی پشت به زین ، گهی زین به پشت
گیرم پدر تو بود فاضل ، از فضل پدر تو را چه حاصل ؟

nourooz
29th October 2010, 10:23 AM
ضرب المثل هاي اسکاتلندي

ضرب المثل هاي اسکاتلندي

عشق را دنبال کن ، از تو فرار خواهد کرد ، از عشق فرار کن تعقيبت خواهد کرد

تمام قوانين عادلانه نيست

بر عيوب و تقصيرات جزيي ديگران چشمک نزنيد زيرا خود شما عيبهاي بزرگ داريد

به دشمنت نگو پايت کي خواب مي رود

براي زنده هميشه زندگي هست

برنج و آويشن هر دو در يک باغ رشد و نمو مي کنند

به فرزندي که پدرش را به دار آويخته اند از طناب سخن نگوييد

با باد بيا و با آب برو

سياهي ، رنگ ديگر نمي پذيرد

سرماي يک ساعته ، گرماي هفتاد ساله را نابود مي کند

سگها و بچه ها از ابلهان خوششان مي آيد

عصاي کج ، سايه کج مي اندازد

*FATIMA*
24th November 2011, 04:52 PM
هارت و پورت میکند
هالو گیر آوردی ؟
هرآنچه بکاری همان بدروی
هر آنچه که به ذهنش میرسد به زبان می آورد
هر آنکس که دندان دهد نان دهد
هر آن کو باخبر گردد ، مصون از هر خطر گردد
هر بردی ، باختی دارد
هر بند گشاده شد بجز بند اجل
هر بهار را خزانی در پی است
هر جا آش است ، کچلک فراش است
هرجا سنگ است به پای لنگ است
هرجا گل هست خار هم هست
هر چقدر پول بدهی همان قدر آش بخوری
هر چیز که خوار آید روزی به کار آید
هر چه آسان یافتی ، آسان دهی
هرچه بگندد نمکش میزنند ، وای به روزی که بگندد نمک
هرچه پیش آید خوش آید
هرچه تو چتنه داشت رو کرد
هرچه دیدی از چشم خودت دیدی
هرچه رشته بودم پنبه شد
هرچه سر بزرگتر ، دردسر بزرگتر
هرچه عوض دارد گله ندارد
هرچه قسمت باشد همان خواهد شد
هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
هر حاجی یک جور مکه میرود
هر خوردنی پس دادنی هم دارد
هر دلی ، یک نگاری دارد
هر دو پا را در یک کفش کرده است
هر دو سروته یک کرباسند
هر دیدی یک بازدیدی دارد
هِر را از بِر تشخیص نمیدهد
هر راستی را نباید گفت
هر رفتی آمدی دارد
هر روز عید نیست که حلوا خورد کسی
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
هر سری را سودایی است
هر سکه دورو دارد
هر فرازی نشیبی دارد
هر کاری اولش سخت است
هر کاری به موقع خود
هر کس آتش افروزد خود در آن سوزد
هرکس به امید همسایه نشست گرسنه میخوابد
هرکس به فکر خویش است ، کوسه به فکر ریش است
هر کس خربزه میخورد به پای لرزش هم مینشیند
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
هر کسی را بهر کاری ساخته اند
هر کسی را فرزند خویش خوش نماید
هر کسی کار خودش ، بار خودش ، آتیش به انبار خودش
هر که باد بکارد طوفان درو میکند
هر که با رسوا نشیند عاقبت رسوا شود
هر که بامش بیش برفش بیشتر
هر که خواب است ، روزیش در آب است
هر که دخلش بیش ، خرجش بیشتر
هرکه دست از جان بشوید ، هرچه در دل دارد بگوید
هرکه را طاووس خواهد ، جور هندوستان کشد
هر که رو داری کرد ، خانه داری نکند
هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد ، بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
هر گردی گردو نیست
هر گلی زدی به سر خودت زدی
هر نوشی با نیشی همراه است
هزار وعده خوبان یکی وفا نکند
هست تنهایی به از یاران بد
هشتش گرو نهش است
هفت پادشاه را خواب دیده
هم از تو بره میخورد هم از کاهدان
همان آش و همان کاسه
هم فال است و هم تماشا
همکار چشم دیدن همکار را ندارد بیکار چشم دیدن هر دو را
همه دنیا را آب ببرد او را خواب میبرد
همیشه شعبان یک بار هم رمضان
همین است که هست ، یا جور شو یا دور شو
هندوانه زیر بغل او گذاشت
هیچ بقالی نمیگوید که ماست من ترش است
هیچ دوئی نیست که سه نشود
هیچ زخمی مثل زخم زبان نیست
هیچ گرانی بی حکمت نیست و هیچ ارزانی بی علت
هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره
هیچ معلولی بی علت نیست

*FATIMA*
24th November 2011, 05:02 PM
واعظ غیر متعظ باش
وامی برای امتحان از دوستان طلب
وثف العیش نصف العیش
ورق برگشته است
وعده سر خرمن میدهد
وقت شادی در میان و وقت جنگ اندر کنار
وقت کار کردن چلاق است و وقت خوردن قلچماق
وقتی که جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود
وقتی نی گل کرد ، عشق من گل میکند

LEILA1979
11th December 2011, 02:53 PM
احمدین بلا لی باشی کولی گوی توپراقی داشی. ( این ضرب و المثل در مورد کسی به کار میره که کارش زیاد باشه و وقت سرخاروندن هم نداشته باشه .)
سن آت دریا بالیقدا بیلمه سه خالیق بیللر.( تونیکی می کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز)
آتی آت یانیندا باغلاسان هم رنگ دئه اولماسا هم خو اولار.(این ضرب المثل وقتی به کار میره که بخواهیم بگیم رفتار و منش کسی رو افرادی که با اون نشست و برخاست دارن تاثیر میذاره.)

LEILA1979
21st December 2011, 10:20 AM
یئر آلتینان یاسا گئدیر
سامان آلتینین سویودی
(آدم زیر آب کاه رو میگن)

*FATIMA*
21st January 2012, 06:49 PM
نابرده رنج گنج میسر نمی شود .
ناخن خشک است
نام بلند به از بام بلند
نام نیکو گر بماند ز آدمی / به کز او ماند سرای زرنگار
نان بده فرمان بده
نان به هرکس ده ، اما نان هرکس رو نخور
نان به نرخ روز خور است
نان به هم قرض دادن
نان خود را آجر کرد
نانش تو روغن است
نان و نمکش رو خورده است
نخ نما شده است
نخود هر آشی است
ندید بدید وقتی که دید به خودش چید
نصفش زیر زمین است
نکبتی زود به آدم می چسبد
نمک بر زخم پاشیدن
نمک خورد و نکدان شکست
ننگ با رنگ پاک نمی شود
نوش با نیش است
نوشدارو بعد از مرگ سهراب
نوک دماغش رو می بیند
نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار
نومید ، دلیر باشد
نه به آن شوری شور نه به ان بی نمکی بی نمکی
نه تو ملاء خوارم بکن ، نه تو خلاء نازم بکن
نه چندان بخور کز دهانت برآید
نه رومی رومی نه زنگی زنگی
نه شیر شتر نه دیدار عرب
نه هر سرخی بود مرجان نه هر سبزی بود مینا
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
نیشش تا بناگوشش باز است
نیش عقرب نه از راه کین است .
نیک اگر با بد نشیند بد شود
نیکی و پرسش ؟
نیم حکیم بلای جان ، نیم ملا بلای ایمان
نیم وجبی است

*FATIMA*
29th January 2012, 12:09 AM
لات و آسمان جل است
لب از لب وا نکرد
لب و لوچه اش آویزان است
لقمه بزرگتر از دهان خود برندار
لقمه را از پشت سر به دهان گذاشتن
لقمه رادور سر نگردون
لنگه کفش کهنه هم در بیابان نعمت است
لی لی به لالای او نگذار

*FATIMA*
5th June 2012, 07:01 PM
ذره ذره پشم قالی می شود
ضررش بیشتر از نفعش هست
ضعیف پایمال است
ضیافت پای پس هم دارد

*FATIMA*
22nd July 2012, 12:27 AM
چاردیواری اختیاری
چاره کژدم زده ، کشته کژدم بود
چاهش به نفت خورد
چاه کن همیشه ته چاه است
چاه مکن بهر کسی ، اول خودت دوم کسی
چاه نکنده منار می دزدد
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
چراغ از بهر تاریکی نگه دار
چراغ پیش آفتاب پرتوی ندارد
چراغ دروغ ، فروغ ندارد
چراغ هیچکس تا صبح نمی سوزد
چراغی را که ایزد برفروزد هر آن کس پف کند ریشش بسوزد
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است
چرب زبان است
چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
چشمام آلبالو گیلاس میچینه
چشم بسته خرید میکند
چشم حورشید چو پنهان شود ؟ شب پره بازیگر میدان شود
چشم دلش سیر نمی شود
چشمش رو ببین دلش را بخوان
چشمش هزار کار میکند که ابرویش خبر ندارد
چشمم آب نمی خورد
چشم مور و پای مار و نان ملا کس ندید
چغندر گوشت نشود و دشمن دوست نشود
چم و خم کاسبی را یاد گرفت
چنته آدم احمق زود خالی می شود
چو ایستاده ای دست افتاده گیر
چوب تر را چنانکه خواهی پیچ
چوب در لانه زنبور نکن
چو بد کردی نباش ایمن ز آفات / که واجب شد طبیعت را مکاففات
چوب حماقت خود را خورد
چوب خدا صدا ندارد
چوب را که برداری گربه دزده فرار میکنه
چوب لای چرخ دیگران می گذارد
چوب معلم گل است ، هر که نخورد خل است .
چو دشنام گویی دعا نشنوی
چو عشق امد از عقل دیگر مگوی
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
چو نام سگ بری چوبی به دست گیر
چو معما حل شود آسان شود
چه برای کر بزنی چه برای کور برقصی
چه بسیار بد باشد از بد بتر
چه خواجه علی ، چه علی خواجه
چه سر به کلاه چه کلاه به سر
چه کاسه ای زیر نیم کاسه است
چیزی که عوض دارد گله ندارد
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
چیزی که نپرسند تو از پیش مگو

*FATIMA*
5th December 2012, 02:34 PM
تا بگی "ف" من گفته ام "فرحزاد"
تا پول داری رفیقتم قربون بند کیفتم
تا تنور گرم است نان را بچسبان
تاس اگر راست نشیند همه کس نراد است
تا مرغ پشت ندهد خروس پشتش نمی رود
تا نباشد چوب تر / فرمان نبرد گاو و خر
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
تا نباشد فراق کی لذتی دهد وصال
تا نو بدست نیاورده ای ، کهنه را نگه دار
تخم مرغ دزد شتر دزد می شود
ترک عادت موجب مرض است
تر و خشک با هم می سوزد
تره به تخمش میره ، حسنی به باباش
تره خریدم قاتق نانم بشود قاتل جانم شد
تره هم برای حرف هایش خرد نمیکنن
تعارف اومد نیامد دارد
تعلل آفت عمر است
تف سربالا انداخت
تف سربالا به ریش صاحبش برمی گردد
تف هرکس در دهان خویش شیرین است
تکبر به خاک اندر اندازدت
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
تنبل برو به سایه ، سایه خودش می آیه
تند نرو پیاده شو با هم بریم
تن مرده و جان نادان یکی است
تنور را داغ نگه دار
تنها بودن به که با بدان نشستن
توانگری به قناعت است
توبه گرگ مرگ است
تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی
تو کندی جوی و آبش دیگری برد
تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره
تیر از کمان چو جست نیاید به شست باز
تیر را در چشم خودش نمی بیند ، خار را در چشم دیگران می بیند
تیشه به ریشه خود می زند
تهی پای رفتن به از کفش تنگ

*FATIMA*
28th December 2012, 09:17 PM
یا بوی پیش آهنگ آخرش توبره کش میشه ===== مردم عجول در راه می مانند

یابو برش داشته ===== خودش را گم کرده

یا کوچه گردی یا خانه داری ===== در مورد زنانی گفته می شود که هیچوقت در خانه نمی مانند

یک ارزن از دستش نمیریزه ===== خیلی خسیس است

یک بزگر گله را گر می کنه ===== یک همنشین فاسد ، دیگران را هم به فساد می کشاند

یک بار جسی ملخک ، دو بار جسی ملخک ، آخر بدستی ملخک =====در موردی گفته می شود که کسی کار خطائی کند و از مکافات سرنوشت در امان بماند و بر خطای دیگری شجاع شود

یکی به نعل می زنه یکی به میخ ===== هر دو طرف را مراعات می کند

یکی را توی ده راه نمی دادند سراغ خونه کدخدا رو می گرفت ===== در موردی بکار می رود که کسی را به کار جزئی قبول نکنند و او ادعای بیشتر داشته باشد

یکی مرد و یکی مردار شد یکی به غضب خدا گرفتار شد ===== در موردی گفته می شود که کسی کاری را متعهد می شود و به بهانه های مختلف از انجام آن سرباز زند

یکی میبره یکی می دوزه ===== در موردی گفته می شود که دو نفر با هم در کاری زبان بازی کنند

یکی یدونه یا خل میشه یا دیوونه ===== درباره تک فرزندی گفته میشود که در برابر نابسامانیهای اخلاقی بعلت عزیز بودن خوب تربیت نمی شوند

یه پاش این دنیا یه پاش اون دنیاست ===== کنایه از پیری است

یه پاپاسی تو جیبش نیست می خواد شمس العماره رو بخره ===== در مورد اشخاص بی مایه و پر ادعا می گویند


یه دست صدا نداره ===== پیروزی در سایه اتحاد و همکاری است

یه دیوونه سنگی به چاه می اندازه که صد عاقل نمی تونه بیرون بیاره =====در موردی گفته می شود که افراد کم تجربه گره بکاری می زنند که در نتیجه افراد مجرب هم از باز کردن گره ناتوانند

یه ستاره توی آسمون نداره ===== آدم بی بخت و اقبالیه

یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون و کره ===== مدتی تحمل سختیها را در اثر قناعت کن تا سال های خوبی را در پیش داشته باشی

یه عمر گدایی کرده هنوز شب جمعه را نمی دونه ===== با اینکه یک عمر کار کرده هنوز در آن کار بی اطلاع است

یه کلاغ و چهل کلاغ ===== به دروغ یک خبری پخش کردن

یه گوشش دره یه گوشش دروازه ===== گفته کسی را به خاطر نمی سپارد

یه سیب رو که به هوا بندازی تا بیاد پایین هزار تا چرخ می خوره ===== مانند از این ستون به اون ستون فرجه

یه مو از سر خرس غنیمته ===== از مردم حسابگر ، کمترین سود بردن هم غنیمت است

یه وقت از طوراخ سوزن تو میره یه وقت از دروازه تو نمیره ===== هر لحظه یک جور است

یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن ===== مانند یا خر میخوای یا خرما

یا زنگی زنگ باش یا رومی روم ===== بر یک عقیده پابرجا باش

یک پا پیش و یک پا پس بگذاشتن ===== یعنی بین دو راهی بودن

یک تیر و دو نشان کردن ===== مانند به یک کرشمه دو کار کردن

یکدم نشد که بی سر خر زندگی ک===== همیشه مزاحم داشتن

یک روده راست در شکم نداشتن ===== به شوخی ، همیشه دروغ گفتن

یک گل از صد گلش شکفته بودن ===== در اوج جوانی بودن

یک من رفتم صد من آمدم ===== احترام مرا در آنجا نگاه نداشتند

یک نفس ما داریم یک نفس او =====تا نفس هست امید هست

یکیتان من باشید یکیتان نیم من ===== یک طرف کوتاه آمدن و گذشت کردن

یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن ===== یعنی به هر روشی که می دانی تکلیف ما را روشن کن

یا خر میرد یا صاحب یا دنیا بی صاحب ===== یعنی به خر حال آرزوی یکی برآورده می شود

یار را باید امتحان کرد تا پشیمانی نباشد ===== یعنی در انتخاب دوست باید دقت کرد که امتحان خود را به خوبی داده باشد

یا بخور یا بفکر خوردن باش ===== یعنی بکاری اقدام کن یا درصدد انجام آن باش

یارو آسمان و ریسمان را بهم می بافه ===== کنایه از کسی است که حرف های بی سروته می زند و استدلال او پایه و اساس ندارد

یارو از بیخ عرب شده ===== بطور کلی منکر مسئله ای شدن

یارو را پی نخود سیاه فرستادن ===== به بهانه ای او را از میدان خارج کردن

یک پیرهن از او بیشتر پاره کرده ام ==== منظور آنست که بیشتر از او صاحب تجربه می باشم

یک جو از عقلت کم کن هر کاری دلت میخواد بکن ===== یعنی در عالم دیوانگی کسی از تو توقعی ندارد که کارها را درست انجام دهی

یک حمام خرابه چند تا جامه دار می خواد ===== یعنی اینجا چند نفر صاحب اختیار است

یک دربسته و هزار در باز =====یعنی در جایی بیش از حد احتیاط کردیم در حالیکه در جای دیگر به هیچ وجه احتیاط نکرده ایم

یکدل نه صد دل عاشق شده ===== یعنی با دیدن او از خود بی خود شده

یک سر داره و هزار سودا ===== مقصود از کسی است که خیلی گرفتار است

یک شب که هزار شب نیست ===== یعنی تحمل آن در این فرصت کم ساده است

یک نون از خونه قاضی دراومد سگش هم همراش بود ===== یعنی که بی علت به ما محبت نکردند و از این کار منظور بخصوصی داشته اند

*FATIMA*
31st December 2012, 10:44 PM
هر پستی ، بلندی دارد ! ===== بعد از هر سختی آسانی هست

هر جا سنگه بپای آدم لنگه ===== مانند گر در همه دهر یک نیشتر است بر پای کسی رود که درویش تر است

هر چه به یللی بیاد به تللی میره ===== مانند باد آورده را باد می برد

هر چه خورده پس نداده ! ===== به کنایه به اشخاص خیلی چاق می گویند

هر چه برشتیم پنبه شد ===== کارمان بی نتیجه ماند

هر دو پا را در یک کفش کرده ===== ایستادگی و پافشاری پیش گرفته

هر سرازیری ، یک سربالایی داره ! ===== مانند از پس هر گریه آخر خنده ایست

هر که بامش بیش ، برفش بیشتر ! ===== هر کس ثروتمند تر است گرفتارتر است

هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد ! ===== مانند نابرده رنج گنج میسر نمیشود

هزار تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره ! ===== بسیار دروغگو و پشت هم انداز است

هشتش گرو نه است ===== خیلی فقیر و تهیدست است

هم از توبره می خوره ، هم از آخور ! ===== در مورد افراد دورو و منافق گفته می شود

هم خدا رو می خواد هم خرما را ! ===== مانند خربزه می خوری یا هندوانه ؟ هر دوانه !

هم فاله هم تماشا ===== در موردی گفته می شود که یک کار دو سود داشته باشد

همه رو مار میگزه مارو خرچسونه ===== در موردی گفته میشود که مردی حقیر بدیگری توهین کند

هنوز دهنش بوی شیر میده ! ===== جوان و بی تجربه است

هیچکس نمیگه ماست من ترشه ===== همه خود را بی عیب می دانند

هر جا آش است کل فراش است ===== مانند هر جا عروسی است پاچه ور میمالد هر جا عزاست یخه می درد

هر جا چاهی است یوسفی درون نیست ===== نظیز هر گردی گردو نیست

هر چه این ریخته او جمع کرده ===== تقلید کورکورانه کردن

هر چه دختر همسایه چل تر برای ما بهتر ===== آنچه می گویم به نفع توست و هیچ سود و زیانی برای من ندارد

هر چیزی بجای خویش نیکوست ===== هر چیزی بجای و به وفت خود حق است

هر دو سرش منفعت است ===== از هر طرف که اقدام کنی برایت نفع دارد

هر رفتی آمدی دارد ===== نظیر ضیافت پای پس هم دارد

هر کس آب دلش را می خورد ===== نظیر خدا بقدر قلب هر کسی باو می دهد

هر کس خر شد ما پالانیم ===== تغییر و تحول رؤسا برای ما زیانی ندارد

هر که تنها به قاضی رود راضی بازآید

هر میمونی که زشت تر است بازیش بیشتر است ===== نظیر بزرگتر از سرچشمه آب می خورد

هم آش معاویه را می خورد هم نماز علی را می خواند ===== نظیر پلوی معاویه چرب تر است

همه سر و ته یک کرباسیم ===== راحتی نیست نه در مرگ و نه در نیستی ما . کفن و جامه همه از سر یک کرباسند

هیچ مرده ای را به این پاکی نشسته بود ===== با همه بداخلاق بوده و این برای اولین بار است که با کسی خوش رفتاری کند

هادی ، هادی اسم خود بر ما نهادی ===== یعنی که به ارتکاب عمل خلافی دست زده ای و برا بدان متهم می کنی

هائی شد و هوئی شد کل بنوائی رسید ===== یعنی که مقدمات طوری آماده گشت که او از آن استفاده برد

هر آتش که داری بسوزان ===== یعنی وقت برای انجام کار تو مناسب است از آن استفاده کن

هر آنکس که دندان دهد نان دهد ===== عقیده کسانی است که روزی هر کس قبل از تولدش تعیین شده و تصمیم در مورد و تغییر آن بیهوده است

هر اذان گوئی بلال نمیشه ===== یعنی که گر چه هر کسی از عهده انجام اینکار برمی آید ولی بخوبی او قادر به اجرای آن نیست

هر جا را ببری خون برمی آید ===== یعنی شرایط برای همه یکسان است

هر جا که پریرخی است دیوی با اوست ===== یعنی گل و خار و نیش و نوش باهمند و باید آنرا در نظر داشت

هر چه از خوبی او بگم کم گفتم ===== یعنی قادر به شمردن خوبیهای او نیستم

هر چه پیش آید خوش آید =====یعنی در مقابل حوادث بی اعتنا و بی تفاوت می مانم

هر چه در نظرت خوار آید روزیت بکار آید ===== یعنی فقط فکر استفاده از وسیله ای را که الان نیاز تو را برطرف می کند مباش

هر چه هست ظاهر و باطن همین است ===== یعنی که آشکارا و بدون تقلب اصل چیزی را در اختیار دیگری قرار داده است

هر چه هم بزنی گند این گنداب بیشتر درمیاد ===== یعنی هر قدر کنجکاوی در روشن شدن حقیقت بخرج دهی بیشتر به موضع ناهنجار آن پی خواهی برد

هر خاتونی یک جور آش می پزه ===== یعنی همه اتفاقات و حوادث یک جور رخ نمی دهد

هر چیزی به یک دفعه امتحانش می ارزه ===== اغلب چیزها را می توان قبل از استفاده مورد آزمایش قرار داد

*FATIMA*
3rd January 2013, 12:31 AM
وارد معرکه شدی دیگر کار از کار گذشته ===== یعنی چون خودت را به این کار آلوده ساختی دیگر راه بازگشتی وجود ندارد

واسه همه ننه هست واسه خودش زن بابا ===== یعنی برای دیگران دلسوزی می کند در حالیکه خودش بیشتر نیازمند به دلسوزی است

وای به روزی که بگندد نمک ===== مقصود روزی است که کسی که به حال ما رسیدگی می کرده خودش مرتکب خطائی گردد که از آن براحتی نتوان گذشت

وجود یکی است ولی شکم دوتاست ===== یعنی دو نفر هر چقدر به یکدیگر نزدیک باشند و تفاهم داشته باشند باز هم از هم جدا هستند

ورق اکنون بکلی برگشته ===== یعنی اوضاع بکلی دگرگون شده است

واسش تره هم خورد نمی کنه ===== یعنی از او نمی ترسه و به حرف او اعتنایی نمی کنه

وفا را نگهدار و سر را بده ===== یعنی وفاداری زمانی معلوم می شود که حتی از جان خود در راه دوستی بگذری

وقت نداره سرشو بخارونه ===== منظور آنست که گرفتار است و به رفع کوچکترین خواست خود هم اهمیتی نمی دهد

وقتی به غلط کردن افتاد دیگه ولش کن ===== یعنی زمانیکه متوجه اشتباه خود شد دیگر او رو آزاد بگذار

وقتی جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود ===== کنایه از آنست که همیشه اوضاع یک جور نیست و نباید بخود اجازه دهیم بیخبری مانع از پیش بینی حقایق شود

*FATIMA*
3rd January 2013, 11:51 PM
نخودچی توی جیبم میکنی اونوقت سرم رو می شکنی ===== محبت و دوستی می کنی و عذابم می دهی

نخود همه آش ===== شخصی که در هر کاری دخالت کند

نردبون ، پله پله ===== تدریجی ترقی کردن

نزن در کسی را تا نزنند درت را ===== نظیر از مکافات عمل غافل مباش

نفسش از جای گرم درمی آد ===== در مورد کسانی گفته می شود که از حال ناتوانان غافل است

نون را باید جوید و توی دهنش گذاشت ===== بیش از حد تنبل و بی عرضه است

نونش تو روغن است ===== کار و بارش خوب است

نه چک زدم نه چونه عروس اومد تو خونه ===== بدون زحمت به هدف رسیدم

نه راه پس دارم نه راه پیش ===== من هیچکاره ام

نه سیخ بسوزه نه کباب ===== عدالت را رعایت کن

ناخن خشک است ===== نظیر آب از دستش نمی چکد

ناز عروس به جهاز است ===== مانند زنی که جهاز ندارد این همه ناز دارد

نان خودش را می خورد غیبت مردم را می کند ===== غیبت شایسته نیست

نان و پنیر سر بر زمین ===== چون طعام خوشمزه و لذیذ نباشد کودکان منتظر نمی مانند و زود می خوابند

نخورده ایم نان گندم دیده ایم در دست های مردم ===== این کار نه به رسم است بلکه طبیعی است

نفس از جای گرم برآمدن ===== در مورد شخصی گفته می شود که بی خیال مستمندان باشد

نقش خود را در آب دیدن ===== دیگران را چون خود تصور کردن

نمرده ، نفس کشیدن از یادش رفته ===== به شوخی ، برای مرده گفته می شود

نمک خوردن نمکدان ریختن چه ===== ناشکری کردن

نوشدارو پس از مرگ سهراب ===== نظیر قبای بعد از عید برای گل منار خوب است

نوکر بی جیره و مواجب تاج سر آقاست ===== خدمتکار بدون مزد عزیز است

نه سرم رو بشکن نه گردو به دامنم بریز ===== دوستی بعد از آنهمه دعوا بی ارزش است

نابینا بکار خویش بیناست ===== منظور آنست که هر کسی بهر چیزی که آگاهی دارد به جزئیات آن وارد است

نادان سخن گوید و دانا قیاس کند ===== منظور آنست که گوینده هر حرفی را باید در نظر آورد و به هر سخنی که از دهان کسی بیرون می آید نباید توجه کرد

ناز نکن که اومد نیومد داره ===== منظور آنست که تا حدودی روی خواسته های خود پافشاری کن و توقع داشته باش که بیش از آن مورد قبول واقع نمی شود

نام بلند بهتر از بام بلند ===== نیک نامی و شهرت به ثروت زیاد ترجیح دارد

نان بهم قرض میدن ===== منظور آنست که هر یک بنفع دیگری سخن می گوید و توقع دارند که همین عمل را با او بکنند

نان خود را حلال کسی کردن ===== یعنی در حق کسی گذشت کردن

نان را بده نانوا یک نان هم بالاش یک نان هم روش ===== یعنی که زحمت هر کس که کاری را برای تو انجام می دهد در نظر داشته باش

نان را به نرخ روز باید خورد ===== کنایه از آنست که هر کاری را مطابق با شرایط زمان و مکان به انجام برسان و کمتر سلیقه شخصی را دخالت بده

نجابت زیاد هم باعث دردسر است ===== منظور آنست که اغلب از این نجابت سوء استفاده می کنند و باعث زحمت می شود

نخورده مست است ===== یعنی که هنوز علتی برای این خوشخالی وجود ندارد

نداشتن یک غصه دارد و داشتن صد غصه ===== اگر تهیدستی غصه ای دارد همان نداشتن مال است ولی حفظ مال در هر حال مشکلی است که کمتر چاره پذیر می باشد

ندونم کاری عاقبت خوشی نداره ===== مقصود آنست که کاری که از روی فکر نباشه نتیجه مطلوبی ندارد

نقاره خانه ها را زدند ===== مقصود آنست که وقت گذشته و فرصتی باقی نیست

نقش از دل نمی رود از گلیم می رود ===== منظور آنست آنچه که پایدار می ماند محبت است و بس

نقل مجلس صحبت اوست ===== منظور آنست که همه جا درباره او سخن می گویند

نوکر ما نوکری داشت نوکر او هم چاکری ===== مقصود آنست که دو سه بار این فرمان بدیگری منتقل شد و هنوز نتیجه ای حاصل نشد

*FATIMA*
5th January 2013, 09:25 PM
لب بود که دندون اومد ===== مواقعی گفته می شود که شخصی در کاری بر دیگری برتری داشته باشد

لگد به گور حاتم زده ===== کنایه از بخل و کینه است

لاف کار اجلاف است ===== هنر باید از عمل باشد نه از روی خودستانی

لایق آب ریختن بدست او نیست ===== مانند لایق جفت کردن کفش او نیست

لباده بر گاو نهادن =====رخت بر گاو نهادن

لبش بوی شیر می دهد ===== هنوز طفلکی پیش نیست

لاابالی چکند دفتر دانائی را ===== مانند چه بمن گو ، چه به در گو ، چه به خرگو

لبش را تو گذاشتن ===== تمام یا قسمتی از سخن را بیان نکردن و یا مطلب را درز گرفتن

لحمک لحمی بودن با کسی ===== با او یکی بودن

افتش دادن ==== کاری بطول انجامیدن

لقمه چهل و شش شاهیست ===== نظیر به می دهد ده بگیرد

لقمه را از پشت سر دهان گذاشتن ===== یعنی از مسیر واقعی و کوتاه نرفتن

لقمه سرسیری است ===== مانند ماهی را نخواهی دمش را بگیر

لگد بخور حاتم زده است ===== به شوخی و استهزا بی نهایت خسیس و بخیل است

لگد مادیان به نریان درد نکند ===== مانند زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند

لنگی را برهواری پوشیدن ===== با زیرکی و زرنگی عیبی را مخفی داشتن

لاف در غربت و سر و صدا در بازار مسگرها ===== کنایه از تشخیص صحت یا تمیز آن از یکدیگر بس مشکل است

لام تا کام با کسی در این باره صحبت مکن ===== یعنی ساکت باش و سخنی بر زبان میار

لایق هر سر نباشد افسری ===== هر کس شایسته ارتقاء مقام یا احراز شخصیتی در جامعه نمی باشد

لر که ببازار نره بازار می گنده ===== منظور آنست که در اثر ساده دلی آنچه که بی ارزش و معیوب است بکسی می فروشند

لق لق زبون گرفته ===== ینی اختیار زبان از دستش خارج شده و هر چه به زبان می آید می گوید

لنگه کفش کهنه در بیابون نعمت خداست ===== یعنی اینکه هر چیزی در جای خود مصرف دارد و از آن نمی توان و نباید سرف نظر کرد

لنگ حمام را هر کس ساعتی می بنده ===== منظور آنست که بهر چیز موقت نباید دل بست

لقمه بزرگتر از دهن گلو را می گیره ===== یعنی از ظرفیت خود بیشتر رفتن عاقبت بدی در انتظار است

لش لش راه می ره و بیکار می گرده ===== یعنی بدون توجه به وضعیت خود بیکاری را پیشه خود ساخته است

لیلی را از چشم مجنون باید دید ===== مشابه علف به دهن بزه شیرین بیاد

*FATIMA*
9th January 2013, 11:14 PM
گاو بی شاخ و دم ===== یعنی انسان قوی و هیکل دار

گاو نر هزار جریب به تخمش ===== کنایه از آنست که مرد از زیادی کار در صورتیکه در حد توانایی او باشد ترس ندارد

گدا داند که ممسک کیست ===== کنایه از آنست که خبره بهتر از حال و روز هر کس و هر چیز مطلع است

گدا را که رو دادی ، قوم و خویش می شود ===== منظور آنست که مهربانی و محبت افراد را متوقع می سازد

گربه می گفت من اولش پلنگ بودم ، از دست آدمیزاد باین روز افتادم ===== مقصود آنست در اثر ظلم و ستم به این وضع افتادم وگرنه روز اول اینطور نبودم

گربه را دم حجله باید کشت ===== یعنی از اول باید از هر کس زهر چشم گرفت و اوست که از اول باید حساب کار خود را بکند

گذشته آئینه آینده است ===== منظور استفاده از پند و اندرز درباره کارهایی است که بعداً باید انجام پذیرد

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازم ===== یعنی با پیشه کردن صبر ، گذشت زمان قابل تحمل است و برای هر کار لازم است

گرگ در لباس میش ===== در مورد افراد متظاهر گفته می شود که گرچه ظاهری فریبنده دارد ولی قلباً سعی در نابودی تو دارد

گرسنگی را چه دیدی ===== آدم گرسنه برای رفع احتیاج ممکن است به هر کاری دست بزند

گرگ را گرفتند پند دهند ، گفت رم دهید گله رفت =====کنایه از کسی است که ترک عادت نمی تواند و به آنچه مورد علاقه اوست همیشه بیشتر پایبند است

گرمی را مردی ساز و مردی را گرمی ===== کنایه از آنست که هر چیز را در خور شخصیت آن در نظر باید گرفت

گفت خونه قاضی عروسی است ،گغت بتو چه . گفت مرا هم دعوت کرده اند ، گفت بمن چه ===== منظور آنست که در کار دیگران بیهوده دخالت نکنیم

گفت حاجی خونه است گفت نه ، گفت اگر بود هم چیزی نمی داد ===== کنایه از کسی است که هیچگاه خیرش به کسی نمی رسد

گل پشت و رو نداره ===== این تعارف را به کسی می گویند که پشت بر ما به ناچار نشسته است و از این عمل خود پوزش می طلبد

گل کمیاب عمرش هم کمه ===== مقصود از دست رفتن بی موقع کسی است که عمر طبیعی او بسیار کوتاه بوده است

گلیم خود را از آب بیرون می کشد ===== یعنی با هر سختی است مشکلات خود را پشت سر می گذارد

گوشش با این حرفها بدهکار نیست ===== یعنی توجهی به انچه در اطرافش می گذرد ندارد

گوش خواباندم تا ببینم روزگار چه میشه ===== منظور آنست که فعلاً اوضاع مساعد نیست منتظر فرصت می باشم

گاو پیشانی سفید است ===== همه کس و در همه جا او را می شناسند

گاومان زائیده است ===== ضرری متوجه ما شده

گربه از نعل افکندن ===== فریب و دغل را ترک گفتن

گلی برای کسی آب گرفتن ===== او را دچار زیانی یا رنجی کردن

گوسفند را بگرگ سپردن ===== نظیر گوشت را به گربه سپردن

گوش به زنگ بودن ===== نزول کسی یا حدوث امری را چشم داشتن

گویی پی آتش آمده است ===== نیامده می خواهد برود

گاو نه من شیرده ===== کسی که خدمتی میکند ولی با کوچکترین آزار خدمت خود را پایمال می کند

گربه را اگر در اطاق حبس کنی پنجه بروت می زنه ===== اگر بزرگتری در کارها نسبت به کوچکتر خیلی سختگیری کند بالاخره مورد اهانت قرار می گیرد

گیسش را توی آسیا سفید نکرده ===== سرد و گرم روزگار چشیده و باتجربه است

*FATIMA*
10th January 2013, 02:37 PM
قاپ قمارخانه است ===== بسیار باهوش و زبد و زرنگ است

قاتل بپای خود پای دار میره ===== یعنی قاتل بالاخره خودش را گیر می اندازد

قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشکشت ===== همین کار معمولی خودت را بکن کار بزرگ کسی از تو نخواسته

قافیه را پاک باخته ===== به دلایلی دیگر تحمل کارهای مشکل را ندارد

قاطر را گفتند : پدرت کیست ؟ گفت : اسب آقا دائیه ===== در مورد افرادی گفته می شود که برای ابراز وجود در برابر سؤال دیگران پاسخی می دهند که ربطی به موضوع ندارد یا جواب را برابر با سؤال نمی دهند

قبا تنگ آمده ===== کار خیلی سخت شده است

قدر نان گرسنه می داند ===== ارزش چیزی وقتی معلوم می شود که به آن احتیاج باشد

قدر زر ، زرگر شناسد قدر گوهر گوهری ===== ارزش هر چیز را خبره آن می داند نه دیگران

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید ===== این پند به کسانی گفته می شود که فکر می کنند ایام سعادت و خوشی برای همیشه پایدار است و هنگامی ارزش واقعی آنرا می دانند که به بلایی گرفتار شوند

قربون بند کیفتم تا پول داری رفیقتم ===== به افرادی گفته می شود که فقط به خاطر پول و سورچرانی ، دوستی می ورزند

قرض که رسید به صد تومن هر شب بخور قیمه پلو ===== این مثل را به طنز به مردم مقروض می گویند و کنایه از بی فکری و بی خیالی است

قرض عروسی را خدا می دهد ===== برای تشویق در جهت امر ازدواج گویند

قاطر چموشو کسی سوار نمی شه ===== کسی که نمی خواهد دیگران بر او پیروز شود باید به آنها ثابت کند که شکست نخواهد خورد

قانع بنشین و هر چه داری بپسند ===== منظور آنست که قناعت را پیشه کن و از آنچه داری راضی باش

قدر عیسی کجا شناسد خر ===== درک و شعور نشان دهنده میزان ارزش هر چیزی است

قدش مثل میخ طویله پای خروس می مونه ===== کنایه از کسی است که به صورت غیرطبیعی کوتاه باشد

قرضتو نمی دی اقلاً حرفشو بزن ===== در مورد کسانی گفته می شود که در حینی که مقروض است صحبتش را هم در دیدار با طلبکار نمی کند که دل او را خوش کند

قشونی که رئیس نداره حالش بهتر از این نمیشه ===== یعنی بدون رهبری در هر کاری نتیجه مطلوب حاصل نمی شود

قصاص در این دنیاست ===== یعنی هر کس نتیجه اعمال خود را در زندگی خود می بیند

قیافه اش چهارده شاهی می خواد تا یکشاهی ===== یعنی از حد معمول بدقیافه تر است

قبای بعد از عید برای گل منار خوبه ===== منظور چیزی است که به موقع حاضر نباشد و نتواند فایده ای برساند دیگر لازم نیست

قاشق ندارد آش بخورد ===== کنایه از شخص بینهایت تهیدست است و وسیله لازم در اختیار ندارد

*FATIMA*
14th April 2013, 01:54 PM
فارسی شکر است ترکی هنر است ===== شیرینی زبان فارسی و ترکی را بیان کردن

فال بد بر زبان بد باشد ===== یعنی فال بد به دل راه دادن از بدی دل می باشد

فارسی گو گرچه تازی خوشتر است ===== یعنی با زبانی صحبت کن که برای من قابل درک باشد

فردا هم روز خداست ===== یعنی اجبار نیست که همه کارها را امروز بکنید

فرشش زمینه ، لحافش آسمون ===== کسی است که آه در بساط ندارد

فعلاً آبش تو جوبه ===== یعنی فعلاً در وضعیت خوبی بسر می برد

فعلاً که تو لاک خودش فرو رفته ===== در حال حاضر سرگرم کار خودش است به کسی کار ندارد

فعلاً که کنگر خورده لنگر انداخته ===== منظور آنست که در حال حاضر خیال رفتن ندارد

فقط دست بگیر داره ، دست بده نداره ===== منظور دستش همیشه برای گرفتن دراز می شود نه دادن

فقط مرده است که سخن نمی گوید ===== یعنی راز خود را پیش هر کسی نگو

فکر نان کن که خربزه آب است ===== یعنی در فکر کارهای درست و حسابی باشید نه بی خودی

فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه ===== منظور به جثه کوچک اشخاص نگاه نکن ، به هنرش بنگر

فلانی اجاق کوره ===== منظور از کسی است که بچه دار نمی شود

فیل زنده اش صد تومنه ، مرده اشم صد تومنه ===== اشخاص بزرگ اگر تهیدست بشوند ، باز هم بزرگ هستند

فیل و فنجان ===== درباره دو چیز نامناسب گفته می شود

فیلش یاد هندوستان کرده ===== یعنی به مقصد اصلی متوجه شده و رهایی از آن برایش مشکل است

فیل خوابی می بیند و فیلبان خوابی ؟ ===== مانند هر کسی به فکر خویشه ، کوسه به فکر ریشه

*FATIMA*
14th April 2013, 02:00 PM
غاز میچرونه ===== خیلی خیلی بیکار است

غربت زده مهربان است ===== یعنی هرکس درد و غم را بهتر احساس کند بیادش می ماند

غلیان بکشیم یا خجالت ===== برای تعارف وقتی کسی غلیانی بر کس دیگری میآورد این ضرب المثل را می گویند

غفلت موجب پشیمانی است ==== یعنی اگر فرصت مناسبی داشته باشی و از آن استفاده نکردی بعداً پشیمان می شوی

غوره فشردن ===== یعنی گریه کردن

غلام دوزاری است ===== یعنی بنده و اسیر پول و مال است

غوره نشده مویز شده است ===== به کودکانی گفته میشود که دوست دارند با بزرگتر از خودشان معاشرت کنند

غول بی شاخ و دم ===== منظور به کسی است که هیکلی بزرگ داشته ولی نادان باشد

غیضی از فیضی ===== منظور از بخشش کسی ناراحت بودن

*FATIMA*
1st June 2013, 12:59 AM
عاقبت به خیر شده ===== اگر چه رنج های زیاد کشیده است ولی بالاخره موفق شد

عروس که به ما رسید ، شب کوتاه شد ! ===== هنگام کامروایی ، وسیله ناکامی فراهم شد

عروس نمی توانست برقصه ، می گفت : اطاق کجه ! ===== به کچلی گفتند : چرا زلف نمی گذاری ؟ گفت : من از این قرتی بازیها خوشم نمی یاد

عزرائیل تو خونه اش بست نشسته ! ===== پیمانه عمرش تمام شده است ، یعنی باید به استقبال مرگ برود

عزیز کرده پدر و مادر ، آخرش حمال می شود ! ===== توجه زیاد مانع آموختن هنری به کسی می گردد

عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند ! ===== هر چیزی باید به موقعه خودش انجام شود

عقلش گرد است ===== عقل درست حسابی ندارد

عقل مردم در چشمشان است ! ===== یعنی آنچه را که میبیند باور میکند

عقلش پاره سنگ ور میداره ===== از عقل سلیمی برخوردار نیست

عقل من به این کار قد نمیده ===== هرچه فکر می کنم راه مناسبی برای آن پیدا نمی کنم

عطایش را به لقایش بخشیدم ===== یعنی دیگر هرگز حاضر نیستم او را ببینم

علی موند و حوضش ===== بلاخره تنهای تنها شد

عینک سواد نمی آره ! ===== بکار بردن وسیله دلیل توانایی کسی نیست

علف به دهان بزی باید شیرین بیاد ===== در موردی گفته می شود که دختر یا پسری برای ازدواج اظهار علاقه میکنند ولی یکی از آنها احیاناً زشت است

عیسی بافته و مریم رشته است ===== کاری که به صورت زیبائی انجام شده باشد

*FATIMA*
3rd June 2013, 07:42 PM
ظالم دست کوتاه ! ===== به کسی می گویند که ذاتاً ادم متجاوز و زورگو است ولی میدان چنین کاری را ندارد

ظاهر و باطنش یکی است ===== یعنی مردی ساده ، بی ریا و یکدل است

ظاهر از شیخ و باطن از شیطان ===== اطلاً آدم راستگویی نیست

ظلم عاقبت نداره ===== بالاخره روزی ستمدیدگان حق خود را از ستمگران میگیرند

ظالم پای دیوار خودشو میکنه ! ===== یعنی ستمگر با کارهایی که انجام می دهد باعث سرنگونی خودش می شود

*FATIMA*
3rd June 2013, 07:48 PM
طاس اگر نیک نشیند ، همه کس نراد است ! ===== در موردی گفته می شود که اگر کسی اقبال خوبی داشته باشد در هر کاری موفق است

طاقت دیدن مهمان نداشت ، خونه رو ول کرد ===== منظور آنست که به کاری دست زد که از کار اول بدتر بود

طبل توخالیست ! ===== فقط داد و فریاد میزند و گرنه چیزی بارش نیست

طشت طلا رو سرت بگیر و برو ! ===== یعنی راه بسیار امنی است

طشت از بام افتاد ! ===== یعنی پیش همه رسوا شدی

طاقتم طاق شد ===== بیش از این تحمل ندارم ، صبرم تمام شده است

طلا که پاکه ، چه منتش به خاکه ===== یعنی چیز خوب اصلاً به تعریف کردن احتیاج ندارد

طوطی وار یاد گرفتن ===== یعنی بدون اینکه معنی اش را بداند این حرف را زده است

*FATIMA*
5th July 2013, 10:50 PM
ضامن را جای ضامن نگیرند ! ===== منظور آنست که کسی اگر اشتباهی کرد باید مکافات آنرا نیز بدهد


ضرب خورده جراحه ===== یعنی حکیم واقعی کسی است که اون زخم سر خودش آمده باشد


ضرر تلخه ===== یعنی ضرر و زیان حتی اگر خیلی کم هم باشد با این حال ناراحت کننده است


ضرب ، ضرب اول =====منظور آنست که در مبارزه آن کسی برنده است که ضربه اول را زده باشد

*FATIMA*
5th July 2013, 10:58 PM
صابونش بجامه کسی خوردن ===== یعنی ضررو زیانش به او هم رسیده


صداش صبح درمیاد ===== دزدی پی دیوار خانه را به آرامی می کند ، صاحبخانه فریاد زد که چه میکنی . دزد گفت : دارم ساز می زنم . صاحبخانه گفت چرا سازت صدا ندارد . دزد گفت فردا صبح صدایش درمیاد


صد تا دوست کمه و یک دشمن زیاد ===== یعنی حتی از یک دشمن نیز غافل نباش


صد تا چاقو بسازه ، یکیش دسته نداره : یعنی هیچ وقت به حرفش اعتماد نکن ، بسیار دروغگو و پشت هم انداز است


صبر کوتاه خدا سی ساله =====یعنی خدا دیر گیر است ولی سخت گیر است


صد رحمت به کفن دزد اولی ===== در موردی گفته می شود که دومی بدتر از اولی باشد


صبر ، کلید کارهاست ===== یعنی عجله نمودن و شنا کردن در کارها اصلاً جایز نیست


صد موش را یک گربه بس است ===== منظور سیاهی لشگر اصلاً به کار نمی آید ، بلکه کاردانی و تیزهوشی ملاک است


صلاح مملکت خویش خسروان دانند ===== منظور آنست که با وجود حقیقت آنچه را که خود صلاح می دانی انجام بده


صورتش را با سیلی سرخ نگاه می دارد ===== کنایه از کسی که همیشه ظاهرش را حفظ میکند

*FATIMA*
25th September 2013, 01:34 AM
جوجه را آخر پاییز می شمرند ===== یعنی حساب سود را آخر کار می کنند

جا گرم کردن ===== جایی مستقر شدن

جایی نمی خوابه که آب زیرش بره ===== برای افراد زیرک گفته می شود

جوجه همیشه زیر سبد نمی ماند ===== مثل : ماه همیشه زیر ابر نمی ماند

جوانی است و هزار چم و خم ===== آراستن برای جوانان زیبنده است

جیبش را تار عنکبوا گرفته است ===== مواقعی گفته می شود که کسی بی پول باشد

جهود خون دیده ===== مواقعی به کسی گفته می شود که زخم کوچک باعث داد و فریادش شود

جایی رفت که عرب نی انداخت ===== کنایه از این است که بازگشتی ندارد

جهود دعاش را آورده ===== وقتی کسی پیش دیگران محبوب می شود

جو فروش گندم نما ===== یعنی کسی که ظاهری خوب و باطنی زشت داشته باشد

جنگل مولاست ===== عده ای ناجور گرد هم باشند

جواب های ، هوئه ! ===== یعنی جواب درشتی و خشونت همان درشتی و خشونت است

جنگ زرگری ===== جنگ و جدال دروغین که برای گول زدن باشد

جا تره و بچه نیست ===== چیزی وجود ندارد

جای شکرش باقی است ===== باید امیدوار بود که ازین بدتر نشود

جنگ دوسر دارد ===== یعنی پایان جنگ گاهی پیروزیست و گاهی شکست است

جهود بازی درآوردن ===== یعنی سر و صدا و بی آبرویی کردن

جواب دندان شکن ===== یعنی با منطق و حساب پاسخ داد

جان کسی را به لب آوردن ===== زیادی منتظر شدن

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است

استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد