. .

شما اینجا هستید

مطالب تصادفی در سایت علمی نخبگان جوان | com.نخبگان

نمي‌دانيم چه ميراثي در دست داريم!

PDF version
کل آرا: 130
دسته بندی: 
نمي‌دانيم چه ميراثي در دست داريم!
دکتر سیدمحمد ترابی می‌گوید: بي‌اطلاعي و ناآگاهي هم به زبان و هم به ارزش شاخصه ملي در حفظ قوام مليت ضربه مي‌زند، ما نمي‌دانيم چه ميراثي در دست داريم، به تعبيري به صد دفتر نشايد گفت وصف حال مشتاقي.

معتقد است اگر قرار باشد درباره زبان فارسي صحبت کنيم، نبايد از روح آن غافل شويم. همچنين تاخت و تازهاي طايفه‌هاي ترک را بر زبان دري، يکي از مهم‌ترين دلايل آسيب‌پذيري زبان مي‌داند. از خدمات بيگانگاني مي‌گويد که‌گاه مهر آن‌ها به زبان و فرهنگ پارسي بيش از خودي‌ها بوده است. زبان را هويت يک ملت نيز مي‌داند. از روزهاي سخت و شيريني که بر زبان فارسي گذشته، مي‌گويد و اينکه زبان فارسي به عنوان موجودي زنده به خوبي خلق شده و توانمندي‌هاي بسياري دارد. بر اين باور است که براي خوب تا کردن با زبان، بايد بدانيم آنچه به ما رسيده، ميراث گرانبهايي است. اين‌ها ديدگاه‌هاي دکتر «سيدمحمد ترابي» در گفت‌وگو با ماست که به ظرفيت‌هاي زبان و ادب فارسي پرداخته است.

 به نظر شما دامنه ظرفيت‌هاي زبان تا چه حد گسترده است؟ نگاه ما به زبان بايد چگونه باشد؟

مسئله زبان از نظر من پيچيده است. گاهي فکر مي‌کنم زبان مثل يک انسان، موجود زنده است.  بنابراين مي‌تواند شرايط زيست خوب يا بد داشته باشد، مي‌تواند ژنتيکي داراي ويژگي مثبت و منفي هم برخورد فيزيکي و جسماني و هم متافيزيک و روحاني داشته باشد. به تعبيري تمام وضعيت‌هاي گوناگون که يک انسان در طول حيات دارد، زبان هم مي‌تواند داشته باشد. زبان با وجود اينکه زبان است، زبان ندارد که به ما بگويد چه بر او رفته است. از طرف ديگر چون زبان است، هميشه مورد ملامت قرار مي‌گيرد. شايد اين ابيات از مولانا به خوبي اين معنا را منتقل کند.

اي زبان، تو بس زياني مر مرا/ چون تويي گويا چه گويم من تو را

اي زبان، هم آتش و هم خرمني / چند اين آتش در اين خرمن زني

ور نهان، جان است و افغان مي‌کند/ گرچه هرچه گويي‌اش، آن مي‌کند

وقتي شما از زبان فارسي صحبت مي‌کنيد، در واقع مقصود‌‌ همان لنگويج، زبان به معني وسيع آن است. اگر برگرديم به ويژگي موجود زنده و زبان فارسي را بگذاريم جاي آن موجود زنده، بحث منظم‌تر پيش مي‌رود.

 با اين تعبير که زبان موجودي زنده است، خلقت زبان فارسي چگونه است؟

 از نظر ژنتيکي و خلقت به نظرم فارسي، خلقت خوبي داشته است. با اينکه اين زبان در يک دوره بحراني سياسي و اجتماعي ايران و پنداري با نوعي عجله، شتاب و اضطراب نزج پيدا کرده است اما خلقت خوبي داشته است.

 يعني زبان فارسي فعلي پيش از اين موجوديت نداشت؟

حدود پايان قرن 2 هجري‌ قمري و آغاز قرن 3 هجري‌ قمري، زماني که زبان ايراني قديم (پهلوي، ساساني قديم) به دليل ورود اعراب جبراً محکوم به فنا بود‌ - چراکه مهاجمان عرب اين زبان را بيگانه مي‌پنداشتند‌ - زبان فارسي در شرايط غيرطبيعي - چيزي مانند مانند زايمان غيرطبيعي - قرار گرفت. ايرانيان خردمند، خواستند زبانشان بزرگ‌ترين شاخصه مليتشان را حفظ کنند. آن‌ها ديدند با زبان عربي نمي‌توان مليت را حفظ کرد. براي همين با شتاب رفتند سراغ لهجه‌اي از لهجه‌هاي متداول دوره اشکاني و ساساني. اين لهجه ويژه دربار بود. وقتي همه مردم به پهلوي ساساني و ايراني صحبت مي‌کردند، درباري‌ها اين امتياز را داشتند که زباني مخصوص به خود داشته باشند. از اين لهجه، رسوبي باقي مانده بود و آن‌ها هم که براي نخستين بار تلنگر دفاع از مليت ايراني را درک کرده بودند، اين رسوب زباني و لهجه شفاهي را به ياد داشتند و شروع کردند با آن کار کردن و کم کم آن را رشد دادند. به مرور اين زبان صورت نوشتار پيدا کرد. به همين دليل است که مي‌بينيد خط ما الفبايش، الفباي زبان عربي است. آن‌ها با الفباي موجود، الفباي عربي، شروع کردند به نوشتن لهجه شفاهي که رو به تکامل مي‌رفت.

 چه شد که زبان فارسي که از آن ياد کرديد متعالي تر شد و در زمينه ادبيات هم حرف‌هايي براي گفتن پيدا کرد؟

به خاطر اينکه زبان مورد استفاده همه قشر‌ها قرار مي‌گيرد، طبقه فرهيخته جامعه، زبان را به ادبيات نزديک کردند. کوشيدند، تراوشات ذوقي، ادبي، هنري، فکري و فرهنگي خود را به نظم بکشند. اين طور شد که شعر فارسي هم به وجود آمد. در زبان پهلوي هم شعر داشتيم اما در زبان دري همان لهجه شفاهي که با الفباي عربي مکتوب شد اولين شعر دري را به نام بهرام گور درست کرد. يادآوري مي‌کنم با اينکه زبان در شرايط اضطراري فوري به وجود آمد اما خلقت زبان خلقت خوبي بود. يعني زبان به نوزادي مي‌مانست که 9 ماه را کامل نکرده بود اما زماني که به دنيا آمد از شرايط فيزيکي و رشد خوبي برخوردار بود.

 اوج اين تعالي از نظر شما در کدام نظم و نثر نمايان شد؟

از نظر من، بعد از کمتر از 200 سال، نثرش در قلم و زبان بيهقي و شعرش در قلم رودکي و فردوسي پخته شد. مانند اين مي‌ماند که‌‌ همان نوزاد نارس در 12 سالگي تبديل شود به يک ورزشکار مطرح. پس خلقت و پيشرفت اوليه‌اش خوب بوده است.

 با اين تعبير بايد ديد بالنده شدن کودک چگونه بوده است. چه روزهاي خوش و ناخوشي بر آن گذشته است. به چه آفت‌ها و ضد آفت‌هايي دچار شده؟

اين روزهاي خوش و ناخوش در سرنوشت و بالندگي زبان،‌‌ همان قدر اثر دارد که خوشي و ناخوشي به انسان. اينجا نگاهي تاريخي‌ـ سياسي به خودمان داشته باشيم. اين رويداد ناگوار يا ناخوش درآميختگي سياسي‌ـ فرهنگي ما با ترک‌هاي آسياي مرکزي و بخش‌هاي شرقي ايران است. قوز، اُقوز و نهايتاً مغول‌ها. به اينجا که مي‌رسيم، زبان گرفتار تأثيرات فرهنگي مهمانان ناخوانده مي‌شود. با اين همه زبان قدرتمند است و مانند جواني است که با نيروي جواني بيماري را با وجود افت و خيز‌ها از سر مي‌گذراند. جاي تأسف است که هنوز مردم ايران حمله مغول را از ياد نبرده بودند که يورش اقوام چنگيز يعني تيمورلنگ و سردارانش آغاز شد. اين‌ها دنباله‌‌ همان ترک‌ها بودند. ولي در تمام مراحل رويارويي زبان و فرهنگ با اقوام بيگانه يک شانس هميشه وجود داشته است؛ پشتوانه زبان فرهنگ غني بود که آن فرهنگ نه تنها تسليم فرهنگ اقوام غالب نشد که آن فرهنگ‌ها را مغلوب خود کرد و با سلطه يافتن بر آن فرهنگ‌ها، آن بيگانگان گاهي از خودي‌ها هم خودي‌تر شدند. يعني نسبت به زبان و شئون فرهنگ، مهرورزي و دلسوزي داشتند. آن فرهنگ‌ها در برابر فرهنگ ما خرده فرهنگ بودند.

 مصداقي براي اين نکته که اشاره کرديد‌ گاه بيگانگان با زبان فارسي مهرورز‌تر از خودي‌ها شدند، داريد؟

براي مثال شاعران ترک‌نژاد فارسي‌سرا حتي از ميان شاهزادگان و درباريان دست به قلم شدند. به عنوان مثال يک پادشاه گورکاني هند به نام «سلطان حسين بايقرا» و «اميرعلي شيرنوايي» وزير او. خدماتي که اين دو نفر به توسعه و اعتلاي زبان و ادبيات فارسي و هنرهاي ايراني و معماري ايراني‌ـ اسلامي کردند، به زعم من هيچ پادشاه پارسي‌نژاد ايراني زبان نداشته است. اميرعلي شير و سلطان حسين، شاعران پارسي‌سرا را اعم از هندي و ايراني زير بال و پر عنايت خود مي‌گرفتند. نقاشان، مينياتوريست‌ها و معماران ايراني‌ـ اسلامي را نيز همين طور. ما تاج محل در هند يا بنايي مانند مسجد گوهرشاد در هرات داريم.

البته نمي‌توان در کنار همه لطف‌هايي که کرده‌اند، زيان‌هايي را که براي زبان فارسي داشته‌اند ناديده گرفت. اين زيان‌ها به چند شيوه اتفاق افتاده است.

 برخي نقطه عطف آسيب پذيري زبان فارسي را يورش واژگان بيگانه مي‌دانند. ديدگاه شما در اين باره چيست؟

ورود لغت‌هاي بيگانه اما (لغت بيگانه به خودي خود، به زبان لطمه نمي‌زند، مي‌تواند مفيد هم باشد) به شرط اينکه واژه بيگانه تبعيت زبان را بپذيرد و زير قواعد صحيح و روشن زبان فارسي مورد استفاده قرار بگيرد حتي مي‌تواند سبب غناي دايره واژگاني زبان شود. اما هميشه اين طور نبوده که واژه‌اي وارد زبان شود و همراه خود، ويژگي دستوري زبان بيگانه را هم بياورد. از اين حوادث و اتفاقات مي‌توانيم زير عنوان «ناخوشايندهاي زبان فارسي» ياد کنيم. اما خب! بايد زماني که نکته‌هاي منفي را مي‌گوييم، نکات مثبت را هم بگوييم. نکات مثبت که بر سر زبان فارسي بود، تلفيق فرهنگ‌هاي اقوام مسلمان بوده است. از تلفيق فرهنگ‌ها، فرهنگ غني به وجود آمده و فرهنگ غني نيازمند زبان غني است که بتواند مفاهيم و محتواي فرهنگي را منتقل کند. به همين سبب است که در دوره سعدي و عصر حافظ، ده‌ها شاعر ديگر را مي‌شناسيد که بيشتر آن‌ها در فصاحت و بلاغت و «زبان‌آوري» به پاي سعدي و حافظ نمي‌رسند، چون اين فرهنگ را ندارند. اين درست است که از قديم گفته‌اند، زبان و فکر يا به سخن ديگر نطق و منطق در حکم دو روي يک سکه‌اند. يعني هرچه فکر و منطق غني‌تر است، زبان و نطق ماندگار‌تر و قوي‌تر مي‌شود.

 اينکه زبان فارسي را در برابر آسيب‌هاي زباني منعطف و آسيب پذير به‌شمار مي‌آورند، آيا درست است؟

زبان ما اشکالي ندارد. توانمند پيش رفته و توانسته از همه گرفتاري‌ها خود را نجات دهد. يک نکته ديگر هم بايد بگويم که کمتر مطرح شده است و آن روح زبان فارسي است. زبان فارسي ما از يک روح لطيف و با ظرافت برخوردار است که اين روحيه در بيشتر موارد به کمک زبان آمده و آن را حفظ کرده است. يکي از نکاتي که مي‌توانيم روح زبان را به طور ملموس ببينيم، ترجمه است. ترجمه زباني از زبان بيگانه به زبان خودي و بالعکس و البته وقتي صحبت از ترجمه مي‌شود، مسئله عمده معادل‌يابي مطرح مي‌شود. مثال‌هايي مي‌زنم؛ وقتي يک معادل در فارسي وضع مي‌کنيم اين معادل اگر با روح زبان ما هماهنگي نداشته باشد هرچه تلاش کنيم معادل را در زبان اشاعه بدهيم و جا بيندازيم، امکان ندارد. ممکن است، 50 سال يک يا دو نسل تلاش کنند اما عاقبت زبان، اين واژه ناهماهنگ و ناهمگون را به رغم تلاش‌هاي انجام شده، از دايره واژگاني خود، بيرون مي‌اندازد. در اروپايي واژه‌اي داريم که معادل فارسي آن فلات قاره است. گمان نمي‌کنم تا صد سال آينده اين واژه بتواند در زبان فارسي جايي براي خود باز کند. وقتي از ساحل وارد آب بشويد جايي که هنوز آب عميق نشده و ساحل زير آب رفته است؛ فلات قاره ناميده مي‌شود که‌گاه از اين محدوده نفت هم استخراج مي‌شود که به نفت فلات قاره معروف است. در صورتي که شايد بتوان ساده‌تر گفت، نفت بستر دريا. در دانشگاه استادي داشتيم به نام «دکتر حسين بهزاد». او براي واژه برانشي (سيستم تنفس دريازيان) يک واژه معادل ساخت و پيشنهاد داد که مثل برق پذيرفته شد؛ آبشش.

 بنابراين مي‌توان گفت زبان هوشمند است؟

بله البته. زبان کيفيتي شامل، چند وجهي و چندجانبه دارد که بايد ‌مهمان خود را بپذيرد. اگر نپذيرد در خود راه نمي‌دهد. از اين زاويه وقتي به زبان فارسي نگاه مي‌کنيم، خود طبيعت زبان، زبان فارسي را زباني قوي، گويا، زيبا، آهنگين و سالم مي‌بينيم اما برخورد ما فارسي‌زبان‌ها با زبان در دوره‌هاي مختلف يکسان نبوده است و گاهي از روي ناآگاهي و بي‌اطلاعي نسبت به زبان، بي‌مهري کرده‌ايم. ما در داخل تعمد در آسيب به زبان نداشته‌ايم اما از خارج چرا.

 به نظرتان بيشترين آسيب‌ها از سوي چه کساني به زبان وارد مي‌شود؟

به نظرم زبان از جانب عامه مردم که فقط از زبان استفاده ابزاري و کاربردي مي‌کنند، لطمه نمي‌بيند. زبان اگر لطمه ببيند از جانب کساني است که ادعاي تخصص، نويسندگي يا شاعري در زبان و ادبيات فارسي دارند اما به اندازه کافي دانش‌ زبان ندارند و در اين زمينه تحصيل نکرده‌اند و به ريشه و قابليت‌هاي زبان و ادبيات فارسي آشنا نيستند. مثلاً شاعران نو‌پرداز و نويسندگان مدعي.

 وضعيت کتاب‌ها و ادبيات موجود جامعه را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

کتاب‌هايي در نمايشگاه ورق مي‌زدم. کتاب‌هاي داستان کوتاه و بلند بسياري را ديدم که از نظر نگارش ايراد دارند. جملات‌گاه تغيير معنوي دارند. من که 40 سال است، تحصيل کرده‌ام متوجه نمي‌شوم چه مفهومي دارند. به تعبيري، ز بيگانه نمي‌ترسم که من از خويش مي‌ترسم! ريشه آفت در آشنا نبودن‌ها با ميراث زبان است. مثلاً در عرصه شعر معاصر وقتي آقاي شفيعي کدکني، شعر مي‌سرايد، ايرادي که ندارد هيچ سبب اعتلاي زبان و شعر هم مي‌شود. چون او با گذشته زبان آشنايي دارد. اما نوپردازان مدعي نه! از شعر استاد وام مي‌گيرم؛ «واي بر احوال برگ بي‌درخت» کساني که ريشه زبان را نمي‌شناسند، ناگزير تيشه را بر پيکر اين درخت فرود مي‌آورند.

 اينکه زبان فارسي ديگر همچون گذشته زبان علم و دانش نيست، تقصير ما به شمار مي‌رود يا ناتواني زبان؟

گناه زبان نيست. زبان منعکس کننده دانش و فرهنگ قومي است که به آن زبان، گفت‌وگو مي‌کنند و نوشت و خواند دارند. در قرن‌هاي 4، 5 و 6 هجري قمري، ايران آن روزگار مهد دانش، فرهنگ، علوم و فلسفه بوده است. آن دانش‌ها، افکار و انديشه‌ها اگر به زبان فارسي تحليل و نوشته مي‌شده به همه جاي دنيا با‌‌ همان زبان فارسي مي‌رفته است. امروز ما آن دانش گذشته را نداريم و نبايد منکر شويم که در توليد دانش بازمانده‌ايم. در خارج از کشور هزينه معيشت مردم که تأمين بشود، پول و بودجه باقيمانده را در قالب بورسيه تحصيلي و علمي، سرمايه‌گذاري و فکر و نخبگان را وارد مي‌کنند.

 اين روز‌ها رسم الخط جديدي از زبان و ادبيات فارسي در فضاهاي مجازي در حال استفاده است.

 بي‌اطلاعي و ناآگاهي هم به زبان و هم به ارزش شاخصه ملي در حفظ قوام مليت ضربه مي‌زند. اين وظيفه رسانه ملي است که فرهنگسازي کند. دوم سابقه‌اي که «فارگليسي» دارد. احمد شاملو سفرنامه طنزي دارد که به روايت احوال ايراني‌هاي نسل دوم و سوم که خارج رفته‌اند و فارگليسي صحبت مي‌کنند، اشاره کرده است. اين روز‌ها مي‌بينيم در دنياي مجازي و تلگرام واژه‌هايي مانند لفت دادن به کار برده مي‌شود که ترکيب دو فعل از دو زبان و اشتباه است. دليل ديگر، ويژگي سن جواني است. جوان دوست دارد، خودش را نشان بدهد و به نمايش بگذارد. از هر چيز که کمک کند در اين به نمايش گذاشتن، استفاده مي‌کند و اين‌ها خبرهاي خوبي براي زبان نيستند. ما نمي‌دانيم چه ميراثي در دست داريم. به تعبيري به صد دفتر نشايد گفت وصف حال مشتاقي

 

منبع: بنیاد ملی نخبگان

بازنشر: سایت علمی نخبگان جوان

کلمات کلیدی: 

افزودن دیدگاه جدید

ویژه های سایت

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان از تمامی متخصصین حوزه نرم افزار که آشنایی با زبان های برنامه نویسی...

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

نظر سنجی

  • با چه روشی می توان سریعتر اقتصاد مقاومتی را محقق نمود و کشور را از وابستگی به دیگران رهانید ؟

  • تعداد مقالات: 3,060
  • بازدید امروز : 23688
  • بازدید دیروز: 41881

افراد آنلاین:

292

اکنون ساعت   2:23 pm به وقت تهران میباشد.

امروز: چهارشنبه 25 مهر 1397

بارکد نخبگان جوان کانال تلگرامی
 
 

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت com.نخبگان مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
مسئولیت مطالب ارسالی کاربران بر عهده سایت علمی نخبگان جوان نمی باشد

تهیه و تنظیم مطالب: com.نخبگان